آرشیو شماره‌های مجله

آرشیو شماره‌های مجله
لطفا برای دریافت شماره‌های مجله روی عکس کلیک کنید
‏نمایش پست‌ها با برچسب یادداشت مهمان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یادداشت مهمان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ شهریور ۲۰, پنجشنبه

حوزه بزه‌دیده شناسی

یادداشت مهمان (شماره نهم، دی و بهمن 92)


من فارغ‌التحصیل رشته حقوق جزا و جرم‌شناسی هستم و رساله ارشد بنده بررسی سیاست جنایی تقنینی افتراقی ایران در رابطه پدیده بزه‌دیدگی می‌باشد و مقالاتی داخلی هم در این رابطه به چاپ رسانده‌ام و تخصص اصلی بنده در حوزه بزه دیده‌شناسی حمایتی مجدد از قربانیان موجود در تعاریف جامعه شناسی جنسیتی می‌باشد که مقاله حاضر بررسی شمه‌ای از این دغدغه ذهنی  در جهت واکاوی حوزه تقنینی بزه‌دیدگان اقلیت جنسی می‌باشد.
در این نوشتار از کتاب قانون مجازات اسلامی به قلم جهانگیر منصور استفاده شده است.

آوین

در ایران، در بیشتر اعدام‌هایی که به دلیل روابط همجنسگرایانه انجام می‌شود، اتهام آن‌ها «لواط به عنف» که به معنای تجاوز است، اعلام می‌شود. در حالی که بسیاری از کشورهای جهان در تلاش برای مبارزه با «همجنسگراهراسی» هستند؛ قوانین کیفری ایران، همجنسگرایی را همچنان جرم می‌داند.
ایران از معدود کشورهای جهان است که در آن همجنسگرایان با خطر محکومیت به اعدام به دلیل رابطه جنسی مواجه هستند. با همه تلاش‌های فعالان حقوق‌بشر و جامعه همجنسگرایان ایران برای احقاق حقوق دگرباشان جنسی، لایحه مجازات اسلامی‌که هشتم بهمن ماه ۱۳۹۰ به تایید نهایی شورای نگهبان رسیده است نیز، همچون قانون مجازات اسلامی ‌قبلی، رابطه جنسی دو مرد یا دو زن با یکدیگر را در زمره «حدود» قرار داده است. این لایحه با درنظر داشتن جنسیت متهمان و کیفیت و تکرار رابطه جنسی، کیفر صد ضربه شلاق یا اعدام را برای آنان تعیین کرده است.
قانون جدید البته دستخوش تغییراتی شده است و در حالی که ماده ۱۰۹ قانون مجازات اسلامی ‌مصوب ۱۳۷۰ حکم لواط (رابطه جنسی دو مرد با یکدیگر) را اعدام قرار داده بود، در قانون جدید، شرایط اندکی تغییر کرده و بر اساس ماده ۲۳۳ آن فرد مفعول در هر صورت اعدام می‌شود و فاعل فقط در صورت «عنف، اکراه و داشتن همسر» اعدام خواهد شد.
این تغییر اندک، اما تنها شامل فرد فاعل می‌شود و فاعل فقط در صورتی که به مفعول تجاوز کرده باشد یا پیش از برقراری رابطه همجنسگرایانه، ازدواج کرده و با زن خود رابطه جنسی داشته باشد، اعدام خواهد شد.
موقعیت دیگری که خطر اعدام برای فرد فاعل دارد، غیرمسلمان بودن فاعل و مسلمان بودن مفعول است؛ در این صورت نیز بر مبنای تبصره یک ماده ۲۳۳ قانون جدید حکم اعدام برای فرد فاعل صادر خواهد شد.
این قوانین و تاکید دوباره قانون‌گذار بر آن در قانون جدید مجازات اسلامی ‌در حالی است که برخی مقام‌های ایرانی منکر وجود همجنسگرایان در این کشور شده‌اند. در بیشتر اعدام‌هایی که به دلیل روابط همجنسگرایانه انجام می‌شود، اتهام آن‌ها «لواط به عنف » که به معنای تجاوز است، اعلام می‌شود و چنان که فراز صانعی، محقق سازمان دیده‌بان حقوق بشر، می‌گوید، طی سال‌های (۲۰۰۵ تا۲۰۱۰) هیچ‌کس «صرفاً به اتهام همجنس‌گرایی» به اعدام محکوم نشده است .
قانون جدید مجازات اسلامی ‌دستخوش تغییراتی شده است و بر اساس ماده ۲۳۳، فرد مفعول در هر صورت اعدام می‌شود و فاعل فقط در صورت «عنف، اکراه و داشتن همسر» اعدام خواهد شد.
با وجود این، سازمان دیده‌بان حقوق بشر در گزارش مفصلی که سال ۲۰۱۰ در رابطه با «وضعیت همجنسگرایان و دیگر اقلیت‌های جنسی در ایران» منتشر کرد، می‌گوید که به دلیل غیرعلنی برگزار شدن جلسات دادگاهی که به «مسائل اخلاقی» می‌پردازند، تعیین تعداد دگرباشانی که در ایران به دلیل روابط همجنسگرایانه محکوم و اعدام می‌شوند، دشوار است .
این سازمان مدافع حقوق بشر در گزارش خود که بر پایه شهادت بیش از ۱۰۰ تن از همجنس‌گرایان ایرانی تهیه شده، این احتمال را که افراد دارای روابط همجنسگرایانه، تحت عنوان «تجاوز» اعدام شوند، منتفی ندانسته است .
یکی از معدود مواردی که اتهام افراد اعدام شده به صراحت همجنسگرایی اعلام شد، اعدام سه مرد همجنسگرا در شهریور ماه سال ۹۰ بود. روابط عمومی‌دادگستری استان خوزستان، پس از به دار آویخته شدن این سه نفر در اهواز، مستند قانونی این حکم را مواد ۱۰۸ و ۱۱۰ قانون مجازات اسلامی ‌دانست. ماده ۱۰۸ قانون مجازات اسلامی‌ تعریف لواط است و ماده ۱۱۰ می‌گوید که «حد لواط در صورت دخول قتل است» .
پیش از آن نیز، در ۲۲ آبان ۱۳۸۴ روزنامه کیهان از اعدام دو مرد به نام‌های مختار. ن. (۲۴ ساله) و علی. الف. (۲۵ ساله) در میدان شهید باهنر شهر گرگان در ملاء عام خبر داد و جرم آن‌ها را لواط عنوان کرد. مورد دیگر مربوط به صدور حکم اعدام برای روابط آزادانه همجنسگرایانه در اسفند ۱۳۸۳ است. روزنامه اعتماد در تاریخ ۲۵ اسفند آن سال نوشت که دادگاه کیفری تهران پس از کشف نوار ویدئویی که حاوی ارتباط جنسی دو مرد با یکدیگر بود، آن‌ها را محکوم به مرگ کرد. با این حال پس از صدور این حکم، هیچ گزارشی مبنی بر اجرای این حکم منتشر نشد .


۱۳۹۳ شهریور ۱۹, چهارشنبه

سرگیجه

یادداشت مهمان (شماره نهم، دی و بهمن 92)


بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم ما خوش شانس‌ترین نسل رنگین کمونی تاریخ ایران هستیم که از معجزه‌ای مثل اینترنت بر‌خورداریم و می‌تونیم همدیگر را به راحتی یک کلیک پیدا کنم و از احساس تنها بودنی که در دوران تاریخ به هم‌کیشان‌مان حاکم بوده، غلبه کنیم. فارغ از تمامی ‌فوائد اینترنت و دنیای مجازی، آنچه بیشتر از همه من را به فکر وا می‌دارد نحوه استفاده ما از این معجزه عصر حاضر است. احتمالا بیشتر هم نسل‌های ما اینترنت را جایی برای پیدا کردن نیمه‌های گمشده خود (در محترمانه‌ترین حالت ممکن آن) می‌بینند. نگاهی به تعداد اعضای پیج‌های دوست‌یابی و نسبت دادن این اعداد به پیج‌های که هدف‌شان اطلاع‌رسانی و روحیه برای نسل خویش است این معادله را به راحتی قابل حل می‌سازد. حال، جایی برای اندیشیدن باقی می‌ماند، آیا تنها کاربرد اینترنت این است؟ آیا خود را به کج فهمی‌ نزده‌ایم؟ 
با نگاهی به کشور‌هایی که رنگین‌کمان را یکی از زیبایی‌های آسمان می‌دانند و نه تنها آن را عجیب نمی‌پندارند بلکه تنها جزئی از آسمان پنداشته و از دیدن آن اگر خوشحال نشوند حداقل آن را مایه آزار خود نمی‌بینند، سوالی در ذهن من جولان می‌دهد، آیا همجنسگرایان در آن کشور‌ها نیز برای ایجاد این نوع ذهنیت در جامعه‌شان همین کارهایی را انجام داده‌اند که ما در حال حاضر مشغول آن هستیم؟ آیا واقعا آن قدر بالغ نشده‌ایم که از این آشیانه تاریک دلی به پرواز بزنیم؟ با این نوع مدرن پستو‌نشینی انتظار چه معجزه‌ای را خواهیم داشت؟ به قدرت می‌توانم بگویم با این نوع رفتار هیچ وقت به آنچه آرزو داریم و آن را ایده آل می‌پنداریم نخواهیم رسید. ‌ترسی که ما آن را ناشی فضای سیاسی و مذهبی حاکم می‌دانیم سر‌چشمه آن را می‌توان در عدم شجاعت خودمان بیابیم. شما بهتر از هر کسی می‌دانید تلاشی که برای دست‌یابی به حقوق اقلیت‌ها در سراسر جهان رخ داده است به هیچ عنوان خالی از تنش و آسیب‌هایی به آن اقلیت نبوده است. قهرمانان این عرصه چه کرده‌اند؟ آیا خلاف این است که با عدم وجود امکانات ارتباطی که ما در اختیار داریم و تعصب‌هایی تقریبا در همین‌ اندازه و از همه مهمتر، انسان بودن آنان و ما، توانستند کاری را به انجام برسانند که ما در عین حال که آرزومند آن هستیم حتی از تصور انجام کاری مشابه به خود می‌لرزیم. شجاعت، کلمه‌ای که شاید بعضی آن را به حماقت بخوانند. لازم نیست هیچ اسمی‌ بر آن بگذاریم آنچه مهم است تلاشی است که وظیفه ما نسبت به وجود خودمان و از آن بیشتر برای نسل آینده حکم به انجام آن می‌دهد. چه بسیار حماقت‌هایی که بعد از نتیجه شجاعت تعبییر شدند و چه شجاعت‌هایی که حماقت نام گرفتند. آنچه بیشتر از هر چیز دیگری در زمان حال مهم است شناخت یکدیگر در جهان واقعی و نه در جهان مجازی است. شجاعت کنید شاید هم حماقت، ولی آنچه مهم است شناخت یکدیگر در جهانی است که‌ ترجیح می‌دهید در آن زندگی کنید. البته روی سخن من با کسانی است که دنیای واقعی را می‌پسندند و از این دو شخصیتی واقعی و مجازی به تنگ آمده‌اند و نیاز به بودن در گروهی از جنس خود را با افرادی از نوع طرز فکر خود را احساس می‌کند. به مکانی احتیاج دارد که مطمئن باشد که اولین سوال «قد، وزن، سن، پوزشین» نخواهد بود و به معنای واقعی کلمه خسته‌اند، خسته از آنچه می‌پسندند ولی هیچ کاری برای آن انجام نداده‌اند به هزاران دلیلی که به راحتی می‌توان آن را با راحت‌طلبی و ‌ترس فاکتور گرفت. بیایید حداقل با خودمان روراست باشیم، این شرایط همان چیزی است که ما می‌خواهیم، اگر که نه چه کار مهمی‌ برای آن انجام داده‌اید؟ 
یکی از حقایق دنیا این‌ست که وقتی فردی کاری انجام می‌دهد (ویا انجام نمی‌دهد) دو حالت منطقی برای توصیف آن وجود دارد. یا مجبور است و یا مایل به انجام آن است. احتمالا بیشتر افراد گزینه اول در این موضوع انتخاب می‌کنند. چند ثانیه بیاندیشید، اجبار مفهومی ‌نا‌خوشایند ناشی از ‌ترس از دست دادن چیزی مهم مانند زندگی، زندگی کردن، خانواده، دوستان، آبرو، ثروت و... . آیا چیزی مهم‌تر از زندگی کردن وجود دارد؟ آیا آنچه ما مشغول آنیم را می‌توان زندگی کردن نامید؟ ‌ترس از دست دادن چه چیز این‌گونه ما را حقیر و گوشه‌گیر این دنیای مسخره مجازی نموده؟ آیا آنها‌یی که برای رسیدن حقوق خود تلاش کرده‌اند و پیروز شده‌اند و حال در مقابل نسل جوان خود با افتخار سینه راست می‌کنند، از این نوع ‌ترس‌ها بویی نبرده بودنند؟ آیا آنها نیز مانند ما در تونل‌های کابل نوری عرض‌ اندام می‌کردنند؟ شاید روزی به خود آمدند و گفتند این آن نیست که برازنده من است. شاید از آن لحظه به بعد دانستند زندگی با حقارت به هیچش نمی‌ارزد. با هم بودنمان راز مو‌فقیت ماست. باید برای حفظ این با هم بودن از چیزهایی نیز بگذریم. از این نوع دید گزینشی دست برداریم وقتی هدف ما یکسان باشد به احترام آن همه کسانی که در این راه قدم برداشته‌اند از یک ارزش یکسان برخوردارند. هرچند، برای دنیایی واقعی لازم است واقعا چشم‌ها را بشوییم. مطمئن باشید با مجازی نشینی از جامعه عقب خواهیم افتاد، عقب‌ماندگی‌ای که ناشی از عقب نشینی ماست.

۱۳۹۳ شهریور ۱۸, سه‌شنبه

تفاوت سلیقه‌ای چهره‌ای (بخش سوم و آخر)

یادداشت مهمان (شماره نهم، دی و بهمن 92)


در بخش نخست پیرامون جذابیت و تعریف آن، اولویت‌های جذب و اهداف جذب صحبت کردیم. در بخش دوم به شخصیت افراد و جذبه و دفعه آنها پرداختیم. بخش سوم اختصاص به واکاوی جذبه و دفعه و مسائل پیرامون این موضوع خواهد داشت.
قوانین ذهنی بر این باورند که خوشبختی یعنی رضایت، مهم نیست چقدر یا چه چیز جذب می‌شود اگر شما از آن راضی باشید احساس خوبی از آن جذب به دست خواهید آورد.
ایرج

جذابیت یا دافعه؟
زمانی که ذهن ما پیرامون مسئله‌ای می‌چرخد، دقت یا حساسیت ما در مورد همان مسئله بیشتر می‌شود و بالطلبع مسائلی که حول این موضوع هستند بیشتر توجه ما را جلب می‌کنند. در حقیقت اطراف ما همیشه یک اتفاقی در حال رخ دادن است که مربوط به این مسئله است. همه انسان‌ها در حال گذارن زندگی خویش بصورت عادی هستند و همه چیز روال عادی خود را دارد ولی این دید ما است که عوض شده، دقت و کانون تمرکز و توجه ما بر روی موضوع یا مسئله خاصی منعطف شده است.
بر مبنای قانون جذب، شما همان اموری را به زندگی خود جذب خواهید کرد که بر آنها متمرکز می‌شوید.
قانون جذب رازی در خود دارد و آن اینکه اگر انرژی و توجه‌تان را برای هر امری صرف کنید؛ همان را جذب زندگی‌تان خواهید کرد. اگر بر امور مثبت و بر خوبی‌ها متمرکز بمانید؛ به طور خودکار، اموری مثبت و خوبی‌های بیشتری را جذب زندگی‌تان می‌کنید و اگر بر امور منفی و بر کمبودها متمرکز شوید؛ همان‌ها را جذب زندگی‌تان خواهید کرد.
زمانی که پژواک تنهایی در زندگی نواخته شود، روی به سمت یافتن همدمی ‌برای گذر از این پژواک حرکت خواهیم کرد اما باید معیارهایی را در نظر گرفت و سپس راهی این مقصود مهم شد. صرفا گذر از تنهایی معیار و ملاک خوبی برای پیمودن این پژواک نیست.
زندگی ما پژواکی از درون ماست و آنچه در درون داریم همواره تحت اختیار ماست. اینکه با چه کسی طرح رفاقت داشته باشیم؛ کجا سفر کنیم؛ چه اتومبیلی بخریم؛ در کجا زندگی کنیم و همه‌ی هر آن‌چیزی که نیاز به تصمیم‌گیری ما برای عملی شدن آن وجود دارد همواره از درون ما نشات می‌گیرد و عملی می‌شود.
مهم است به چه فکر می‌کنید و چه آرزویی دارید؛ هر فردی که جذب شما می‌شود یا شما او را جذب می‌کنید با همه خصوصیاتش در اختیار شماست، شما با اختیار خود و دریافتن اینکه او حائز شرایط دوستی با شماست او را بر می‌گزینید و او نیز متقابلا همین گونه شما را با شرایط خود تطبیق می‌دهد.

شناخت متقابل، کلید جذب
برای پیمودن هر مسیر، برای ابتکار در هر امور، برای شروع زندگی نو، برای شروع ارتباط با هر فردی نیازمند شناخت افکار و روحیات و مسائل پیرامون آن هستیم. برای پیمودن مسیر باید شناخت حاصل کنیم که در طول مسیر چه چیزی لازم است همراهمان باشد و در طی مسیر چه چیزهایی هست و مسیر چگونه است، برای ایجاد ابتکاراتی در امورات باید گزینش کنیم که پیرامون چه موضوع نیازمند اتکار هستیم، برای شروع زندگی نو باید دانست که چه چیز از گذشته باید توشه راه آینده برای پیشگیری از خطا باشد و چه نقاطی؛ نقاط اتکا و قابل بهره برداری خواهد بود، برای شروع روابط با افراد باید همه این موارد را بکار گرفت. هموار بودن مسیر شناخت و درک متقابل در شناخت دو طرف جدی‌ترین مرحله است.
بهتر است باور داشته باشیم که ورود هر شخص به زندگی ما باعث تغییراتی در ابعاد مختلف خود و زندگی‌مان به وجود خواهد آمد، این تغییرات در جهت هماهنگی و پیشبرد روابط دو طرف اهمیت بسزایی دارد زیرا بر اساس این تغییرات میزان آشنایی عمیق‌تر و صمیمیت‌ها افزایش می‌یابد.
سوق منطقی و کنترل شده این تغییرات باعث شناخت بهتر و عمیق‌تر خواهد شد و آینده‌ی روابطی که بر اساس شناخت صحیح و عمیق شکل گرفته‌اند روشن‌تر و قابل انعطاف‌تر خواهد بود. همان حکایت خشت اول می‌تواند تعمیم به شناخت اولیه نیز داشته باشد و هرچه شناخت عمیق‌تر و واقعی‌تر آینده‌ای به مراتب بهتر و رابطه‌ای محکم‌تر.
نمی‌توان از سایر عوامل دخیل که در بخش دوم اشاره شد گذشت، همچون: شخصیت و طراز اجتماعی، خانواده و اطرافیان و تمام عواملی که باعث انتخاب شروع روابط و ادامه آن می‌شوند و این خود ما هستیم که میزان اهمیت آنها را تعیین می‌کنیم.
در صورتی که روابط بر اساس تاثیراتی که از اطرافیان به وجود آمده‌اند شکل گیرد در نهایت مضمون رابطه به درستی درک نخواهد شد.

حاشیه‌های روابط
در هر رابطه‌ای که به هر علت شروع می‌شود همچون روابط دوستانه مابین کارمندان یک اداره یا روابط دوستانه بین دانشجویان یک دانشگاه یا روابط خاص‌تر، وجود دیدگاه‌های مشترک باعث بست و عمیق‌تر شدن آن رابطه و وجود تفاوت‌های دیدگاهی در هر زمینه همچون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... می‌تواند باعث ایجاد قطبی منفی در جذب و ادامه رابطه باشد.
باید به این نکته توجه داشت که در هر موردی از رابطه چه دوستانه چه کاری چه دانشگاهی و همچنین عاشقانه، نباید بیش از حد به عمق مسائل پیرامون طرف مقابل پرداخت و این به این دلیل است که شاید فضای خصوصی وی مورد کنکاش ما قرار گیرد و این خود باعث بروز اتفاقات خاص قرار گیرد، البته این فضای خصوصی در روابط عمیق‌تر همچون روابط عاشقانه باید بسیار کوچک باشد زیرا نیاز به شناخت عمیق و واقعی در این روابط بسیار حائز اهمیت و مورد نظر است.
همانگونه که ما در یک زمان واحد می‌توانیم فقط به هدایت یک اتومبیل بپردازیم، در یک زمان واحد هم می‌باید به آشنایی و شناخت یک نفر فکر کنیم، این به این معناست که آشنایی‌های متعدد بیشتر از آنکه ما را به سر منزل مقصود برساند به همان مقدار ما را از مقصد دور می‌کند و ما دچار تفاوت سلیقه‌ای خواهیم شد که شاید سال‌ها ما را درگیر خود کند و در نهایت گذر عمر فقط حاصل ما از این ابتلا شود.
پایان بخش نهایی شعری است تقدیم به دیدگان دوستان دگرباش: 
آن کس که بدم گفت بدی سیرت اوست
وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست
حال متکلم ز کلامش پیداست
از کوزه همان برون ‌تراود که در اوست

۱۳۹۳ تیر ۳, سه‌شنبه

تفاوت سلیقه‌ای چهره‌ای (بخش دوم)

یادداشت مهمان (شماره هشتم، آبان و آذر 92)


شناخت خود، رفتار با خود
پیداست که انتخاب هر چیزی (مانند لباس، اتومبیل، منزل، محل کار و هر آن چیزی که انتخاب خواهد شد) مولفه‌هایی برای خود دارد که دخیل در آن انتخاب هستند؛ یکی از آن مؤلفه‌ها، ظاهر منتخب است که گاهی بسیار مهم و گاهی دارای میزان اهمیت متوسط و کم است.
در انتخاب یک منزل مؤلفه استحکام و زیبایی، در انتخاب اتومبیل مؤلفه سرعت، استحکام و زیبایی در انتخاب‌های دیگرمان هم مؤلفه‌های خاصی دخیل هستند، در انتخاب دوست چه چیزی می‌تواند حائز اهمیت باشد؟ اندام؟ تیپ و ظاهر پوششی؟ اخلاق و منش اجتماعی؟ سطح تحصیلات؟
باید صادقانه گفت که هر کدام از عوامل گفته شده مطرح و دخیل هستند با این تفاوت که هر شخص به طور متفاوت با اشخاص دیگر اهمیت متفاوتی برای این عوامل قائل است به طور مثال فردی دوست دارد به شخصیت افراد اهمیت بیشتری قائل شود و شخصی دیگر برای چهره و ظاهر افراد اهمیت بیشتری قائل است.
سوال اینجاست که کدام یک از مؤلفه‌های ذاتی و اکتسابی یک فرد می‌تواند مهم و پر رنگ‌تر باشد؟ جواب این سوال ساده است و باید به جای گزینش تک‌تک مؤلفه‌ها به صورت مکمل به آنها نگاه کنیم شاید فردی باشد که بر عکس چهره ساده و معمولی خود دارای سرشتی زیبا و همراهی خوب است و حتی شاید افرادی باشند که چهره خوب و قابل مثالی داشته باشند ولی دارای سرشتی نامتناسب با ابعاد شخصیتی ما باشند. این مهم است که شخصیت ما چگونه است و خودمان در پی یافتن چه فردی با چه ابعاد شخصیتی و ظاهری هستیم.
بدون داشتن تعبیر و تعریفی از آنکه در پی او هستیم ما مثال همان آدمی هستیم که دنبال چیزی باارزش از دل کوه بود! بی‌آنکه بداند دنبال چیست که در نهایت هم با انبوهی از خستگی و پریشانی مواجه خواهیم شد بدون دست یافتن به آنچه که می‌خواستیم؛ ولی نمی‌دانستیم چیست! بهتر است مؤلفه‌ها را یک‌جا جمع کنیم و به اصطلاح کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم آیا واقعا شخصیت، اندام، تیپ، تحصیلات و خیلی چیزهای دیگر فرد مورد نظر به ما می‌خورد؟

ابعاد شخصیت
پژوهشگران پنج بُعد اساسی برای شخصیت هر انسان در نظر می‌گیرند. مدارک و شواهد بسیاری برای درستی این نظریه ظرف 50 سال گذشته ارائه شده است. پژوهش در این زمینه ابتدا توسط فیسک (1949) آغاز شد و سپس از طریق پژوهشگران دیگری چون نورمن (1967)، اسمیت (1967)، گلدبرگ (1981) و مک‌کرا و کاستا (1987) توسعه یافت. 
این پنج بعد، رده‌های گسترده خصیصه‌های شخصیت را تشکیل می‌دهند. با وجودی که مقالات بسیار زیادی در تأیید و پشتیبانی از این مدل (پنج عامل) برای شخصیت وجود دارد، اما پژوهشگران بر سر نام دقیقی برای این ابعاد، اتفاق نظر ندارند. این پنج رده معمولاً با اسامی زیر عنوان می‌شوند:
برون‌گرایی این خصیصه شامل ویژگی‌هایی از قبیل تحریک‌پذیری، مردم‌آمیزی (میل به برقراری روابط بین فردی)، پرحرفی، اعتماد‌به‌نفس و ابراز هیجانات و احساسات به مقدار زیاد، می‌باشد.
خوشایندی (مقبولیت) این بعد شخصیت شامل ویژگی‌هایی از قبیل اعتماد، نوع‌دوستی، احترام به خواست‌ها و نیازهای دیگران، مهربانی، محبت و سایر رفتارهای پسندیده اجتماعی می‌باشد.
وظیفه‌شناسی (وجدان) ویژگی‌های متداول این بعد شخصیت شامل سطح بالای تفکر، به همراه کنترل مناسب واکنش‌ها و نیز رفتارهای هدفمند می‌باشد. کسانی که این بعد از شخصیتشان برجسته باشد، اهل سازمان‌دهی و پرداختن به جزئیات کارها هستند.
تهییج پذیری کسانی که این ویژگی در آن‌ها برجسته باشد، از نظر هیجانی بی‌ثبات، مضطرب، دم‌دمی‌مزاج، خجالتی و افسرده هستند.
آزاداندیشی این خصیصه شامل ویژگی‌هایی از قبیل تخیل و بینش است و کسانی که این بعد شخصیت در آن‌ها قوی باشد معمولاً دارای علائق متنوعی می‌باشند.
این ابعاد نشانگر زمینه‌های گسترده شخصیت انسان هستند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که خصیصه‌هایی که در یک گروه قرار دارند معمولاً در بسیاری از افراد با همدیگر و به صورت توأم وجود دارند. برای مثال، افرادی که مردم‌آمیز هستند و میل زیادی به برقراری روابط بین فردی دارند، معمولاً پرحرف هم هستند. با وجود این، گاهی اوقات هم این ویژگی‌ها باهم وجود ندارند. شخصیت انسان بسیار پیچیده و متنوع است و هر فرد ممکن است رفتارهایی متناسب با چند بعد از ابعاد فوق از خود نشان دهد.

جذبه و دفعه
شخصیت می‌تواند سازگار و یا ناسازگار باشد. «ناسازگاری» زمانی مطرح می‌شود که افراد قادر نباشند تفکر و رفتار خود را با محیط و تغییرات آن تطبیق دهند. سازگاری یا عدم سازگاری ارتباط نزدیکی با «انعطاف‌پذیری» دارد. یک شخصیت سالم با وجود ثبات و پایداری به میزانی از انعطاف‌پذیری بهره می‌برد؛ اما افراد ناسازگار در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش به آنها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، تفکر و رفتار انعطاف‌ناپذیری از خود بروز می‌دهند؛ بنابراین اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف‌ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت‌ها».
در حقیقت می‌توان اشاره به این نکته داشت که شناخت مؤلفه‌های اکتسابی افراد می‌تواند معیار خوبی برای شروع روابط باشد؛ حال آنکه باید قبول کرد گذر زمان تأثیرات ملموسی بر رفتار و افکار هر شخص دارد.
اتفاق نظر بر این معیار استوار است که جذابیت چیزی غیر از زیبایی است شخص مي‌تواند صورت زيبايی نداشته باشد اما بسيار جذاب باشد و هم چنين مي‌تواند بسيار زيبا باشد اما اصلاً جذابيت نداشته باشد. میزان جذبه و دفعه هر فرد مؤلفه‌ای است که با توجه به سن و منش اجتماعی خانواده و اطرافیان وی ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی دارد، شاید بتوان گفت خانواده و اطرافیان قابلیت تغییر شخصیت افراد به صورت مستقیم را دارند و جذبه هر شخص بیشتر پیرامون این دو قشر شکل گرفته و به تکامل می‌رسد هر چند حضور در مجامع مختلفی همچون مدرسه و دانشگاه و برخی گروه‌های اجتماعی نیز در پرداختن و باروری شخصیت سهمی درخور دارند اما قشر خانواده و اطرافیان تاثیری شگرف بر افراد دارند. شخصیت هر شخص در گذر زمان و با ایجاد ارتباط با افراد دیگر مرتبا پرداخته‌شده و دست‌خوش تغییراتی می‌شود که شاید خود فرد متوجه آنها نشود و گاهی عمیق و گاهی سطحی است.
شاید بتوان اذعان کرد که شروع روابط اگر بر پایه منش و شخصیت افراد بنا شود بسیار پایدارتر و عمیق‌تر خواهد بود حال آنکه ایجاد تغییر هم در شخصیت و هم در تمامی ابعاد وجودی انسان ممکن و امری شدنی است، ظاهر تغییر می‌کند، پوشش بروز می‌شود، سطح تحصیلات بالاتر می‌رود، هوش و ذکاوت روزبه‌روز افزون‌تر می‌شود این‌گونه استنباط و برداشت می‌شود که پرداختن به مؤلفه‌های شخصیتی رمز بقای روابط است. حسن ختام این بخش شعری است از سعدی:
تن آدمی شریف است بجان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

منابع در دفتر مجله موجود است
ایرج

۱۳۹۳ تیر ۲, دوشنبه

روابط لزبین‌ها

یادداشت مهمان (شماره هشتم، آبان و آذر 92)


*خلاصه‌ای از مقاله «کالی» درباره روابط لزبین‌ها از زبان مترجم

برگردان لیلی

چرا در رابطه‌مان عجله داریم؟
کالی این سوال را در ابتدا در ذهن خواننده ایجاد می‌کند و درباره آن، این گونه توضیح می‌دهد:
چرا لزبین‌ها در قرار ملاقاتشان اینقدر به خود سخت می‌گیرند؟ وقتی با خانمی بیرون می‌روند  و یا سکس دارند، اما زمان کافی را برای شناختِ طرف مقابل خود صرف نمی‌کنند و سریعا وارد ریلیشن (ارتباط) می‌شوند؟
توضیح آنکه کالی می‌خواهد به جامعه لزبین‌ها برساند که نباید سریعا برای ایجاد یک رابطه تصمیم گرفت. این ارتباط یک فرایندی است که نیازمند زمانِ طولانی‌ست. حتی داشتن سکس به این معنا نیست که شما سریعا وارد رابطه شده‌اید. شاید تمام مشکلات لزبین‌ها در ارتباطشان این است که بدونِ اینکه زمانِ کافی را برای شناخت یکدیگر صرف کنند واردِ رابطه عاشقانه و سطحی می‌شوند.

خودمان را به جهان ثابت کنیم!
کالی عقیده دارد، یکی از دلایل اینکه لزبین‌ها سریعا وارد رابطه می‌شوند این است که می‌خواهند به دنیای همجنس‌گراستیز خودشان را ثابت کنند و بگویند لزبین‌ها وجود دارند. «ما با هم رابطه داریم و همانطور که می‌بینید می‌شود!» اما بهتر است بیشتر به کیفیتِ رابطه بیاندیشیم نه به این موضوع که در رابطه بودن بهتر از مجرد بودن است.

فرار از ملاقات کردن فرد مورد نظر!
از نظر کالی قرار ملاقات برای اولین بار حتی برای ما لزبین‌ها نیز مشکل است. او می‌گوید، ریسک‌پذیری در ملاقاتِ زنِ جدید، مکالمات غیر قابل پیش‌بینی، درخواست از فردِ مورد نظر برای ادامه رابطه، داشتن مکالمه با فردی که اصلا نمی‌شناسیم و حتی استرس لزبین‌ها در رابطه با مقوله سکس باعثِ سخت‌تر شدنِ قرار ملاقات می‌شود. حتی مکان‌های درست و کافی برای دیدار لزبین‌های دیگر وجود ندارد. 

رابطه‌ی لزبین‌ها؛ صحبت در‌باره رابطه خودمان
مطمئنا خیلی مواقع شنیده‌اید که لزبین‌ها چقدر شوق برای غیبت کردن درباره لزبین‌های اطرافشان را دارند «شنیدی فلان لزبین داره با فلانی آشنا میشه؟» یا «شنیدی فلانی داره با فلانی بهم می‌زنه؟!». کالی می‌گوید علاقه ما برای نقد کردن و محکوم کردن و صحبت کردن در باره روابطِ زوج‌های لزبین اطرافمان زیاد است اما آیا تا به حال برای رابطه خودمان تامل کرده‌ایم؟ آیا ما تا به حال به معنای واقعی کلمه «صحبت» کرده‌ایم؟ نه فقط خوبی‌های آن، بلکه سختی‌ها و مشکلاتمان را با شریک زندگی خود مطرح کرده‌ایم؟

فشارهای همجنس‌گراستیزی
کالی می‌گوید، خیلی از روابط لزبین‌ها تحت تاثیر همجنس‌گراستیزی‌ست. خانواده‌ای که هموفوب است روابط دو همجنس را تحت تاثیر قرار می‌دهد. جرات آشکارسازی برای خانواده، پنهان کردن رابطه‌ها باعث ایجاد تشویش و دعوا می‌شود.  «ضربه دیدن، عصبانیت و غیره باعث ایجاد دعوا، ناامنی و در نهایت نگرانی ریلیشن (رابطه) می‌شود»  در این مواقع برای زوج لزبین لازم و ضروری‌ست که در باره احساساتشان صحبت کنند و همدیگر را بفهمند. هر دو باید به حرف‌های طرف مقابل گوش کنند و همراه هم باشند.

کنار آمدن با تفاوت‌ها
کالی عقیده دارد اگر زوج‌های لزبین با هم بعضی مواقع اختلاف نظر دارند، باید همدیگر را درک کنند و با آن کنار بیایند. تفاوت‌هایی که بین زوج لزبین وجود دارد، تنها تفاوت است، نه بیشتر. باید این تفاوت‌ها را پذیرفت و راهی برای حل آن پیدا کرد. خیلی از زوج‌های لزبین فکر می‌کنند اگر تفاوتی وجود دارد پس یک جایی از رابطه نقص دارد و نگران می‌شوند. بزرگ‌نمایی کردن تفاوت‌ها تنها باعث دعواهای بیشتر و حرص خوردن‌های بی‌مورد می‌شود.  پاک کردن دیدگاه منفی از تفاوت‌هایتان و کنار آمدن با هم، با آرامش صحبت کردن درباره مشکلاتتان راه حلِ داشتن زندگی آرام است و از مشکلات جلوگیری می‌کند.

دوستانِ لزبین برایتان تهدید است!
کالی می‌گوید، چرا باید از رفت و آمد با دوستانِ لزبین خود بترسیم؟ چرا باید شریک زندگیمان را از رفت و آمد با دوستانِ لزبین منع کنیم؟ اگر در رابطه خود کاملا امنیت را احساس می‌کنید و به شریکتان اعتماد دارید نگران نباشید. مطمئن باشید اگر شریکتان شما را دوست داشته باشد و متعهد باشد، مشکلی پیش نمی‌آید.

چگونه درباره عشق فکر می‌کنیم
کالی اعتقاد دارد که تعریف ما از عشق بعضی اوقات شریک زندگی‌مان را محدود می‌کند. ما فکر می‌کنیم اگر شریکمان عاشق است پس باید تنها شما را دوست داشته باشد. ممکن است فکر کنید اگر وقتِ آزادی در اختیار دارد و آن را با دوستانش سپری می‌کند، در نتیجه دوستانش را به شما ترجیح داده است. در واقع اصلا این طور نیست. این تنها یک سوء‌تفاهم است. انسان می‌تواند اشخاص زیادی را دوست داشته باشد. اگر تصمیم به ملاقات دوستش را داشته باشد، این تنها یک تصمیم برای دیدنِ یک دوست است. «شما در یک میدانِ مسابقه نیستید» پس به او سخت نگیرید و بگذارید وقت خود را خوب بگذراند. او را همراهی و تشویق کنید.

*تیترها به صورت تصادفی انتخاب شده‌اند
منبع:
http://kalimunro.com/wp/articles-info/lesbian-gay/lesbian-relationships-talking-about-our-relationships

۱۳۹۳ فروردین ۲۴, یکشنبه

تفاوت سلیقه‌ای ِچهره‌ای (بخش نخست)

یادداشت مهمان (شماره هفتم، شهریور و مهر 92)


واقعا هر کس با دیدن چهره کسی دیگر، شیفته او می‌شود؟
چهره افراد چقدر در تصمیم‌گیری ما برای شروع یک رابطه واقعی و جدی حائز اهمیت و دارای امتیاز است؟
چهره زیبا یک مولفه‌ی ذاتی است و ما در پرداختن آن نقش خاصی نداشتیم و هر کس منحصرا چهره ویژه‌ی خود را دارد. گاهی پیش آمده من و شما از چهره‌ای خوشمان بیاید ولی نزدیکان و دوستان از آن چهره تعریف نکنند و این آغازی باشد برای شروع یک تفاوت سلیقه «چهره‌ای» یعنی موضوع این مقاله! معیاری که ناگهان مهم می‌شود. این مقاله شامل سه بخش است که در بخش اول به اختصار در مورد تعاریفی اجمالی از جذابیت و ابعاد آن و بخش دوم در مورد راه‌های حصول جذابیت و بخش پایانی بررسی موشکافانه خواهد داشت بر جذبه و دفعه هر شخص.

حسن مه‌رویان مجلس گرچه دل می‌برد و دین
بحث ما در لطف طبع و خوبی کردار بود

در فضای اینترنت، در خیابان، در اداره‌ای که برای انجام کارتان مراجعه می‌کنید، در محل کارتان و در جاهای گوناگون حتما به پست‌تان خورده مانکن‌ها و افراد خوش‌قیافه که واقعا توجه شما رو جلب کرده‌اند، جلب توجهی ذاتا موقتی و گذرا که بصورت لحظه‌ای توجه‌مون رو جلب میکنه و دوست داریم به سر و تیپ و اندام اون شخص نگاهی خاص داشته باشیم. چه چیز باعث می‌شود بگوییم صورتی زیبا است؟ چه چیز باعث می‌شود همه دوست داشته باشند با کسانی که چهره‌ زیبا دارند مراوده داشته باشند؟ در سال‌های اخیر، دانشمندان به تئوری تکامل برگشته‌‌اند تا کمک‌مان کنند درک کنیم چرا بعضی چهره‌‌ها به نظر جذاب‌‌تر از  بقیه می‌رسند. توجه به جذابیت ظاهری بخشی از طرح تکاملی ماست.

جذابیت چیست؟
 جذابیت از اختلاط سه قدرت به وجود می‌آید «قدرت سخن‌گویی، حساسیت و کنترل» افراد جذاب علاوه بر اینکه احساسات خودشان را بهتر می‌توانند بیان کنند قادرند که دیگران را به انجام هر کاری برانگیزند. این افراد دیگران را خوب درک می‌کنند و می‌توانند به راحتی خودشان را جای دیگران بگذارند و همانند آنها احساس کنند. افراد جذاب اعتماد بنفس بالایی دارند و قادرند افکار و ایده‌های نو را عملی کنند. تحقیقاتی در این زمینه توسط پرفسور روانشناسی فرانک برنیری انجام شده. او معتقد است: «افراد جذاب به خوبی می‌توانند احساسات طرف مقابل‌شان را تقلید کنند و آنهایی که باهوش‌ترند حتی قادرند در یک گروه بزرگ این کار را ناخودآگاه انجام دهند، به حدی که حتی همانند دیگران نفس بکشند و بدنشان را تکان دهند. بعد از آشنایی با تمام این تحقیقات سئوال این است که «آیا جذابیت ذاتی است یا یادگرفتنی است؟» این سئوال پاسخ علمی ندارد، ولی محققین روانشناسی همگی معتقدند که: بعضی از رفتارها را می‌توان آموخت و رابطه بهتری با دیگران برقرار کرد، اما هیچ آموزشی نمی‌تواند انسانی را که جذاب نیست جذاب کند.  

اصلی ترین اولویت ما چیست؟
اولین چیزی که باید همیشه به یاد داشته باشیم این است که به دنیا آمده‌ایم تا انسانی با ویژگی‌ها و صفات والای انسانی و اخلاقی باشیم، پس هیچ چیز بر انسانیت و ویژگی‌های اخلاقی انسانی ما اولویت ندارد و تنها این صفات برجسته انسانی است که می‌تواند ما را به عنوان فردی جذاب و دوست‌داشتنی معرفی کند، شاید بارها در خیابان و مهمانی و محل کار با افراد زیادی برخورد داشتید که سعی می‌کنند تا با پوشیدن لباس‌های گران‌قیمت و شیک و یا انواع آرایش‌ها خود را دوست‌داشتنی نشان دهند اما نهایتا موفقیتی را بدست نمی‌آورند و یا در حالی که متوهم کسب موفقیت هستند بیشتر وسیله‌ای برای سود‌جویی دیگران هستند.

به دنبال نگاه کسی نباشید
اغلب انسان‌هایی که تباه می‌شوند کسانی هستند که به دنبال جذب نگاه‌های دیگران هستند، این نگاه‌ها مثل یک رسانه و مثل یک پدیده پیش‌رونده کم‌کم شما را برنامه‌ریزی می‌کند، اجازه ندهید نگاه دیگران شما را برنامه‌ریزی کند چرا که ممکن است روزی جذابیت را غرق شدن شما در دریاچه‌ای از لجن یا مواد متعفن تعریف کند، حال آنکه اگر بدنبال خوبی‌های واقعی و کمال حقیقی باشیم همیشه مسیر ترقی روحی و اجتماعی را طی خواهیم کرد.
با تمام توان اعتماد به نفس مفید و سازنده را در خود تقویت کنید و بدانید تنها زمانی دوست‌داشتنی خواهید بود که خودتان باشید و برای خودتان بپوشید، بگویید، بشنوید و ببینید و بعد برای دیگران اندکی ملاحظه کنید تا فقط حقوق‌شان ازین‌هایی که شما را مشغول کرده است، ضایع نشود. اینطور شما جذابیتی ادبی، منطقی و متعادل را سبب می‌شوید که با هر بادی ویران‌شدنی و نابودشدنی نیست و به نگاه کسی هم بند نیست.       

هدف از جذب دیگران را بدانید
بسیاری از ما مدت زیادی را صرف جذب افرادی می‌کنیم که بدلیل عدم هدفمندی و برنامه‌ریزی اساسا جذب شدن آنها جز دردسر و حاشیه‌هایی غیر مفید برای ما بهره‌ای ندارد، بنابر این هدف‌گذاری کنید. همین زمان فرصت و انگیزه‌های بعدی شما را برای دوست داشته شدن توسط دیگران در سطح غیر قابل تصوری کاهش می‌دهد، شما نیاز به این دارید تا زمانی که زنده هستید دیگران دوست‌تان داشته باشند و باید بدانیم صرفا جذاب بودن یک هدف نیست و چه بسا می‌تواند این تمنای دائمی برای کسب جذابیت زندگی شما را با مخاطرات زیادی دست به گریبان کند.

با کسی باشیم که صد عالم است                                                                                   
عدد صد به معنای تکامل در صفات و ویژگی‌های عالی است که بنابراین هر کسی که تلاش کند عدد 100 را بدست بیاورد طبیعتا در این مسیر، اعداد پایین‌تر و ویژگی‌های ابتدایی‌تر را نیز بدست می‌آورد، پس فراموش نکنید که با خدا باش و پادشاهی کن و غیر آن هر چه می‌خواهی باش و گدایی کن که این گدایی شامل جلب و جذب محبت و احترام دیگران هم می‌شود که انگیزه‌ای است برای بدست آوردن جذابیت‌های بیشتر و سطح وسیع‌تری از نگاه دیگران.
 منابع در دفتر مجله موجود است
ایرج


بگوییم همجنس‌باز یا بگوییم دوجنس‌گرا

یادداشت مهمان (شماره هفتم، شهریور و مهر 92)


مطالب منتشر شده در سرویس «یادداشت مهمان»، مقالاتی ارسالی از خوانندگان مجله است که بیانگر دیدگاه‌ شخصی ایشان است. این دیدگاه‌ها لزوما، منعکس‌کننده نظرات اقلیت نیستند.
گروه سردبیری


«گفتن «همجنس‌باز» به آنها آسان است اما آیا آنها دوجنس‌گرایانی نیستند که تنها از قبول این مطلب سرباز می‌زنند و می‌ترسند؟»
چند وقت قبل تو صفحات شریک‌یابی فیسبوک بودم که درخواست‌هایی که اونجا دیدم فکرم رو خیلی مشغول کرد. همه فاعل بودند. همه سن زیر 25 می‌خواستند... و بعضی‌ها از کلماتی استفاده می‌کردند که به این معنی بود که تمام فحش‌ها و کلمات زشتی که برای یک رابطه همجنسگرایانه است، برای مفعول‌ها است. کلماتی مفعول‌ها رو منحرف و ضعیف، بی‌شخصیت و کو*ی و فاقد مردانگی توصیف می‌کرد؛ اما فاعلین افرادی معمولی از اجتماع هستند که فقط از فرط مردانگی زیاد این کار رو می‌کنند. حتی با یکیشون تماس گرفتم و وقتی ازش پرسیدم چرا با 40 سال سن فقط دنبال یک نفر کمتر از 20 سال میگردد، برگشت و گفت که میخواد این رو هم امتحان کند. بهش گفتم که فکر می‌کردم که همجنس‌گرا باشه اما الان می‌بینم که بچه بازه... خیلی جالب بود که بلافاصله همجنسگرا بودن خودش رو رد کرد و حتی تقریباً حاضر شد بچه‌باز بودن خودش رو قبول کند تا مبادا برچسب همجنس‌گرایی بهش بچسبد! 
این‌ها همه با عده خیلی زیاد فاعلین در این صفحه‌ها، من رو به یاد نظریات دکتر کورت انداخت و بیشتر از همه به یاد مقاله‌ای که از اون در روزنامه چپ‌گرای لیبرال و طرفدار حقوق همجنس‌گرایان هافینگتون پست چاپ شده بود. اینطور که دکتر کورت بیان میکند افراد 100 درصد استریت هم وارد رابطه با افراد همجنس خودشان می‌شوند و حتی این رو یک علت شایع مراجعه افراد به مطب‌های روانشناسی بیان میکنه. طبق گفته های دکتر کورت عده‌ای از انسان‌ها دگرجنسگرا هستند و به جنس مخالف علاقمند می‌شوند، عده‌ای همجنس‌گرا هستند و به جنس موافق علاقه‌مند می‌شوند گروهی هم به هر دوجنس! او اما می‌گوید که بعضی از افراد دگرجنس‌گرا گاهی هوس می‌کنند که با همجنس خود رابطه برقرار کنند و یا داستان‌های همجنس‌گرایانه بخوانند یا فیلم‌های مربوط به روابط همجنس‌گرایان را نگاه کنند.1 علت این پدیده چه می‌تواند باشد؟ آیا آنها همجنس‌گرایانی هستند که نتوانسته‌اند هویت همجنسگرای خود را قبول کنند و در حال نقش بازی کردن هستند؟ نقش مردانی که به زنان علاقه‌مند هستند؟
 نظریات دکتر کورت دلایل احتمالی این رفتار را از دیدگاه دیگری می‌نگرد. این نظریات او مخالفین خیلی زیادی هم دارد. او در جواب اعتراضات فراوان به نظریاتش، نقطه نظر خود را مشخص‌تر بیان کرد و تاکید کرد که اعتقاد دارد گرایش جنسی افراد در زمان تولد مشخص می‌شود و قابل تغییر نیست. برخی همجنس‌گرا هستند و برخی دگرجنسگرا و گروهی دوجنسگرا. بعضی از دلایل جنجال‌آفرین دکتر کورت درباره دلایل رفتار جنسی مردان دگرجنس‌گرا با سایر مردان عبارتند از:
  1. تحت تجاوز قرار گرفتن در دوران کودکی؛ که باعث می‌شود شخص در بزرگ‌سالی به صحنه جرم بازگردد و با بازسازی صحنه جرم، به نوعی احساس کنترل بر موقعیت تجاوز گذشته دست یابد.
  2. مشوق‌های مالی؛ که باعث می‌شود افراد به سمت روسپی‌گری یا بازیگری در فیلم‌های پورن روی بیاورند. چرا که به دلیل عرضه بسیار کمتر، درآمد سکس با مردان بسیار بالاتر از درآمد سکس با زنان است و این باعث می‌شود که بعضی از مردان دگرجنس‌گرا به سکس با مردان روی بیاورند.
  3. لذت بردن از ورود وسایل و دیلدو به مقعد؛ اغلب مردم این مورد را همجنس‌گرایی می‌دانند؛ اما این افراد تنها دگرجنس‌گرایانی هستند که به خاطر رسیدن به این لذت و از ترس قضاوت شدن توسط زنان، به همجنس‌گرایان روی می آورند... چون همجنس‌گرایان کسانی هستند که آنها را قضاوت نمی‌کنند.
  4. کنجکاوی‌ها و تجربیات جنسی اولیه؛ مردان تا سنین 25 سالگی امکان دارد که با مردان دیگر وارد رابطه شوند تا کنجکاوی خود را ارضا کنند.
  5. دسترسی آسان؛ برای بعضی افراد دگرجنس‌گرا که از لحاظ جنسی به شدت تحریک‌پذیر هستند، دسترسی به شخصی که بتوانند توسط او خیلی سریع خود را تخلیه کنند بدون اینکه وارد درگیری‌های عاطفی بشوند نعمت بزرگی است و از آنجا که مردان بر خلاف زنان برای رابطه جنسی معمولا نیاز به یک شام رومانتیک ندارند، این افراد ممکن است با مردان رابطه برقرار کنند.
  6. کمبود پدر؛ این افراد دگرجنس‌گرایانی هستند که توجه کافی از پدران خود دریافت نکرده‌اند و این مقبولیت و توجه را اکنون در سکس با مردان می‌جویند.
  7. گرایش جنسی به مردان و گرایش عاطفی به زنان به طور هم‌زمان؛ گروهی از مردان دگرجنس‌گرا هستند که توسط رابطه با مردان به لذت جنسی می‌رسند و زنان نمی‌توانند این لذت را به آنها بدهند؛ اما این مردان همچنان از لحاظ عاطفی به زنان علاقه‌مند هستند و عاشق آنها می‌شنوند و دوست دارند که با آنان زندگی کنند.
  8. اعتیاد جنسی؛ گاهی رفتار جنسی با مردان می‌تواند نتیجه اعتیاد جنسی باشد.
  9. خود نمایی؛ بسیاری از افرادی که به این دلیل به رابطه با همجنس خود روی می‌آورند، از گروه بدن‌سازان هستند. این افراد دگرجنس‌گرایانی هستند که از تشویق شدن توسط زنان و مردان لذت می‌برند و حتی ممکن است تا لاس زدن یا بیشتر هم برای جلب تشویق بیشتر پیش بروند.
  10. تخلیه جنسی در زندانها؛ این افراد تنها به این دلیل با مردان رابطه برقرار می‌کنند که تنها گزینه ممکن است. به محض خروج از زندان این افراد دیگر با مردان ارتباطی نخواهند داشت.

از قول دکتر کورت، روانشناس و سکس درمانگر، گاهی رابطه مردان دگرجنس‌گرا با مردان چیزی نیست جز یک سکس ساده که آنها در آن لحظه و درآن شرایط به آن نیاز داشته‌اند یعنی همانطور که فروید میگفت «گاهی یک سیگار فقط یک سیگار است»
در مقابل تمام این نظریه‌های دکتر کورت، تئوری دیگری هم وجود دارد که البته علمی‌تر است و آن اینکه گرایش جنسی یک طیف پیوسته است و تمامی افراد روی کره زمین درجاتی از دگرجنس‌گرایی و همجنس‌گرایی را دارند و این همجنس‌گراهراسی درونی افراد است که به آنها اجازه اعتراف به همان اندک گرایش‌شان به همجنس را هم نمی‌دهد. به همین دلیل هم هست که مردانی وجود دارند که خودشان را دگرجنس‌گرا معرفی می‌کنند اما گاهی با مردان دیگر رابطه جنسی برقرار می‌کنند. هموفوبیا در این افراد باعث می‌شود که این افراد ترجیح دهند که به هر نحوی که هست خود را از گروه همجنس‌گرایان خارج کنند و بگویند: «ما دگرجنس‌گرا هستیم... ما همجنس‌باز نیستیم!»
دکتر کورت بیان می‌کند که نظریه‌اش به هیچ عنوان یک تئوری «علمی» نیست. بلکه تنها مبتنی بر تجربیاتی می‌باشد که از شکایات مراجعین دگرجنس‌گرا به مطبش به دست آورده است. نظریات دکتر کورت جنجال‌برانگیز بود و می‌دانم که اکثر شما همین فکر را می‌کنید؛ اما صفحات پارتنر‌یابی فیس‌بوک و تجربیات شخصی‌ام با برخی از این افراد باعث شد که این مقاله را در مورد مردان دگرجنس‌گرایی که با مردان سکس دارند، بنویسم و به این دو نظریه موجود پیرامون این مطلب بپردازم. این نظریات برای من بحث برانگیز و گاهی آزاردهنده و در برخی موارد خطرناک و وحشتناک بودند؛ اما تصمیم نهایی را شما برای خود خواهید گرفت. 
آنچه که مشخص است برای دوری از تناقض، اگر نظریات دکتر کورت را قبول نداریم احتمالا زمان آن رسیده است که تمام انسان‌ها را موجوداتی با یک طیف گرایش جنسی ببینیم و در تمام مردان دگرجنس‌گرایی که با مردان دیگر رابطه برقرار می‌کنند درجاتی از گرایش جنسی به جنس موافق را قبول کنیم و دیگر به این مردان دگرجنس‌گرا القاب توهین‌آمیزی همچون «همجنس‌باز» و سایر القاب ندهیم.

نریمان