آرشیو شماره‌های مجله

آرشیو شماره‌های مجله
لطفا برای دریافت شماره‌های مجله روی عکس کلیک کنید
‏نمایش پست‌ها با برچسب پرونده ویژه: دگرباش بودن، رابطه داشتن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پرونده ویژه: دگرباش بودن، رابطه داشتن. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

آشنایی شریکتان با خانواده[1]

پرونده ویژه: دگرباش بودن، رابطه داشتن (شماره یازدهم، فروردین و اردیبهشت 93)



وقتی پس از مدتی شما و شریکتان بیشتر از قبل به هم نزدیک می‌شوید، شاید بخواهید او را با خانواده‌تان آشنا کنید. این تصمیم دشواری است و می‌تواند تأثیر زیادی در رابطه شما داشته باشد. مهم‌ترین معیار تصمیم‌گیری شناخت شما از خانواده و پیش‌بینی نوع برخورد آن‌ها خواهد بود. در این مقاله به نکاتی برای موفقیت در این کار اشاره می‌کنیم. (این کار در شرایط فعلی ایران توصیه نمی‌شود، اما اگر تصمیم گرفتید چنین کنید، این مقاله را حتما بخوانید.)

اطمینان پیدا کنید که شریک شما آماده روبرویی با خانواده‌تان است
معرفی فرد مهم زندگی‌تان به خانواده قدم بزرگی است. شما باید قبل از هرگونه تصمیم‌گیری باهم صحبت کنید و مطمئن شوید شریکتان هم با این کار موافق است و احساس راحتی می‌کند. به هرگونه درنگ، مقاومت و یا تشویش در رفتار شریکتان که یک عامل هشداردهنده است توجه کنید.

به خانواده تذکر ویژه دهید
درصورتی‌که برای خانواده‌تان آشکارسازی کرده‌اید، پیش از رودررو کردن خانواده و شریکتان، با خانواده‌تان صحبت کنید و به آن‌ها بگویید که قصد انجام چنین کاری را دارید. به برخورد اولیه آن‌ها و حالاتی که از خود نشان می‌دهند توجه کنید. برایشان توضیح دهید که شریکتان و نتیجه این ملاقات چقدر برایتان مهم است. به این نکته توجه کنید که حتی اگر خانواده شما آشکارسازی شما را پذیرفته باشند، ممکن است آمادگی آشنایی با شریک شما را نداشته باشند.

آشکارسازی را با این مسئله ترکیب نکنید
شاید از نظر شما راحت‌تر باشد که هنگام آشکارسازی برای خانواده‌تان، شریکتان همراهتان باشد، ولی اصلاً روش خوبی نیست. آشکارسازی مربوط به شما و خانواده است و خانواده‌تان درست مثل خودتان نیاز به زمان دارند تا با این موضوع کنار بیایند. به آن‌ها احترام بگذارید و زمان لازم را در اختیارشان قرار دهید تا قبل از آشنایی با شریکتان، احساس شما را قبول کنند.

از روش‌های مناسب استفاده کنید
سعی نکنید از آشنا کردن شریک و خانواده‌تان به‌عنوان ابزاری برای آزادی کامل رفت‌وآمد در خانه استفاده کنید. همچنین تهدید خانواده به اینکه بدون توجه به نظر آن‌ها با شریکتان به خانه‌خواهید آمد اصلاً مناسب نیست و اثر خوبی ندارد. سعی کنید با خانواده‌تان در مورد اینکه چقدر برایتان مهم بوده که شریکتان را بشناسند صحبت کنید و اینکه این اتفاق چقدر زندگی شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تهدید و بحث کردن، فقط باعث می‌شود آن‌ها حالت تدافعی بگیرند. سعی کنید از روش‌های مسالمت‌آمیز استفاده کنید.

یخ جمع را آب کنید!
ممکن است مدتی طول بکشد تا خانواده و شریکتان باهم احساس راحتی کنند. با تعریف خاطرات خانوادگی یخ جمع را آب کنید و شریکتان را هم به شکلی وارد صحبت کنید. همین‌طور می‌توانید داستان‌هایی از رابطه‌تان تعریف کنید. شوخی و خنده را فراموش نکنید.

ایجاد حس امنیت خاطر در شریکتان
شریک شما ممکن است در اولین دیدار با خانواده شما اضطراب شدیدی داشته باشد. ممکن است او حس تنهایی و ترس داشته باشد. شما خانواده‌تان را می‌شناسید و می‌توانید رفتار و بازخورد آن‌ها را پیش‌بینی کنید، ولی شریکتان توانایی این کار را ندارد. اگر شریکتان دنبال راه فراری می‌گردد، کافی است با او صحبت کنید و او را از این بابت مطمئن کنید که هر کاری می‌کنید تا او احساس راحتی کند.

اگر شرایط مناسب نیست پافشاری نکنید
اگر احساس می‌کنید شرایط مناسب نیست و هیچ‌چیز طبق برنامه پیش نرفته، معرفی شریکتان را به تعویق بیاندازید. همیشه یک‌راه فرار برای چنین شرایطی قرار دهید. اگر اضطراب، شوک و خشونت زیادی در جمع احساس کردید، بدون هیچ صحبتی فقط بابت شام تشکر کنید و از جمع خارج شوید. در ضمن فراموش نکنید که در این حالت حتما شریکتان را تا منزل همراهی کنید.
و در آخر اگر همه‌چیز درست پیش رفت از خانواده و شریکتان تشکر کنید و به آن‌ها بگویید که چقدر از اینکه دو بخش مهم از زندگی‌تان با هم ادغام شدند حس خشنودی دارید. در ضمن به خودتان افتخار کنید که این قدم دشوار را با موفقیت برداشتید.



ترجمه: سینا پارسا

[1] http://gaylife.about.com/od/gaysexadvice/a/boyfriendparent.htm

۱۳۹۴ فروردین ۱۷, دوشنبه

زوج‌هاى همجنسگرا نسبت به دگرجنسگراها شادتر هستند

پرونده ویژه: دگرباش بودن، رابطه داشتن (شماره یازدهم، فروردین و اردیبهشت 93)




شايد براى شما هم پيش آمده باشد كه از خود بپرسيد "ميان زندگى كدام دسته از زوج‌ها روابط بهترى برقرار است؟" اين پرسش براى بسيارى از جامعه‌شناسان آن هم با كليه پيشرفت‌هاى عصر حاضر و انواع مختلف رابطه ما بين زوجين نيز پيش آمده است و اخيراً در دانشگاه اُپن انگلستان با هدف چگونگى حفظ روابط بين زوج‌هاى مدرن با بررسى ٥٠٠٠ نفر آمار جالبى بدست آمده است. با گردآورى اطلاعات حاضر مشخص گرديد كه زوج‌هاى همجنسگرا نسبت به دگرجنسگرايان شادتر هستند، همچنين زوج‌هاى جوان بدون فرزند نسبت به زوج‌هاى داراى فرزند خوشحال‌تر بوده و از شادى بيشترى برخوردار هستند. از نظر سلامت روحى همجنسگرايان مزدوج از همجنسگرايان با رابطه سفيد (رابطه‌اى بدون ثبت قانونى) از سلامت بيشتر و هر دو اين گروه نسبت به زوج‌هاى دگرجنسگرا سالم‌تر هستند. زوج‌هاى جوان همجنسگرا از رضايت بيشترى نسبت به زوج‌هاى جوان دگرجنسگرا برخوردارند و همجنسگرايانى كه رابطه‌اى قديمى دارند بيشتر به ادامه زندگى با يكديگر اميدوارند. تحقيقات نشان داده ازدواج قانونى و به رسميت شناختن رابطه اين دسته از زوجين به سلامت روح آنها كه به دليل نگاه سنگين جامعه و خانواده حساس گشته كمك شايان و قابل توجهى مي‌كند. اين تحقيق همچنين خاطر نشان كرده با اينكه همجنسگرايان در انگلستان بدون واهمه و ترس از آزار مي‌توانند زندگى كنند هنوز اكثريت جامعه همجنسگرا و دگرباشان جنسى از حمله‌هاى تلافى‌جويانه، نگاه تبعيض‌آميز و سؤاستفاده‌گرايانه مردم رنج مي‌برند، بوسه‌هاى پنهانى، ترس از گرفتن دست يكديگر در خيابان، هجمه سنگين نگاه عمومى و غيره همگى بخشى از اين ديدگاه هستند. "جو" يكى از مطالعه‌شوندگان در اين تحقيق به دکتر جکیو گیب يكى از نگارندگان و محققان گفت: "من و همسرم حال پس از ٦ سال رابطه هنوز هم نگاه مردم را كه همچون گناهكاران ما را براى لحظه‌اى مي‌نگرند احساس مي‌كنم، من در دو سال اول رابطه خود هنگام خروج از خانه وى را درون خانه مي‌بوسيدم و هنگام راه رفتن با ترس دست او را مي‌گرفتم اما اكنون بدون هيچ گونه ترسى از نگاه ديگران و يا حمله‌هاى تلافى‌جويانه وى را در اماكن عمومى مي‌بوسم و دست او را مي‌گيرم. اما اعتراف مي‌كنم هنوز هم نگاه مردم برايم جالب است، با اين آزادي‌ای كه من در لندن دارم و فكر نمي‌كنم در جايى ديگر حتى آمريكا نتوان آن را يافت، هنوز هم دلهره دارم و اميدوارم روزى بدون هيچ واهمه‌اى بتوان زندگى كرد". موازى با اين تحقيق در انگليس، تحقيقى در آمريكا نشان داد كه زوج‌هاى همجنسگراى حاضر در ايلاتى كه ازدواج همجنسگرايان آزاد است از سلامت فكرى و روانى بيشترى نسبت همجنسگرايان ايالات ديگر و حتى زوج‌هاى دگرجنسگرا برخوردارند. اين تحقيق نشان داد كه سلامت فكرى اين گروه در رابطه بسيار بيشتر از زوج‌هاى دگرجنسگرا است و به زبان ساده‌تر خيانت در بين آنها حدود ٣٪ است در حالي‌كى اين آمار در بين دگرجنسگرايان ١٠٪ است. نتيجه تحقيق نشان داد حتى با وجود اختلاف بين زوج‌هاى همجنسگرا به دليل شادى آنها از باهم بودن درصد اميد به ادامه رابطه و حتى بهتر شدن آن نسبت به گذشته بالاتر از دگرجنسگرايان است. هر دو گزارش تأكيد دارند كه در شرايط مساوى سهم زوج همجنسگرا در ضمن اميد بيشتر به زندگى به جامعه و ايجاد سيستمى بهتر بيشتر است. 
ميلاد

۱۳۹۴ فروردین ۱۶, یکشنبه

چگونه شکست عشقی خود را در 30 روز فراموش کنیم؟[1]

پرونده ویژه: دگرباش بودن، رابطه داشتن (شماره یازدهم، فروردین و اردیبهشت 93)


 شکست در یک رابطه عاطفی اتفاق می‌افتد و با گفتن این جملات شروع می‌شود: مشکل از منه، نه تو؛ من برای داشتن یک رابطه جدی آماده نبودم و نیستم؛ می‌خواهم که فقط باهم دوست باشیم نه بیشتر؛ و بعد شما چه‌کار می‌کنید؟ با دوستانتان تماس می گیرید؟ بر روی کارتان تمرکز می‌کنید؟ یا خودتان را حبس کرده و ارتباطتان را با دیگران قطع می‌کنید؟
در این نوشته که توسط خانم دکتر فرانکی باشان روانشناس همجنسگرایان در آمریکا نوشته ‌شده، به شما کمک می‌شود تا از طریق انتخاب راه درست خودتان را با وضعیت آشفته عاطفی­تان وفق بدهید و احساسات به‌هم‌ریخته خودتان را دوباره سروسامان داده و در اوج قدرت تصمیم بگیرید که آیا باید رابطه عاطفی شما ادامه پیدا کند یا پایان بپذیرد. بعد از جدایی شما باید 5 مرحله را بگذرانید:

1)     فرستادن پیام کمک (Sending out an SOS):
آیا فشار وحشتناک ا­تمام یک رابطه عاطفی را حس می­کنید؟ این فشار به دلیل تأثیر افکار شما بر روی احساس‌تان است. در این مرحله هدف ما جایگزینی احساسات مثبت با احساسات منفی است. باید توانایی خود در زنده کردن احساس‌ مثبت را تقویت کنید و از افکار مثبت در زمانی که توسط غم و اندوه احاطه ‌شده‌اید استفاده نمایید. شما برای این کار باید خودتان را خوشحال کرده و تعادل زندگی‌تان را پیدا کنید. به‌عنوان‌مثال: اگر احساس تنهایی می‌کنید به یکی از دوستانتان که باعث خنده شما می‌شود زنگ بزنید. اگر احساس ناراحتی دارید یک فیلم کمدی بینید. اگر احساس بیهودگی و استرس دارید وقت ماساژ بگیرید. در این مرحله شما دچار عدم اعتمادبه‌نفس می‌شوید دائماً از دیگران از رابطه خود می‌پرسید. پر از سؤالات بی‌جواب هستید. بهتر است قبل از تماس دوباره با پارتنرتان (شریک عاطفی) تمام سؤالاتتان را نوشته و بعد تماس بگیرید و بدانید که تمام سؤال‌های شما جوابی پیدا نمی­کنند اما همین کار، شما را به پاسخ­هایی خواهد رساند.
2)     سی روز فاصله (30 Day Hiatus):
بعد از اینکه در مورد سؤالات خود و وضعیتتان با او صحبت کردید (به‌طور عاقلانه) به هم فرصت بدهید تا از هم دور شوید. این به این معنی است که هیچ‌گونه رابطه‌ای با او برقرار نخواهید کرد. نه ارتباط تلفنی، نه پیامک نه ایمیل. ادامه دادن رابطه در این حالت اوضاع را برای شما پیچیده‌تر و سخت‌تر می‌کند. این قطع ارتباط به این معنا نیست که دیگر با او نمی­توانید صحبت کنید. درواقع این فاصله برای شماست که بتوانید خودتان را پیداکرده و بفهمید که چه‌کاری از دستتان برای رابطه برمی‌آید. به او بگویید که ایجاد این فاصله برای چیست تا او دچار سوءتفاهم نشود. در این مدت به‌هیچ‌وجه در اینترنت او را دنبال نکنید. ارتباط او را با دیگران زیر نظر نگیرید و دنبال این نباشید که بدانید او با چه کسانی وقت می‌گذراند چون تمام این کارها شما را از خودتان دورتر کرده و باعث می‌شود که برداشت‌های اشتباه از او بکنید که واقعیت ندارند. به‌علاوه شما به‌ اندازه کافی به‌ هم ‌ریخته هستید پس چرا باید دنبال دلیلی برای بیشتر به هم ریختن خودتان بگردید؟
3)     فرایند از دست دادن (Process the Loss):
به خودتان اجازه بدهید تا رابطه را از دست بدهید سپس برنامه‌ریزی کنید. داشتن برنامه به شما کمک می‌کند که بهتر شوید. افکار و احساستان را بنویسید. کتاب­های نخوانده خود را بخوانید. با دوستانتان بیرون بروید. اگر دوست نزدیک ندارید عضو گروه‌های اجتماعی شوید (LGBT support groups) در کلاس موردعلاقه خودتان ثبت‌نام کنید. باید بدانید که تغییرات به فاصله یک‌شب تا صبح ایجاد نمی­شوند پس در این مرحله صبور باشید. در این مرحله شما دچار سردرگمی و بیهودگی، عصبانیت، تکذیب و حاشا کردن می‌شوید اما باید احساسات خود را بیرون بریزید و این کار را با انتخاب کشیدن سیگار و مصرف دارو یا مخدر یا نوشیدن الکل نباید انجام دهید چون این راه‌حل‌ها موقتی بوده و تأثیر منفی آنان درگذشت زمان مخرب‌تر از حس کنونی شما می‌شود. می‌توانید با روانشناس صحبت کرده و جزئیات احساسات خود را برای او بازگو کنید و هیچ فکری را در خود نگه ندارید تا آزاردهنده شود. صحبت کردن یکی از راه‌های بسیار مفیدی است که شمارا آرام می‌کند اما با روانشناستان نه با پارتنرتان (شریک عاطفی).
4)     نجات پیدا کردن و ساختن دوباره زندگی‌تان (Rebuilding Your Life and Healing):
در این مرحله قصد داریم تا دوباره به همان زندگی قبل از شروع رابطه برگردیم. دوباره سراغ سرگرمی‌های گذشته خود بروید. زمانی که شما شکست‌ خورده‌اید به‌ طور باورنکردنی‌ای در برقراری ارتباط با اطرافیانتان دچار مشکل می‌شوید. باید رفتار خودتان را تغییر داده و احساسات خاموش شده در خودتان را زنده کنید. آیا به این موضوع فکر کرده‌اید که می‌توانید احساسات قوی‌تری نسبت به شخص دیگری پیدا کنید؟ آیا فکر کرده‌اید که کسی هست که می‌تواند شما را بهتر درک کند؟ پس چرا باید در این شرایط خودتان را محدود به احساس‌های منفی کرده و خودتان را از تجربه‌های جدید محروم کنید؟ باید از اشتباهات و راه‌حل‌های خود درس بگیرید. اگر در آینده دوباره در چنین وضعیتی قرار گرفتید چه می‌کنید؟ پس بخشنده باشید و او را ببخشید. عصبانیت از دست او مانند خوردن سمی کشنده است و داشتن توقع مردن شخص دیگر! بخشیدن او به معنی قبول رفتار او نیست بلکه نشان‌دهنده این است که شما آماده ترک کردن او و آماده شروع یک زندگی جدید هستید.
5)     شریک زندگی یا دوست (Ex or No Ex?):
آخرین قدم این است که تصمیم بگیرید که می‌خواهید با او دوست باشید یا فراموشش کنید. آیا واقعاً می­خواهید با او دوست باشید؟ چه نکات مثبت و مشترکی در این رابطه با او دارید؟ اگر با او فقط دوست باشید و شخص دیگری وارد زندگی او شود شما چه ‌کار می­کنید؟ زمانی که با او دوست هستید احساسات قدیمی خود را که به او متصل هستند چه‌کار می­کنید؟ اگر انتخاب کنید که با او فقط دوست باشید در واقع خود را در وضعیت سختی قرار می­دهید. در این رابطه دوستی شما دچار ناراحتی دوباره، حسرت خوردن گذشته، دور شدن دوباره و به‌هم‌ریختگی بیشتر احساسی می‌شوید. قبل از اینکه تصمیم بگیرید که با او فقط دوست باشید بهتر است که ظرفیت خودتان را بشناسید؛ اما اگر تصمیم گرفتید که با او دوست باشید به امید اینکه دوباره به هم برگردید و در این مدت تحمل هر اتفاقی را داشتید و حتی عواقب ناموفق شدن فرضیه خود را به عهده گرفتید اقدامات زیر را انجام دهید:
·         توجه کنید که در هر بار دیدار او جذب شما می‌شود یا نه.
·         به او فرصت دهید. گاهی تا چندین ماه طول می‌کشد تا دوباره به سمت شما کشیده شود.
·         از میزان نارضایتی و غم و اندوه او کم کنید. حس یک دوست خوب را به او بدهید.
·         وقت خود را با پیاده‌روی، رفتن به سینما، خوردن قهوه و... پرکنید نه با انجام کارهای عاطفی که نیاز به برقراری ارتباط نزدیک دارند.
·         او را عزیزم، عشقم، همسرم و... خطاب نکنید. باید مانند یک دوست رفتار کنید.
 بدانید که همه‌چیز بستگی به رفتار شما و هدف شما دارد. در شرایط سخت شکست مهم‌ترین موضوع انتخاب راه‌حل شما برای نجات دادن خودتان است. غم و اندوه پایدار نیستند و دوباره خورشید به شما خواهد تابید. قبل از انجام هر کاری عواقب آن را مورد بررسی قرار دهید.


فریبا. ف

[1] http://littlegaybook.com/how-to-get-over-a-lesbian-in-30-days/


۱۳۹۴ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

معرفی کوتاهی از برخی اشکال روابط بین فردی

پرونده ویژه: دگرباش بودن، رابطه داشتن (شماره یازدهم، فروردین و اردیبهشت 93)



در این نوشتار قصد بر این دارم که تعدادی از انواع روابط عاطفی-جنسی را مختصراً توضیح دهم. نویسنده این مطلب به دنبال ارزش‌گذاری و برتری دادن نوعی از رابطه بر نوع دیگر نیست و اصولاً روابط انسانی را این‌گونه قضاوت نمی‌کند بلکه می‌پندارد بسته به شرایط زمانی- مکانی و موقعیت‌های مختلف (عاطفی/جنسی/ اجتماعی و...) هر فرد حق گزینش نوعی از رابطه را که در آن حقوقی از دیگری تضییع نگردد دارا می‌باشد.

One-Night Stand
رابطه‌ی یک‌شبه، نوعی از رابطه است که در آن فرد تصمیم به برقراری رابطه‌ای صرفاً جنسی- تنها برای یک‌شب- با فرد/افراد دیگری می‌گیرد. به عبارتی به رابطه‌ای که برای یک‌شب شکل می‌گیرد و در آن کنش جنسی، بدون تعهد عاطفی و درگیری‌ای در آینده، میان دو یا چند طرف رخ می‌دهد، رابطه‌ی One-Night Stand می‌گویند.
روابط یک‌شبه می‌تواند میان افرادی که به دنبال شناخت جنسی از خود هستند، افراد مجردی که به دنبال رابطه‌ی جنسی بی هیچ‌گونه تعهد عاطفی-جنسی هستند و یا افراد متأهلی که به دنبال کنشی صرفاً جنسی خارج از رابطه‌ی عاطفی-جنسی با شریک زندگی خود هستند رخ دهد. روابط یک‌شبه همچنین در صنعت توریسم جنسی نیز روی می‌دهد.

Sex Friendship
دوستی بر اساس سکس نوعی از رابطه است که در آن فرد به دنبال شریکی صرفاً جنسی برای مدتی مشخص- و یا نامشخص- می‌باشد. در این‌گونه روابط طرفین هیچ‌گونه تعهد عاطفی و البته جنسی به یکدیگر ندارند.
برخلاف رابطه‌ی  One-Night stand سکس فرندشیپ رابطه‌ای مدت‌دار است. درواقع می‌توان گفت سکس فرندشیپ نوع مدت‌دار رابطه‌ی یک‌شبه می‌باشد که در آن طرفین، درگیرِ روابط عاطفی نشده و لزوما تعهد جنسی نیز به یکدیگر ندارند.
روابط سکس فرندشیپی می‌تواند میان افرادی که به دنبال شناخت جنسی از خود هستند، افراد مجردی که صرفاً به دنبال شریک جنسی -بی هیچ‌گونه درگیریِ عاطفی- هستند و یا افراد متأهلی که به دنبال شریکی خارج از رابطه‌ی عاطفی-جنسی با شریک زندگی خود هستند رخ دهد.

Benefit Friendship
دوستی منفعتی نوعی از رابطه است که در آن میزانی از رابطه‌ی عاطفی در کنار رابطه‌ی جنسی قرار دارد. در واقع نوعی از رابطه‌ی مدت‌دار بوده که در آن فرد علاوه برکنش جنسی، به میزانی درگیری عاطفی نیز دارد. در این‌گونه از رابطه طرفین لزوما تعهد جنسی و عاطفی به شریک خود ندارند. می‌توان گفت بنفیت فرندشیپ همانند سکس فرندشیپ می‌باشد با این تفاوت که در آن طرفین سطحی از رابطه‌ی عاطفی را نیز تجربه می‌کنند.
روابط بنفیت فرندشیپ می‌تواند میان افرادی که تمایل به رابطه‌ی جنسی- عاطفی - در سطح دلخواه خود و بدون تعهد عاطفی/جنسی به یکدیگر- دارند، افرادی که به دنبال دوره‌ای هستند که در آن بتوانند به شناختی دقیق‌تر از شریک زندگی احتمالی خود برسند- که به‌اصطلاح به آن دوران try میگویند- رخ دهد.

Open Relationship
رابطه‌ی باز نوعی از رابطه‌ی میان فردی (وابستگی قوی، عمیق و یا صمیمی یا آشنایی میان دو یا چند نفر که می‌تواند کوتاه‌مدت یا بلندمدت باشد) است که در آن، طرفین در کنار تمایل به داشتن رابطه با یکدیگر، با شکلی از رابطه‌ی غیر تک‌همسری موافق می‌باشند. بدین معنی که رابطه‌ی رمانتیک یا صمیمانه با شخصی دیگر پذیرفته‌شده، مجاز و یا به ‌دور از مخالفت می‌باشد.
عموماً یک رابطه‌ی باز زمانی شکل می‌گیرد که طرفین درگیر در آن، دو یا چند پیشنهاد و یا درگیری عاطفی و جنسی را در یک بازه‌ی زمانی مشخص، چه به‌عنوان رابطه‌های کوتاه‌مدت مانند قرارهای ملاقات (date) و چه به‌عنوان رابطه‌های بلندمدت مانند ازدواج داشته باشند.


گونه‌های مختلف رابطه‌ی باز عبارات‌اند از:
رابطه‌ی چند پارتنری، میان سه یا چند شریک که کنش جنسی میان همه‌ی طرفین درگیرِ رابطه رخ نمی‌دهد.
رابطه‌ی هیبریدی که در آن‌ یکی از طرفین تک همسر بوده و دیگری تک همسر نیست.
Swinging که در آن شرکایی که در یک نوع از رابطه‌ی همسری با یکدیگر بسر می‌برند در یک کنش جنسی با افراد دیگر به‌عنوان فعالیتی در راستای نیل به آرامش و یا کنشی اجتماعی به‌کارگماشته می‌شوند.
رابطه‌ی باز تا اندازه‌ی زیادی به‌عنوان رابطه‌ای آن‌سوتر از مفهوم رابطه‌ی تک‌همسری عمومیت‌یافته است. شکلی از رابطه‌ی باز، ازدواج باز می‌باشد که در آن شرکای درگیر در ازدواج، یک رابطه‌ی بازدارند.

Polyamory
رابطه‌ی چندهمسری و یا آن‌گونه که گفته می‌شود چندمهری نوعی از رابطه می‌باشد که بر اساس تعریف ویکی‌پدیا، از فلسفه و عمل دوست داشتن همزمان چند نفر به شکل غیر مالکانه، صادقانه، مسئولیت‌پذیرانه و اخلاقی حکایت می‌کند.

Civil Union
اتحاد مدنی شکلی از ازدواج می‌باشد که در آن طرفین درگیر لزوما دارای تمام حقوق و مزایای ازدواج نیستند و بسته به قوانین کشورهایی که این نوع از ازدواج را ثبت می‌کنند، مشمول حقوقی مساوی یا کم‌تر از ازدواج می‌شوند.
دانمارک نخستین کشوری است که در سال 1989 میلادی این قانون را به‌موجب فراهم کردن حقوق و مزایایی شبیه به ازدواج دگرجنسگرایان، برای زوج‌های هم‌جنس‌خواه تصویب کرده است.

Marriage
ازدواج شکلی از رابطه می‌باشد که افراد با پذیرش آن، به‌صورت قانونی وارد زندگی مشترک شده و از حمایت‌ها و مزایایی که قانون هر کشور برایشان در نظر می‌گیرد بهره‌مند می‌شوند و البته با ورود به آن، همچون هر قراردادی، محدودیت‌های قانونی لحاظ شده، منطبق بر قوانین کشور متبوع خود را می‌پذیرند.
در پایان با توجه به موارد گفته‌شده شایسته این است که پیش از ورود به هر نوع رابطه‌ای نوع و چارچوب‌های آن رابطه را جدای از دید عرفی جامعه، بر اساس نیازهای خود مشخص کرده و با شریک احتمالی خود درمیان بگذاریم. شاید بدین طریق از میزان زیاد شکست‌های عاطفی و رابطه‌های ناپایدار زودگذر- که به دلیل عدم شناخت و یا عدم صداقت با خود و نیازهایمان رخ می‌دهند- جلوگیری شده و با قرارگرفتن در چارچوبی مناسب از یک رابطه به خود و شریکمان آسیب نزنیم.


 محمد

۱۳۹۴ فروردین ۹, یکشنبه

خیانت در روابط همجنس گرایان

 پرونده ویژه: دگرباش بودن، رابطه داشتن (شماره یازدهم، فروردین و اردیبهشت 93)



خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می‌افتد.
ناپلئون بناپارت

اغلب ما خیانت را تجربه کرده‌ایم. همه می‌دانیم چه دردی دارد. خیانت یکی از دردناکترین وضعیت‌هایی است که هر فردی ممکن است فارغ از جنسیت یا گرایش جنسی‌اش تجربه کند. در اوج علاقه و اعتماد به یک فرد؛ ناگهان بُتی که عشق از او در ذهن ما ساخته فرو می‌ریزد. گاهی فرد دچار نوعی وسواس فکری می‌شود و به اصالت لحظاتی که با فرد خائن گذرانده شک می‌کند. کیفیت رابطه را حتی در زمانی که به ظاهر مثبت بوده زیر سوال می‌برد و مدام خویشتن را می‌آزارد.
خیانت می‌تواند عاطفی یا جنسی باشد، تحقیقات نشان می‌دهد که برای زن‌های دگرجنسگرا خیانت عاطفی و برای مردان دگرجنسگرا خیانت جنسی نابخشودنی‌تر و تحمل آن سخت‌تر است. در ارتباط با زوج‌های اقلیت جنسی اطلاعات پژوهشی ما برای اینکه بدانیم آنها نسبت به کدامیک از انواع خیانت حساس‌ترند هنوز کافی نیست.
خیانت پیامدهای مخربی در رابطه میان زوجین (همجنسگرا یا دگرجنسگرا) به همراه دارد. در اینجا برخی از واكنش‌های متداول ـبه‌خصوص واكنش‌هایی را كه در مدت كوتاهی پس از این اتفاق از فرد سر می‌زندـ بررسی می‌كنیم. شایع‌ترین واكنش‌هایی كه ممکن است فرد خیانت‌دیده از خود نشان دهد خشم فراوان از فرد مقابل یا رقیب، فكر خیانت و مقابله به مثل، كشتن و از بین بردن رقیب یا صدمه به موقعیت اجتماعی و احترام و آبروی فرد خائن است.
از سوی دیگر، فرد خیانت‌دیده اغلب اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد که مهم‌ترین دلیل آن احساس خواستنی نبودن و یا طرد شدن است. وی ممكن است دچار افكار مربوط به سرزنش خود شود و به دنبال نشانه‌هایی مبنی بر وجود عیب یا مشكلی در خودش باشد. این اتفاق می‌تواند تا حدی شدت پیدا كند كه فرد را به سوی خودكشی‌، افسردگی یا از سوی دیگر تلاش‌های افراطی و نالازم برای تغییر خود بكشاند.اغلب این واكنش‌ها تا حدی طبیعی هستند و اصولاً نمی‌توان از فرد خیانت‌دیده انتظار داشت غمگین یا عصبانی نباشد.
 در زوج های دگرجنسگرا پس از پی بردن به خیانت خیلی‌ها دست به اقداماتی می‌زنند. رفتارهایی چون تلفن زدن به دوستان، والدین یا همكاران فرد مقابل و بردن آبروی او در برابر دیگران، راه‌ انداختن دعوا و سروصدای زیاد در محل كار او و تلاش برای اخذ حمایت اجتماعی از سیستم خانواده؛ دوستان و فامیل.
این واکنش در زوج های همجنسگرا دیده نمی‌شود. آن‌ها نمی‌توانند ادعایی نسبت به رابطه داشته باشند. رابطه‌ای که وجودش پنهانی و ماهیتش از اساس مورد پذیرش عموم نیست چگونه ممکن است پس از مخدوش شدن مورد حمایت قرار گیرد؟ لذا فرد همجنس‌گرا شرایط بسیار سخت‌تری را تجربه می‌کنند. آنها ممکن است حتی نتوانند در این باره با خانواده یا نزدیکترین دوستان‌شان سخن بگویند. آنها ناچارند در شرایط بعد از خیانت که شدیداً از نظر روانی از هم گسسته و تحت فشارند، در مقابل دیگران وانمود کنند که همه چیز عادی است. این انزوا و عدم امکان به اشتراک گذاشتن مسایل با دیگران منجر به افسردگی شدیدی در این افراد می‌شود.
اگر یکی از طرفین با ارتباط با فردی از جنس مخالف، به شریک همجنسگرای خود خیانت کند، این ضربه می‌تواند دردناک‌تر باشد. چرا که ممکن است ذات کشش بین دوهمجنس و ارتباط عاشقانه و اروتیک بین آنها را زیر سوال ببرد و حتی در ارتباط با گرایش فرد خائن تردیدهایی را در ذهن فرد خیانت‌دیده ایجاد کند. سوالاتی مانند اینکه: "آیا او واقعاً یک کشش فطری و غریزی نسبت به من داشته؟! آیا او مانند من و هم حس من بوده یا این رابطه صرفاً هوس یک استریت برای تجربه‌ی شکل تازه‌ای از لذت بوده است؟" واکنش‌های شدیدی مانند شروع یك رابطه جدید یا به سرعت درگیر شدن در رابطه‌ای حساب‌ نشده صرفاً برای انتقام گرفتن از فرد مقابل نیز رایج است.

چه کنیم؟
یكی از مهم‌ترین نكاتی كه در اینجا باید ذكر كرد این است كه حتماً از برقراری ارتباط با فرد دیگری برای جبران خلأ فرد مقابل یا تلافی كار او اجتناب كنید. در بسیاری از موارد، پس از مشاوره، با بررسی اوضاع و یا كاهش التهاب و ناراحتی ناشی از این امر و پشیمانی فرد مقابل، ممكن است دو طرف تصمیم بگیرند به ارتباط خود ادامه دهند. در اینجا، حضور فرد سوم (یا به عبارتی، چهارم) كه صرفاً برای پوشاندن خلأ فرد خیانت‌دیده یا انتقام از او وارد ماجرا شده است، بسیار مشكل‌ساز خواهد بود.
این نکته را همیشه به خاطر داشته باشید که حتی اگر شما بدترین شریک روی کره زمین بوده باشید، باز هم این خیانت به شما را توجیه نمی‌کند. خیانت در هر شرایطی، ابعاد غیر انسانی و غیر قابل دفاع دارد. بازی کردن با احساسات فردی دیگر و نمایش دوست داشتن او یا حضور داشتن در کنار او در شرایطی که فرد به طور ذهنی یا واقعی در رابطه‌ی عاطفی یا جنسی دیگری درگیر است، تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند اخلاقی باشد.
ممکن است برخی افراد خائن استدلال‌هایی بیاورند برای اینکه نادرستی کار خود را توجیه کنند. توجیهاتی مانند اینکه "من می‌دانستم اگر شریکم بداند که دیگر دوستش ندارم یا دارم به او خیانت می‌کنم از غصه دق می‌کند" یا "او بیمار است و مشخص نیست تا کی زنده است" یا "اکنون شرایط پذیرش این موضوع را ندارد" یا "او درگیر فلان مشکل خانوادگی‌اش است و در این شرایط صلاح نیست من هم باری بر روی دوش او شوم!"
شاید هم واقعاً آنها از سر خوش‌قلبی یا نوع‌دوستی و برای جلوگیری از آسیب زدن بیشتر به شریک‌شان، خیانت خود را پنهان می‌کنند. اما سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که آیا ما مجازیم به جای فردی دیگر تصمیم بگیریم؟ آیا ما اجازه داریم به جای شریک‌مان تشخیص دهیم که چه چیزی برای او بهتر است؟ شاید او حتی اگر دو روز از حیاتش هم باقی باشد ترجیح دهد که خیانت را بداند و بمیرد تا اینکه در نا‌آگاهی و بی‌خبری بمیرد. پس هرگاه احساس کردید که از نظر احساسی در حال خروج از یک رابطه هستید، اولین و اخلاقی‌ترین کار ممکن این است که شهامت داشته باشید و شریک‌تان را مطلع کنید تا او نیز به عنوان یک طرف رابطه در این زمینه تصمیم بگیرد.
یكی از بهترین و كاركشته‌ترین مشاورانی كه می‌توانید در شرایط سختی به او تكیه كنید قلم‌تان است. وقتی دفتری برمی‌دارید و هر چه در دل دارید در آن می‌نویسید، بیش از هر چیز بین احساسات و هیجان‌هایی كه در آن لحظه دارید و رفتارهایی كه ممكن است از شما سر بزند وقفه ایجاد می‌كنید. این وقفه می‌تواند به شما در تحمل كردن این مسئله و كنارآمدن با آن كمك‌های فراوانی كند. پس از نوشتن و مرور آنچه نوشته‌اید،‌ خودتان به بسیاری از افكار نادرست یا افراطی خود پی می‌برید و می‌توانید با آنها منطقی‌تر برخورد كنید.
از آنجایی که اقلیت‌های جنسی شبکه‌های اجتماعی خاص خودشان را دارند، اغلب آنها تنها می‌توانند مشکلاتشان را با دوستان همجنسگرای دیگرشان مطرح کنند. موقعیتی که امکان نزدیک شدن دو فرد خیانت‌دیده به یکدیگر را بیشتر کرده و نیز امکان ورود شتاب‌زده و احساسی به رابطه‌ای دیگر را فراهم می‌کند. لذا توصیه‌ای که می‌شود این است که حداقل تا شش ماه پس از خیانت دیدن‌، تنها بمانید و وارد رابطه‌ی رمانتیک با فردی دیگر نشوید. 
 

آیا بعد از خیانت باید در رابطه بمانیم؟
معمولاً رابطه‌ای که با خیانت روبرو می‌شود دیگر طراوت و شادابی قبل را نخواهد داشت. سوالی که خیلی از مراجعان از من می‌پرسند این است که آیا باید رابطه را ادامه داد؟ پاسخ من در اغلب موارد یک گزینه قطعی نیست. به جز موارد خیلی خاص که قطعاً و صد درصد تشخیص می‌دهم که رابطه به نفع فرد خیانت‌دیده نیست و خیانت باز هم امکان تکرار شدن دارد، در باقی موارد، شرایط وقوع هر خیانتی متفاوت است. گاه فرد خیانت‌دیده خودش و رفتارهایش را در بروز خیانت از سوی شریکش دخیل می‌داند و لذا مایل است به فرد خیانتکار اجازه جبران اشتباهی را که مرتکب شده است بدهد. لذا در اغلب موارد پاسخ من این است: "این بستگی به تصمیم خودتان دارد." اما همواره توصیه می‌کنم که فرد خیانت‌دیده، در شرایط آرامش و بدون خشم و هیجان، یعنی بعد از آرام شدنش، سوالاتی را از شریک خیانتکار خود بپرسد؛ اولین و مهمترین سوال این است که چرا؟ چرا خیانت کرده است؟ دومین سوال: چه ضمانتی وجود دارد که خیانت دوباره تکرار نشود؟ سومین سوال: چه انگیزه‌هایی در فرد خائن برای بازسازی رابطه وجود دارد؟
بر اساس پاسخ‌هایی که فرد خائن به این سه سوال می‌دهد فرد خیانت‌دیده می‌تواند در مورد ادامه رابطه تصمیم بگیرد. بدیهی است که پاسخ‌ها، فردی و از رابطه‌ای به رابطه دیگر متفاوت است و هر کسی خودش در نهایت می‌تواند تشخیص دهد که کدام راه را باید انتخاب کند. شما نیازمند کمی زمان هستید تا مسایل دیگر را نیز زیر و رو کنید نباید به طور خاص تمام توجه خود را به خیانتی که از او سر زده معطوف کنید. قبول کنید که احساس خشم، عصبانیت، شک، تردید، شوکه شدن، آشفتگی، ترس، درد، رنج، افسردگی و پریشانی برای فردی که از خیانت شریکش مطلع شده کاملاً نرمال است. این مشکل باعث به وجود آمدن برخی مشکلات فیزیکی در فرد می‌شود از قبیل حالت تهوع و استفراغ و مشکلات مربوط به خواب (بی خوابی و یا پرخوابی) لرزش، کم غذایی و کم اشتهایی.
انتظار نداشته باشید که حس آشفتگی، بی‌اعتمادی و عصبانیت به مجرد اینکه تصمیم می‌گیرید شریک خود را ببخشید به راحتی از بین برود؛ از بین رفتن درد و رنج وارده از طریق خیانت نیازمند زمان است.

پس بهتر است قبل از هر تصمیمی به خودتان زمان بدهید.
صدرا اعتمادی-روانشناس بالینی


فاکتورهای یک رابطه موفق و طولانی[1]

پرونده ویژه: دگرباش بودن، رابطه داشتن (شماره یازدهم، فروردین و اردیبهشت 93)



سوالی که ممکن است با دیدن یک زوج موفق از خود بپرسیم این است که آن‌ها چه چیزی دارند که ما در رابطه‌مان نداریم؟
یک رابطه سالم و خوب دارای اهداف آرمان‌گرایانه می‌باشد؛ مانند سبزه‌ای است که فقط جوانه زدن آن مهم نیست بلکه باید دائما برگ‌های زرد آن را چید و خورشید را به آن تاباند تا همیشه‌ سبز باقی بماند. تمام روابط طولانی و موفق نیاز به گذر زمان و تلاش دارند. بسیاری ادعا دارند که وقت زیادی برای رابطه خود می‌گذارند اما نتیجه عکس می‌گیرند. این اتفاق به این دلیل است که شما انرژی خود را صرف انجام کارهای بیهوده در رابطه می‌کنید؛ مثلا بیشتر انرژی شما صرف درست کردن پارتنرتان (شریک عاطفی) به هدر می‌رود به‌طوری‌که انگار به دنبال تعمیر یک عیب هستید. حتی شب‌ها بیدار می‌مانید و روی این مسئله فکر می‌کنید یا حتی تلاش می‌کنید که ذهن پارتنرتان را بخوانید یا برعکس او ذهن شمارا بخواند. شاید این کارهای شما از روی علاقه باشد اما این هدر دادن انرژی کمکی به پیشرفت رابطه شما نمی‌کند. برای داشتن رابطه موفق باید ذهن باز باقابلیت بازیافت داشته باشید. باید یاد بگیرید که تعادل را در رابطه بین نیازهایتان برقرار کنید. انتظارات واقعی از رابطه خود داشته باشید.
برای شروع بهترین کار لیست کردن نیازهایتان است. خواسته و احتیاجات خود را بنویسید. حتی اگر مجرد هستید این کار را انجام دهید.
مشخص کنید که دنبال چه چیزهایی در رابطه‌تان هستید. چه معیارهای برایتان مهم است. این کار به شناخت خودتان بسیار کمک می‌کند. این لیست باید دارای دو قسمت باشد. یک قسمت مربوط به نیازهایتان و یک قسمت مربوط به خواست‌هایتان؛ مثلا شما توقع دارید که مورد احترام قرار بگیرید. پس از مشخص کردن نیازها و هدف‌هایتان درباره آنان با پارتنرتان صحبت کنید اما هر بار فقط روی یک موضوع تمرکز کرده و درباره یکی از خواست‌هایتان حرف بزنید.
همیشه از جملات من نیاز دارم، من فکر می‌کنم، من احساس می‌کنم، استفاده کنید تا در زمان صحبت زوج شما حالت دفاعی به خودش نگیرد.

فاکتور‌های مؤثر
برای داشتن رابطه خوب طولانی‌مدت باید مهارت‌هایی را کسب کنید و در آن‌ها استاد شوید. تحقیقات نشان داده که زوج‌های موفق از فاکتورهای زیر به‌مراتب در رابطه خود استفاده می‌کنند:
1. شنونده فعالی باشید: زوج‌هایی که با دقت به حرف هم گوش می‌دهند رابطه بهتری با هم برقرار می‌کنند. در زمان صحبت از زبان بدن خود استفاده کنید. این زبان بسیار تأثیرگذار است. شاید پارتنر شما بخواهد در زمان صحبتش به شما تکیه دهد. دکتر Jack Rosenblum دراین‌باره می‌گوید: «اگر زوج شما نیاز به صحبت کردن بیشتری دارد از او بخواهید که سرش را روی شانه شما گذاشته و صحبت کند.» این کار به معنی این نیست که شما باید سکوت کامل داشته باشید بلکه هدف دادن فضای کافی به زوجتان می‌باشد بدون اینکه به قضاوت او بنشینید یا وسط حرف او بپرید.
2. باهم برنامه‌ریزی کنید: بیشتر اتفاقات روزمره خود را با شریک زندگی‌تان تقسیم کنید. علاقه‌ها و سرگرمی‌های خود را باهم به اشتراک بگذارید. در یک هفته چند ساعت وقت برای انجام یک فعالیت دونفره بگذارید. این کار به هر دوی شما اجازه می‌دهد تا در شرایط و فضایی مثبت با هم ارتباط برقرار کنید. دکتر Howard Markham می‌گوید: «تا زمانی که زوج‌ها مانند دو دوست باهم صحبت می‌کنند و به هم اجازه لذت بردن می‌دهند دست‌به‌کارهای جالب‌تری در رابطه می‌زنند اما بعدها تغییر روش داده و رابطه برایشان تکراری می‌شود.» باهم فعالیت‌های هیجان‌آور انجام دهید؛ مانند دوچرخه‌سواری، کوهنوردی، اسکی … این شادی و تفریحات دونفره باعث نزدیکی شما به هم می‌شود. فعالیت‌هایی که هم خود شما و هم رابطه شمارا از زیر فشار روزمرگی و استرس‌ها رها می‌کند.
3. عادلانه رفتار کنید: چطور می‌توانیم کشمکش‌ها و بحث‌هایی را که منجر به شکست در رابطه می‌شوند را کنترل کنیم؟ برای این کار نیازی به توهین و متهم کردن زوج خود ندارید. مخالفت و عدم توافق در یک رابطه کاملاً طبیعی است. شما می‌توانید با رعایت قوانین رابطه و رعایت ادب نیاز و گفته خودتان را بیان کنید. مراقب باشید زمانی که به نقطه اوج عصبانیت خود می‌رسید از روش «وقفه» استفاده کنید؛ یعنی سکوت کرده و از هم فاصله بگیرید و زمانی که آرام‌تر شدید دوباره درباره مشکلتان صحبت کنید؛ زیرا بدترین تصمیمات را زوج‌ها در اوج عصبانیت خود می‌گیرند.
4. سکس دوست شماست: در روابط طولانی‌ مدت کم شدن رابطه نزدیک امری طبیعی است و گاهی این اتفاق براثر بی‌توجهی در اوایل رابطه هم می‌افتد. زمانی که متوجه بشوید که نیاز هر دوی شما در این‌باره رفع نمی‌شود این موضوع بسیار اهمیت پیدا می‌کند. همواره به خودتان یادآوری کنید که پارتنر شما لایق بهترین‌هاست و شما به او نیاز دارید و فقط می‌خواهید که با او باشید و عاشق او هستید. او را از خودتان دور نکنید. به بهداشت خودتان رسیدگی کنید. رمانتیک باشید. طبق تحقیقات اخیر، مردم در یک سال 130 بار با هم رابطه دارند و در این میان کسانی که بیشترین میزان رابطه را دارند میزان رضایت بالاتری هم دارند. پس همواره رابطه رمانتیک خود را سرزنده نگه ‌دارید.
5. درخواست‌های مؤدبانه: اگر خواسته‌ای دارید آن را به زبان بیاورید. تا زمانی که در سکوت لجبازی به سر می‌برید چطور توقع دارید که پارتنرتان خواسته شمارا انجام دهد. گاهی عقب کشیدن ما دراین‌باره کمکی به حل مشکلمان نمی‌کند. خواسته‌هایتان را با احترام بیان کنید به‌خصوص در جمع دوستانتان. به زوجتان محبت کنید. او را با انجام کارهای کوچک محبت‌آمیز شرمنده کنید. این شرمندگی او را بیشتر جذب شما می‌کند. بیان احساسات و خواسته‌هایتان از روی مهربانی و احترام باعث می‌شود که او متوجه شود که چقدر شما به او اهمیت می‌دهید.