آرشیو شماره‌های مجله

آرشیو شماره‌های مجله
لطفا برای دریافت شماره‌های مجله روی عکس کلیک کنید
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندگی اقلیتی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندگی اقلیتی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ تیر ۲۹, یکشنبه

هک؛ ویژه دگرباشان جنسی و کاربران اینترنتی

زندگی اقلیتی: هک (شماره هشتم، آبان و آذر 92)



مقدمه
در این مقاله روش‌های هک شدن و راه‌های پیش‌گیری از آن گفته خواهد شد فقط برای اینکه بدانید چقدر راحت می‌توانید هک شوید و پیام‌ها و ایمیل‌هایی که برای شما می‌آید و سایت‌هایی که در آن عضو می‌شوید دقت بیشتر داشته باشید و به هر کسی اجازه ندهید که پشت کامپیوتر شما بنشیند چون بیشتر مطالب گفته شده مربوط به هک حضوری (نشتن پست سیستم قربانی) می‌باشد.

هک چیست؟ 
هک  در دنیای فناوری از چند معنی مختلف برخوردار است که البته این معانی با یکدیگر در ارتباط هستند. معنای مشهورتر این اصطلاح ایجاد تغییر و تحول در یک برنامه یا یک وسیله به گونه‌ای است که افراد بتوانند به امکانات و قابلیت‌هایی که به طور عادی در دسترس‌شان نیست، دسترسی پیدا کنند. 
به عنوان مثال برخی هکرها با سرقت اطلاعات شخصی کاربران سرویس‌های بانکداری آنلاین موفق به انتقال مخفیانه وجه نقد از حسابی به حساب دیگر می‌شوند. از این روش در فضای مجازی برای دسترسی مخفیانه به رایانه‌های شخصی و سرقت اطلاعات آنها و حتی سوءاستفاده از دستگاه‌های تحت نفوذ برای حمله به دیگر رایانه‌ها استفاده می‌شود. 
باید توجه داشت که گستره استفاده از واژه هک منحصر به دنیای کامپیوتر نمی‌باشد و توسط افراد با تخصص‌های گوناگون در زمینه‌هایی از قبیل موسیقی و نقاشی نیز به کار می‌رود که به معنی دگرگونی‌های هوشمندانه و خلاقانه فرد در آن زمینه است. 

هکر‌ها به چند گروه تقسیم می‌شوند:
۱- گروه نفوذگران کلاه‌سفید (White Hat Hacker Group)
این گروه از هکرها در واقع همان دانشجویان و اساتید هستند که هدفشان نشان دادن ضعف سیستم‌های امنیتی شبکه‌های کامپیوتری می‌باشد .‌این گروه به نام هکرهای خوب معروف هستند. این دسته نه تنها مضر نیستند بلکه در تحکیم دیواره حفاظتی شبکه‌ها نقش اساسی دارند کلاه‌سفید‌ها دارای خلاقیت عجیبی هستند معمولا هر بار با روش جدیدی از دیواره امنیتی عبور می‌کنند.
۲- گروه نفوذگران کلاه‌سیاه (Black Hat Hacker Group)
نام دیگر این گروه Cracker است. کراکرها خرابکارترین نوع هکرها هستند. این گروه به طور کاملا پنهانی دست به عملیات خراب‌کارانه می‌زنند. کلاه‌سیاه‌ها اولین چیزی که به فکرشان می رسد نفوذ به سیستم قربانی است کلاه‌سیاه‌ها همه ویروس‌نویسند و با ارسال ویروس نوشته شده خود بر روی سیستم قربانی به آن سیستم نفوذ پیدا می‌کنند. در واقع یک جاسوس بر روی سیستم قربانی می‌فرستند. همیشه هویت اصلی این گروه پنهان است.
۳- گروه نفوذگران کلاه‌خاکستری (Gray Hat Hacker Group)
نام دیگر این گروه Whacker می‌باشد. هدف اصلی واکر استفاده از اطلاعات سایر کامپیوترها به مقصود مختلف می‌باشد و صدمه‌ای به کامپیوترها وارد نمی‌کنند. این گروه کدهای ورود به سیستم‌های امنیتی را پیدا کرده و به داخل آن نفوذ می‌کنند اما سرقت و خراب‌کاری جز کارهای کلاه‌خاکستری‌ها نیست. بلکه اطلاعات را در اختیار عموم مردم قرار می‌دهند. در سال ۱۹۹۴ یک هکر ژاپنی به سایت NASA آمریکا نفوذ پیدا کرد و تمامی اسناد محرمانـه متعلق به این سازمان را ربود و به طور رایگان بر روی اینترنت در اختیار عموم قرار داد.
۴- گروه نفوذگران کلاه‌صورتی (Pink Hat Hacker Group)
نام دیگر این گروه Booter می‌باشد. بوترها افرادی هستند که فقط قادرند در سیستم‌ها اخلال به وجود آورند و یا مزاحم سایر کاربران در اتاق‌های چت شوند. کلاه‌صورتی‌ها اغلب جوانان عصبانی و جسوری هستند که از نرم‌افزارهای دیگران استفاده می‌کنند و خود سواد برنامه‌نویسی ندارند. ولی در بعضی مواقع همین هکرهای کم‌سواد می توانند خطرهای جدی برای امنیت باشند.

بخش اول
هک شدن وبلاگ، E_mail، Gmail
ممکن است در جاهایی بخوانید که چگونه می‌توان وبلاگ یا ایمیل دیگری را هک کرد. فریب این حرف‌ها را نخورید چرا که این روش‌ها همه حقه می‌باشند و هرجا به چنین مسایلی برخورد کردید بیشتر به این شک کنید که خودتان هک خواهید شد تا اینکه دیگران را هک کنید زیرا این یکی از حقه‌هایی است که خودتان ایمیل و پسوردتان را برای شخص مورد نظر ارسال می‌کنید. در اینجا برای معرفی و آشنا شدن، یکی از این روش‌ها را می‌خوانید. (هرگز امتحان نکنید.)
«در این روش سیستم امنیتی از کار می‌افتد یعنی همان‌جایی که ما برای گرفتن گذرواژه فراموش‌شده‌مان اقدام می‌کنیم. (منظور همان forgot password است)
برای این کار ابتدا وارد ایمیل خودتان شوید و سپس مراحل زیر را به طور کامل انجام دهید:
۱-به Compose بروید همان جایی که ایمیل می‌فرستید و در قسمت to بزنید ....@yahoo.com
۲- در قسمت Subject (وبلاگ، E_mail، (Gmail فرد مورد نظر را وارد کنید.
۳- و در قسمت سوم همان‌جایی که ایمیل می‌زنید باید این را وارد کنید تا بلاگفا هنگ کند:
k1s%%@^@#LDMCA-23a_112~!!233#()$392(@)#)$(%s
###your weblog###!*&#^$@
###Your password###@@#!
*!&#%$%!@_)!#&$%@$@_#) “““
::her or his weblog:: 
به جای your weblog وبلاگ خود و به جای Your password پسورد خود و به جای Her or his weblog وبلاگ کسی را که می‌خواهید هک شود بنویسید. بعد از انجام درست مراحل بالا پسورد وبلاگ کسی که می‌خواستید هکش کنید برای شما ایمیل می‌شود.»
هرچند که پیداست در این روش شما تنها اطلاعات شخصی خود را در اختیار افراد سودجو قرار خواهید داد.

بخش دوم
هک شدن وب‌سایت، آموزش جلوگیری از هک
قصد داریم راه‌های مختلف هک شدن سایت و راه‌های جلوگیری از آن را بررسی کنیم. قبل از اینکه بدانیم چگونه باید امنیت سایت را برای مقابله با هک شدن بالا ببریم باید بیاموزیم چگونه  یک وب‌سایت  هک می‌شود، پس باید بدانیم آیا یک وب‌سایت قابل هک شدن هست یا نه! سایتی هک می‌شود که باگ امنیتی داشته باشد. باگ در لغت به معنای حفره و در اصطلاح هکرها یعنی راه نفوذ به وب‌سایت و هک کردن آن.

انواع هک
هک شدن انواع مختلف دارد اما می‌توانیم به دو دسته کلی هک سمت سرور (Server Side) و هک سمت کاربر (Client Side) تقسیم کنیم.
«هک سمت کاربر» یعنی از خود کاربر برای هک کردن او استفاده شود؛ مثلا هنگامی که می‌خواهد وارد ایمیلش شود پسوردش دزدیده می‌شود یا هنگامی که می‌خواهد اطلاعات بانکی‌اش را برای خرید اینترنتی وارد کند اطلاعاتش  ذخیره شود؛ اما چگونه؟! رایج‌ترین این نوع هک تروجان می‌باشد. تروجان یعنی ساختن یک صفحه کاملا شبیه صفحه ورود به ایمیل یا بانک و... و کشاندن کاربر با ترفندهای خاص به آن صفحه. کاربر که نمی‌داند آن صفحه، صفحه شخصی هکر است، اطلاعاتش را به راحتی وارد پایگاه داده هکر می‌کند و در اختیار او قرار می‌دهد.
راه جلوگیری: شما به عنوان یک کاربر باید هوشمند باشید و موقع وارد کردن اطلاعات شخصی مثلا ایمیل و پسورد حتما داخل آدرس بار را چک کنید که سایت مورد نظر دقیقا همان است که شما داخلش هستید؟ مثلا:
http://mail.google.com
https://mail-google.com
https://mail.googel.com
این سه آدرس می تواند اطلاعات ایمیل و پسورد ایمیل شما را به راحتی از شما بدزدد!! چون این سایت‌ها هیچ ربطی به گوگل ندارند و سایت‌های شخصی هستند که می‌خواهند اطلاعات شما را بگیرند. آدرس درست این می باشد:
https://mail.google.com
«هک سمت سرور» که بسیار رایج‌تر می‌باشد و انعطاف بیشتری دارد. این هک خود انواع مختلف دارد که مهمترین‌شان:
Xss
استفاده از شل
sql Injection
Lfi
Rfi

Xss
این باگ که یکی از فراوان‌ترین باگ‌های موجود می‌باشد که بیشی از نیمی از وبسایت‌‌ها این باگ را دارند. از نظر امنیتی باگ مهمی به حساب نمی‌آید با استفاده از این باگ می‌شود روی سیستم قربانی انواع اقسام نفوذ را انجام داد. (در قسمتی از سایت که باگ دارد هکر قادر به اجرا کردن کدهای JavaScript است که با استفاده از کدهای جاوا اسکریپ کارهای زیادی می‌شود انجام داد!) 

استفاده از شل
شل یک فایل حاوی کد‌های اسکریپت مخرب است که هکر آن را در سایت شما آپلود می‌کند و سپس در سرور شما اجرا می‌کند! آپلود کردن فایل شل از راه‌های مختلف امکان‌پذیر است؛ مثلا از قسمت browse که شما در سایت خود قرار داده‌اید تا کاربران فایل‌ها یا عکس‌های خود را آپلود کنند.
راه جلوگیری: یکی از کارهایی که می‌توانید جهت جلوگیری انجام دهید این است که فایل‌هایی را که آپلود می‌شود چک کنید؛ مثلا برای عکس فقط اجازه فایل‌های png ,jpg ,bmp ,gif را بدهید.
راه دیگر آپلود فایل شل به این صورت است: هکر به این صورت کار خود را آغاز می‌کند که با یک جستجوی ساده نام میزبان شما را د می‌آورد. مثلا میزبان شما شرکت X است. بعد چک می‌کند و می‌بیند که میزبان شما علاوه بر سایت شما 100 سایت دیگر را هم میزبانی می‌کند. شروع می‌کند به جستجو و با کمی جستجو آن 100 سایت را پیدا می‌کند. حالا نوبت به هک کردن می‌رسد. منتهی این بار نه سایت شما، بلکه سایت همسایه‌ی شما. آن سایت که احتمالا ادمینش یادش رفته اصلا حتی پسورد بیشتر از 6 کاراکتر بگذارد به راحتی هک می‌شود. خلاصه بعد از هک سایت همسایه‌ی شما، با یک شل مخصوص که هکر آن را دی‌کد کرده (ناخوانا توسط آنتی‌ویروس) از سرور شما دسترسی روت می‌گیرد (به تمام فایل‌های موجود در کامپیوتر سرور که میزبانی سایت شما و آن 100 سایت دیگر را بر عهده دارد دسترسی پیدا می‌کند) و سایت شما را هک می‌کند.
راه جلوگیری: از سرور اختصاصی استفاده کنید که هزینه زیادی برایتان ایجاد می‌کند.

 Sql Injection
این نوع هک اکثرا از آدرس‌بار، جایی که آدرس سایت را می‌نویسید در بالای مرورگر انجام می‌شود. هک کردن با این روش از رایج‌ترین و قدیمی‌ترین روش‌هاست که با چند دستور ساده می‌توانید تمام اطلاعات پایگاه داده را بیرون بکشید.
هکر‌ها برای این کار از تزریق کد‌های sql وارد عمل می‌شوند. این نوع هک از صفحاتی از سایت که دارای query string می‌باشد انجام می‌شود. امروزه وب‌مسترها به این نوع هک آگاهی کامل دارند و معمولا جلوی این راه های نفوذ را می‌گیرند؛ اما هنوز هم وب‌سایت‌های فراوانی یافت می‌شوند که این حفره بزرگ را دارند.
راه جلوگیری: استفاده از stored procedure و یا داده‌های پارامتری در دیتابیس و یا چک کردن query string با استفاده از الگوریتم برنامه‌نویسی و تشخیص اینکه تزریق انجام شده یا نه!

Lfi و Rfi
این باگ با بی‌احتیاطی برنامه‌نویس در استفاده از توابع Include و... به وجود می‌آید. در اصل این توابع (include, require ...) فایل یا صفحه‌ای را فراخوانی می‌کنند که اگر روی این درخواست کنترلی نباشد می‌تواند منجر به باگ Rfi یا حتی Lfi شود. هک Lfi یا Local File Inclusion یک نوع دسترسی لوکال به هکر برای مشاهده‌ی فایل‌های سرور مورد نظر ایجاد می‌کند (به همه چیز روی سایت شما و «نه سرور» دسترسی پیدا می‌کند!) که همانطور که ذکر شد باگ Lfi بیشتر در اشتباهات برنامه‌نویس در استفاده از توابعی مثل Include,require() و غیره رخ میدهد.
با استفاده از این باگ سوءاستفاده‌های زیادی  انجام می‌شود از جمله: تبدیل آن به اجرای دستورات از راه دور با استفاده از لوگ‌های Apache، خواندن فایل‌های مهم سیستمی با فایل‌های config و ...
منبع: http://wideweb.ir/

بخش سوم: چگونه یک اکانت ایمیل هک می‏شود
کلید لاگینگ (Keylogging)
کلید لاگینگ، آسان‏ترین راه برای هک کردن ای‏میل است. در این فرایند، هر کلیکی که کاربران بر روی صفحه کلید یک رایانه خاص می‏کنند، ثبت می‏شود. این ثبت اطلاعات با نرم‏افزار کوچکی به نام keylogger که همچنین با عنوان «نرم‏افزار جاسوسی» نیز شناخته می‏شود، امکان‏پذیر است.
به محض این‏که این برنامه بر روی رایانه هدف نصب شود، این نرم‏افزار به طور خودکار فعال شده و هر نوع کلیک و یا ضربه‏ای را که بر روی صفحه کلید انجام می‏شود ثبت می‏کند. از آن‏جا که این ضربه‏ها شامل نوشتن رمز عبور و نام کاربری نیز می‏شود، بنابراین با این نرم‏افزار، هکر می‏تواند به راحتی این اطلاعات را سرقت کند.
برای استفاده از این نرم‏افزار به دانش هکری بالایی نیاز نیست. هر کسی با یک آگاهی نسبی از رایانه قادر خواهد بود این نرم‏افزار را نصب و از آن استفاده کند. بنابراین، احتمال این‏که با استفاده از این برنامه، اطلاعات شما از سوی افراد آشنا سرقت شود، بسیار بالاست.

کمین‏گر جاسوسی (SniperSpy)
این نرم‏افزار به استفاده‏کننده اجازه می‏دهد که از راه دور رایانه شخصی شما را تحت کنترل بگیرد و تمام کارهایی را که بر روی رایانه خود انجام می‏دهید، به صورت زنده و هم‏زمان بر روی نمایشگر رایانه خود مشاهده کند.
این نرم‏افزار کاملا با هر نوع دیوار آتش (firewall)  ویندوز «ایکس‌پی»، ویستا، ویندوز 7، ویندوز 2000 و سیستم عامل‏های «مک» سازگاری دارد. این برنامه، فعالیت‏های کاربر را ثبت می‏کند و اطلاعات جمع‏آوری شده را به اکانت آن‏لاین هکر ارسال می‏کند.
با این برنامه، کاربر می‏تواند به تمام رمزهای عبور شامل رمز عبور شبکه‏های اجتماعی و اکانت‏های ای‏میل دسترسی پیدا کند و بدون دسترسی فیزیکی، به صورت از راه دور و مجازی به رایانه هدف وارد شود. هکر در این صورت می‏تواند برای مثال از جریان مکالمات روی چت و یا اطلاعات شخصی کاربر مطلع شود، وارد پست الکترونیک کاربر شده و ای‏میل‏های جعلی ارسال کند.
کلید لاگینگ، آسان‏ترین راه برای هک کردن ای‏میل است. در این فرایند، هر کلیکی که کاربران بر روی صفحه کلید یک رایانه خاص می‏کنند، ثبت می‏شود

فیشینگ Fishing 
در مفهوم انفورماتیکی، این اصطلاح که هم تلفظ واژه fishing به معنی «ماهی‏گیری» است، فعالیتی غیر قانونی است که با استفاده از یک تکنیک مهندسی اجتماعی می‏تواند به اطلاعات شخصی کاربر دسترسی پیدا کند. به خصوص هویت کاربران را در ارتباطات الکترونیکی به ویژه پیام‏های پست الکترونیک، سرویس‏های چت و حتی تماس‏های تلفنی سرقت کند.
در حملات فیشینگ، هکر پیام‏هایی را از سوی سایت‏های جعلی که از گرافیک و لوگوی سایت‏های رسمی تقلید کرده است، برای آدرس ای‏میل کاربر ارسال می‏کند. به این ترتیب، کاربر فریب می‏خورد و اطلاعات شخصی به ویژه شماره حساب جاری، شماره کارت اعتباری، کدهای شناسایی و... را وارد این سایت‏ها می‏کند.
به این ترتیب، تمام این اطلاعات از طریق سایت جعلی به یک در پشتی (back door) وارد می‏شود و برای مصارف جنایت‏کاری انفورماتیکی به ویژه جعل هویت و دسترسی به موجودی حساب‏های بانکی، در اختیار هکر قرار می‏گیرد.

فرایند استاندارد حملات فیشینگ در پنج مرحله
1. فیشر (هکر فیشینگ) یک پیام ایمیل را برای کاربر قربانی ارسال می‏کند. گرافیک و محتوای این پیام شبیه به پیام‏هایی است که معمولاً از سوی بانک و یا سایت معتبر خریدهای آن‏لاینی که کاربر در آن ثبت‏نام کرده است، برای قربانی ارسال می‏شود. به این ترتیب کاربر بدون آن‏که متوجه جعلی بودن پیام شود، آن را باز می‏کند.
2. این ایمیل تقریباً همیشه مربوط به موقعیت‏های ویژه و یا بررسی رفع مشکلات ساده بر روی حساب جاری/ اکانت کاربر (مثل تمدید تاریخ کارت اعتباری) است و یا به کاربر پیشنهاد وسوسه‏کننده عرضه پول (مثل برنده شدن حساب بانکی و یا یک جایزه) را می‏دهد.
3. ایمیل که به مقصد ارسال شده، محتوی یک لینک است. متن این ایمیل برای گیرنده توضیح می‏دهد که برای حل مشکل خود با سازمان و یا شرکتی که گرافیک و لوگوی سایت آن جعل شده، بر روی این لینک کلیک کند (Fake login). 
4. لینک ارائه شده کاربر را به سایت رسمی آن سازمان هدایت نمی‏کند؛ بلکه با یک پوشش ظاهری که از سایت اصلی کپی شده است، کاربر را به سروری که توسط «فیشر» کنترل می‏شود، می‏رساند و از قربانی می‏خواهد که برای «تائید» بار دیگر اطلاعات اولیه‏ای چون نام، نام کاربری، رمزعبور، آدرس، شماره حساب، شماره کارت اعتباری و... را وارد کند. به این ترتیب تمام این اطلاعات در دستان فیشر قرار خواهد گرفت.
5.» فیشر» از این اطلاعات برای خرید کالا، انتقال وجه و یا حتی به عنوان پلی برای انجام حملات بیشتر به افراد دیگر استفاده می‏کند.

دفاع در برابر این حملات
پیشگیری همیشه بهتر از علاج است. بنابراین بهترین توصیه این است که در بازدید سایت‏های غیر معتبر نهایت دقت را بکنید.
در مواردی که سایت از کاربر اطلاعات شخصی، شماره حساب، رمز عبور و یا شماره کارت اعتباری را خواست، پیش از وارد کردن این اطلاعات، یک کپی از آدرس سایت را برای مقامات ذی‏صلاح (بخش انفورماتیک بانک و یا سایت حراج‏های آن‏لاینی که عضو هستید) ارسال کنید تا از صحت آنها مطمئن شوید.
کاربر می‏تواند گردش مالی حساب خود را از طریق عابربانک و یا بر روی پروفایل حساب آن‏لاین خود مشاهده کند.بسیاری از بانک‏ها یک سرویس «اس‏ام‏اس» نیز در اختیار مشتریان خود می‏گذارند. از طریق این سرویس که SMS alert نام دارد، بانک تمام گردش‏های مالی حساب مشتری را برای وی ارسال می‏کند. به این ترتیب، در صورتی که سارقان انفورماتیکی به موجودی حساب کاربر دسترسی پیدا کرده باشند، مشتری متوجه خواهد شد.

رمز عبور ساده استفاده نکنید
یکی دیگر از روش‏های دسترسی هکرها به رمز عبور کاربران، استفاده از رمزهای عبور ساده است. انتخاب رمزهای نامناسب موجب می‏شود که هکرها با انجام گزینه‏های آزمون و خطا پس از چند بار امتحان کردن، به رمز عبور کاربر دسترسی پیدا کنند.
در سال 2009 مؤسسه «ایمپروا» متخصص در بخش امنیت در شبکه در تحقیقات خود نشان داد که میلیون‏ها کاربر اینترنت از یک رمز عبور استفاده می‏کنند!
نتایج این بررسی‏ها حاکی از آن بود که کاراکترهای کلیدی مثل 123456، 0، password  و abc123 رایج‏ترین کلماتی هستند که توسط تعداد بسیار زیادی کاربر به عنوان رمز عبور اطلاعات محرمانه استفاده می‏شوند.
به گفته این محققان، استفاده از کلمات و یا اعدادی که به آسانی قابل شناسایی هستند، یک خطر جدی برای کاربران به شمار می‏روند و هکرها به راحتی می‏توانند آنها را شناسایی کرده، وارد اکانت‏های کاربران شده و اطلاعات شخصی آنها را سرقت کنند و یا به نام آنها ای‏میل ارسال کنند.
خطر بزرگتر زمانی رخ می‏دهد که این رمزهای عبور رایج برای حساب‏های جاری و یا کارت‏های اعتباری مورد استفاده قرار گرفته باشند. برخی از سایت‏ها برای حمایت از کاربران خود و جلوگیری از حمله هکرها، بلافاصله پس از چند نوبت مشخص که رمز عبور اشتباه وارد شد، اکانت را مسدود می‏کنند. سایت‏های دیگر نیز به کاربران خود توصیه می‏کنند که رمزعبور خود را ترکیبی از اعداد و حروف مختلف انتخاب کنند. «جف ماس» هکر سابق که اکنون با این شرکت امنیت انفورماتیکی همکاری می‏کند، توصیه کرده است که کاربران حداقل باید از دوازده کاراکتر به جای شش حرفی که به طور نرمال به کار می‏رود، استفاده کنند. به این ترتیب کشف این کلمات کلیدی برای هکرها دشوار می‌شود.
همچنین شرکت مایکروسافت نیز اعلام کرده است که قصد دارد استفاده از رمز عبور «???????» و «ilovecats» را که به راحتی قابل شناسایی و نفوذ هستند، ممنوع کرده و به این شکل امکان نفوذ هکرها و استفاده از تکنیک آزمون و خطا برای ورود به اکانت کاربران سرویس Hotmail را کاهش دهد.
رمزهای عبور قوی، رمزهای طولانی و ترکیبی از حروف بزرگ و کوچک، اعداد و دیگر نشانه‏ها هستند. این رمزها نباید بر اساس واژه‏های لغتنامه‏ای و یا اطلاعات شخصی از قبیل تاریخ تولد باشند.
در هر صورت بهترین کار بعد از هک شدن، تغییر سیستم عامل و ساده‏ترین کار، تغییر رمز عبور است.
منبع: tebyan.net

بخش چهارم
هک شدن فیس‌بوک
امروزه استفاده زیاد از فیس‌بوک و گسترش روابط مجازی باعث شده علاقه‌مندان زیادی به دنبال راهکارهایی برای هک اکانت فیس‌بوک دوستانشان باشند. با توجه به اینکه فیس‌بوک یک سایت بسیار قدرتمند و برنامه‌ریزی شده است حفره امنیتی (باگ) در آن وجود ندارد که بتوان به صورت مستقیم سایت فیس‌بوک را هک کرد. ولی راه‌هایی وجود دارد که می‌توان به صورت غیر مستقیم پسورد افراد را در فیس‌بوک پیدا کرد.
 1- اولین راه و ساده‌ترین راه برای هک فیسبوک فیشر بودن(Phisher) است  
در این روش هکر یک ایمیل حاوی یک اخطار برای طعمه می‌فرستد و  می‌گوید پسورد شما در خطر است و شما را به سایت خود می‌کشاند و اطلاعات پسوردتان را جهت بازنشانی پسورد جدید از شما می‌خواهید که در سایت خودش وارد کند. هنر اینکار اینست که طعمه فکر کند سایت شما وابسته به فیس‌بوک می‌باشد و نفهمد که شما یک هکر هستید؛ مثلا برای آدرس سایت خود از آدرس‌هایی شبیه زیر استفاده می‌کند:
www.recovery-facebook.com 
 2- استفاده از برنامه‌های keylogging برای هک فیس‌بوک
در این روش هکر به راحتی می‌تواند پسورد فیس‌بوک شخص را بدست آورد به شرطی که این برنامه را به نحوی در سیستم طرف نصب کند؛ مثلا اگر طرف آشنایتان است به بهانه گوش دادن آهنگ پشت سیستم شما بنشیند و برنامه keylogger که حجم کمی هم دارد در سیستم‌تان نصب کند. روش کار این برنامه‌ها به این صورت است که بعد از نصب آن برنامه تمامی کلیدهای کیبوردی را که قربانی تایپ می‌کند در یک فایل ذخیره و با هر بار وصل شدن به اینترنت آنها را برای هکر ارسال می‌کند.
 3- استفاده از پسورد فرد در سایت‌های دیگر
هکر می‌بیند طعمه در چه سایت‌هایی عضو است و به سراغ آن سایت‌ها می‌رود و آنها را اگر می‌تواند هک می‌کند. معمولا افراد از یک پسورد در سایت‌های مختلف استفاده می‌کنند. پس پسورد شما در سایت دیگر می‌تواند پسوردتان در سایت فیس‌بوک باشد.
 4- هک FaceBook با Social emgineering
هکر اگر فرد باهوشی باشد می‌تواند به سوالات امنیتی فیس‌بوک راجع به علایق فرد مورد نظر جواب دهد این روش بسیار کارآمد و مناسب است.
 5- استفاده از ایمیل قربانی
اگر ایمیل‌های یاهو یا گوگل شما در دسترس افراد هکر باشد با گزینه Forgot password می‌توانند پسورد شما را ریست کنند.
 6- استفاده از کوکی در هک فیس‌بوک
این روش سخت‌ترین روش می‌باشد و در عین حال هم حرفه‌ای، طی آن هکر باید با علم خود به کوکی‌های قربانی دسترسی پیدا کند و آنها را بر روی کامپیوتر خود ذخیره کند، این کوکی‌ها فایل‌هایی هستند که با هر بار وارد شدن به سایت به صورت اتوماتیک پسورد و آیدی شما را به فرم می‌دهد و دیگر نیازی به ثایپ مجدد پسورد نیست، تمامی اطلاعات در شناسایی کاربر در فایلی به نام Datr ثبت می‌شود که به صورت ذیل می‌باشد:
Cookie: datr=1276721606-b7f94f977295759399293c5b0767618dc02111ede159a827030fc;
منبع: http://wideweb.ir/

بخش پنجم
ساده ترین راه برای جلوگیری از هک شدن
امروز، هر وب سایتی که به خوبی طراحی شده باشد و هر برنامه تحت وبی دارای نشانگر امنیت رمز عبور وارد شده توسط کاربر در موقع ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید است. این ابزار در واقع اسکریپت‌ها و پلاگین‌هایی هستند که از قوانین اساسی ایجاد رمزهای عبور قوی پیروی می‌کنند. سپس دوباره، اگر شما واقعا دوست دارید کلمه عبور خود را در برابر کلاه‌سیاه و سفید‌ها نفوذناپذیر کنید، در این مقاله به شما پنج ابزار معرفی خواهیم کرد که رمز عبور شما را آزموده و به شما اعلام می‌کنند که رمز عبور شما به اندازه کافی قوی است یا خیر.
How Secure Is My Password
http://howsecureismypassword.net/
ابزار های تست ایمنی رمز عبور بسیار کمی وجود دارد که واقعا جذاب و سرگرم‌کننده باشد و این یکی از آنها است. این ابزار قادر است میزان ایمنی کلمه عبورتان را نشان دهد، اما فراتر از آن نیز حرف هایی برای گفتن دارد. به عنوان مثال، بنا بر اعلام این سایت، یک کلمه معمول مانند «enter» در میان ۵۰۰ کلمه عبور بیشتر مورد استفاده در بین کاربران است. یا مثلا برای هک کردن رمز عبور ایمیل من (که آن را به شما نخواهم گفت!) با یک کامپیوتر رومیزی معمولی به ۲ میلیارد سال زمان نیاز دارد! اگرچه این ارقام ممکن است همیشه درست نباشد، اما می توانید امتحانش کنید. ضرری ندارد) ! دایرکتوری mention  را ببینید)
The Password Meter
http://www.passwordmeter.com/
این ابزار سنجش قدرت رمز عبور یکی از محبوب‌ترین ابزارهای موجود است. این ابزار قادر است به شما، تجزیه و تحلیل دقیقی در مورد رمز عبور خود داده و رمز عبور شما را در مقیاس اندازه‌گیری سفارشی خود قرار می‌دهد. هر عنصر از رشته رمز ورود‌تان یک امتیاز می‌گیرد و مجموع امتیازات در کل امتیاز رمز عبور را تشکیل می‌دهد. شما می‌توانید از سیستم نمره‌دهی برای ساخت رمزهای عبور بسیار قوی استفاده کنید که نتیجه‌اش ایجاد رمز عبور تقریبا غیر قابل نفوذ است. (دایرکتوری mention  را ببینید)
Test Your Password
http://www.testyourpassword.com/
این یک ابزار دو منظوره است؛ یعنی، اگر کاراکترهایی را به برنامه بدهید، به شما برای تولید رمزهای عبور تصادفی کمک می‌کند و سپس شما می‌توانید رمز عبور ایجاد شده را از نظر میزان ایمنی به کمک برنامه بسنجید. سپس می‌توانید کاراکترهای اضافی را به پسورد خود اضافه کنید. چه طور است آن را امتحان کنید تا بفهمید چرا کلمه عبور هشت کاراکتری همیشه به کلمات عبور با طول کاراکتر کمتر توصیه می‌شود. (برای مثال موقع ثبت نام در سایت ها اعلام می شود: «یک کلمه عبور با طول حداقل ۸ کاراکتر وارد کنید»)
Strength Test
http://rumkin.com/tools/password/passchk.php
این ابزار سنجش رمز عبور تحت وب احتمال نزدیکی حروف رمز عبور به یکدیگر را جهت رتبه‌بندی کلمه عبور بر اساس قوی یا ضعیف در نظر می‌گیرد. در حالت ایده‌آل، کلمات عبور باید تصادفی باشند. وسیله سنجش، این را با استفاده از یک واژه به نام «آنتروپی» نشان می‌دهد، تخمینی بر اساس ترکیب حروف کوچک و بزرگ در زبان انگلیسی.
Microsoft Safety And Security Center
https://www.microsoft.com/security/pc-security/password-checker.aspx
مایکروسافت نیز ابزار چک کردن رمز عبور مخصوص به خود را دارد که در سایت این شرکت تعبیه شده است. این ویژگی که فراتر از یک ابزار صرف است، در عمل یک زیرسایت است که منبع مهمی برای یادگیری همه نکات ضروری در مورد قواعد امنیتی است. ابزار سنجش قدرت رمز تقریبا از نظر استفاده از سنجش میزان ایمنی با رنگ‌‌ها شبیه به دیگر ابزارهاست.
منبع: makeuseof

نتیجه‌گیری:
در ابتدا باید بدانیم که چگونه به سادگی هک نشویم که یکی دیگر از ساده‌ترین روش‌ها، روش زیر می‌باشد:
اگر شما هنوز هم از ویندوز xp استفاده می‌کنید می‌توانید از فایروال (دیوار آتش یا آنتی‌هک) خود ویندوز استفاده کنید. به کنترل پنل رفته و وارد Networking Connection شوید. در انجا روی آیکون dial up که ساخته‌اید راست کلیک کنید و properties را انتخاب کنید سپس تب Advanced را انتخاب کنید و تیک مخصوص فعال کردن فایروال را فعال کنید. تجربه نشان داده که ویندوزهای ۹۸ و me به راحتی هک می‌شوند لذا بهتر است از ویندوز ۲۰۰۰، xp و  seven استفاده کنید. 
اگر در یاهو ایمیل دارید و چنانچه فایلی برای شما فرستاده شد می‌توانید از طریق خود آنتی ویروس نورتون سایت یاهو چک کنید. چنانچه در چت کسی به شما پیشنهاد دادن عکس یا فایل داد بدون رودرواسی درخواست کنید به آدرس ایمیل شما بفرستد. از ورود به سایت‌های شخصی که به شما پیشنهاد می‌شود خودداری کنید مخصوصا اگر آدرس به صورت چند عدد که مثل یک آدرس IP می‌باشد. یاهو مسنجر خود دارای یک فایروال می‌باشد. می‌توانید از منوی Login گزینه Privacy Setting را انتخاب کنید و در داخل تنظیمات Connection فایروال را انتخاب کنید. برنامه‌های آنتی‌ویروس و آنتی هک هم انواع زیادی دارند.

بخش اول: به روش‌هایی که در وبلاگ‌ها آموزش می‌دهند اطمینان نکنیم مخصوصا وقتی ایمیل و پسورد ما را بخواهند.
بخش دوم: به این نتیجه می‌رسیم که تروجان‌ها را دست کم نگیریم و در وارد کردن اطلاعات دقت بیشتری داشته باشیم و همه اینها نشانگر اهمیت خود ما در هک شدن خودمان هست و اگر خودمان سایتی داریم درباره شرکتی که Host & Domain (فضای مربوط به وب‌سایت ما در اینترنت) را خریداری می‌کنیم تحقیق ویژه ای انجام دهیم چون خود آن شرکت می‌تواند بهترین راه برای جلوگیری از هک شدن باشد و در طراحی وب‌سایت نیز از متخصص این امر کمک بگیریم تا از برنامه و کدهای بهتری استفاده کند زیرا تاثیر زیادی در پیشگیری از هک شدن سایت دارد.
بخش سوم: اطمینان کردن به هر سایتی بزرگترین اشتباه محسوب می‌شود بهتر است ما قبل از وارد کردن اطلاعات شخصی خود از سایت مورد نظر اطلاعات لازم را بدست بیاوریم بعد عضو شویم.
بخش چهارم: تا جایی که امکان دارد پسورد خود را ذخیره نکنیم و هر چند وقت یکبار حافظه مرورگر خود را پاک کنیم تا از قسمت History و کوکی‌های ما سوءاستفاده نگردد.
بخش پنجم: انتخاب پسورد مناسب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، اهمیت این قسمت به اندازه‌ای بالا می‌باشد که چندین سایت برای تست پسورد وجود دارد و سایت‌های معتبر از جمله یاهو و گوگل خودشان امنیت پسورد شما را مورد بررسی قرار می‌دهند.
هدف ما بدبین کردن شما نسبت به فضای مجازی نبود بلکه صرفا جهت پیشگیری از بروز مشکلات و هک شدن شما این مطالب را به شما گفتیم و مطمئنا شما با دانستن این مطالب یک هکر نخواهید شد چون به مسائل جانبی دیگری نیاز می‌باشد.

بِلَک

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۶, سه‌شنبه

کابوسی که اعتیاد جنسی نام گرفت

زندگی اقلیتی: اعتیاد جنسی (شماره هفتم، شهریور و مهر 92)


انتشار کتاب پاتریک کارنس1 در سال 1983 باعث شد که عبارت اعتیاد جنسی2 مورد توجه زیادی قرار بگیرد. مفهوم اعتیاد جنسی وضعیتی را توصیف می‌کند که تمایلات، رفتارها و یا افکار جنسی، به مقدار خیلی زیاد و خارج از کنترل فرد می‌باشند. منظور از اعتیاد، رفتاری است که خارج از هنجارهای معمول جامعه بوده و باعث می‌شود توانایی فرد از نظر عملکرد مفید، در انجام کارهای مختلف زندگی و یا برقراری روابط سالم تحت تاثیر منفی قرار بگیرد. اعتیاد جنسی ممکن است همراه با شخصیت‌های وسواسی، اختلالات روانی، اعتماد به نفس پایین، رفتارهای خود‌تخریبی و یا شرطی شدن رفتاری باشد. البته باید توجه کرد که سکسولوژیست‌ها هنوز بر سر اینکه اختلالی به نام اعتیاد جنسی وجود دارد به توافق نرسیده‌اند و یا در صورت وجود داشتن چنین اختلالی هم تعریف واحدی از آن ندارند. برخی متخصصان اعتقاد دارند که اعتیاد جنسی یک اختلال بالینی مشابه با اعتیاد به الکل یا مواد مخدر است. برخی دیگر باور دارند که اعتیاد جنسی یک شکلی از رفتار وسواسی-اجباری است، بنابراین آن‌را رفتار جنسی اجباری می‌نامند. این در حالی است که برخی نیز بر این باورند که اعتیاد جنسی صرفا یک داستان خیالی بوده که تحت تاثیر فرهنگ و چیزهای دیگر شکل گرفته است.  کسانی که ادعا می‌کنند چیزی به نام اعتیاد جنسی وجود ندارد، می‌گویند که مطرح کردن این پدیده صرفا یک راهی است برای تحمیل قانون‌های اجتماعی بر افرادی که از نظر جامعه معتاد جنسی به حساب می‌آیند. 
گرچه توافقی بر سر وجود داشتن یا نداشتن اختلالی به نام اعتیاد جنسی وجود ندارد، تعریف مشخصی از آن در دست نیست و حتی قرار نیست در پنجمین نسخه از کتاب تشخیص اختلالات روانی و روانپزشکی (DSM-5) نامی از آن برده شود، اما با توجه به اینکه کسانی هستند که به اعتقاد خودشان از چیزی به اسم اعتیاد جنسی رنج می‌برند و تقاضای کمک دارند در اینجا به آن می‌پردازیم. بنا به گفته برخی از محققان، اعتیاد جنسی لزوما به دلیل علاقه افراطی فرد به رابطه جنسی نیست، همان طور که اختلالات خوردن ربطی به غذا ندارد و قماربازان به دنبال پول نیستند. افرادی که اعتیاد جنسی دارند، در حقیقت کسانی هستند که مشکلات اساسی‌تری همچون استرس، اضطراب، افسردگی و یا احساس گناه دارند که باعث شده‌اند این افراد دست به رفتارهای پُرخطر جنسی بزنند. این افراد مدام اقدام به برقراری روابط جنسی تحت شرایطی می‌کنند که باعث آسیب رساندن به خودشان، دوستانشان و یا خانواده‌شان می‌شود. به عنوان مثال کسانی که بیشتر درآمدشان را صرف روابط جنسی می‌کنند، یا بیشتر وقت‌شان را صرف جستجو برای شرکای جنسی احتمالی از طریق اینترنت می‌کنند. رفتار آنها باعث می‌شود زندگی شخصی‌شان، زندگی اجتماعی‌شان و شغل‌شان در معرض خطر قرار بگیرد و سلامتی‌شان بخاطر بیماری‌هایی که از طریق جنسی منتقل می‌شوند همچون ایدز به خطر بیافتد. 
آمار قابل استنادی از شیوع این اختلال وجود ندارد، اما برخی از تحقیقات نشان داده‌اند که این اختلال از شیوع بیشتری بین مردها، مخصوصا مردان همجنس‌گرا برخوردار است. 
دلایل ابتلا به این اختلال هنوز شناخته نشده‌اند. آیا این اختلال به دلیل میزان غیر طبیعی برخی مواد شیمیایی (نوروترانسمیترها) همچون دوپامین و یا سروتونین در مغز به وجود می‌آید و یا مشابه رفتارهای وسواس‌گونه شکل می‌گیرد؟ آیا اختلالی است مرتبط با مشکلات تمرکز و توجه مانند بیش‌فعالی، اختلال در کنترل تکانه‌ها و یا مدیریت احساسات؟ در هر صورت مدل‌های مختلفی برای تشریح آن می‌توانند وجود داشته باشند که مدل تشبیه آن به یک شکلی از اعتیاد تنهای یکی از آنهاست. 
تحقیقات زیادی روی روش‌های درمان صورت نگرفته. یک روش ممکن است از نظر شناختی باشد. به بیمار آموزش داده می‌شود هر زمان که تمایل ایجاد برقراری رابطه جنسی در او اوج می‌گیرد و احساس می‌کند که قادر به کنترل آن نیست، از خود بپرسد، اگر این کار را انجام ندهد چه اتفاقی برای او می‌افتد؟ آیا بلایی سر او می‌آید؟ با پرسیدن این سوال مجبور می‌شود که تمایلاتش را مدام تحت بررسی قرار دهد و درگیر یک مکالمه ذهنی می‌شود. همچنین شرکت در گروه‌های حمایتی که اعضا از مشکل مشابهی رنج می‌برند می‌تواند کمک موثری باشد. این گروه‌ها باعث می‌شود فرد خود را در میان جمعی بیابد که می‌تواند روی دریافت کمک فکری و عاطفی از آنها حساب کند. در مواقع ضروری می‌داند کسانی هستند که بتواند با آنها تماس بگیرد و یا کسانی هستند که حاضرند به حرف‌های او گوش دهند و با احساسات او همدلی کنند.
نکته مهمی که ارزش تکرار مجدد را دارد، اما این بار به شکل دیگری، این است که اعتیاد جنسی به هیچ وجه مربوط به علاقه به عمل جنسی نمی‌شود و همچنین به این معنی نیست که تمایل به برقراری رابطه جنسی اشتباه است. در حقیقت اعتیاد جنسی به وضعیتی اتلاق می‌شود که فرد بطور مکرر و زیاد اقدام به برقراری روابط جنسی پرخطر می‌کند و پس از برقراری رابطه جنسی احساس پشیمانی دارد، کار و زندگی او تحت‌الشعاع رفتارهای پرخطر جنسی‌اش قرار می‌گیرند و از نظر خانوادگی، روابط عاطفی، مالی، احساسی و سلامتی، آسیب‌های جدی می‌بیند؛ بنابراین برقراری رابطه جنسی به خودی خود نیست که اختلال به حساب می‌آید و افراد همجنس‌گرا به هیچ وجه نباید احساس کنند که روابط جنسی که برقرار می‌کنند مورد انتقاد قرار گرفته است. بلکه تمایل افراطی فرد به برقراری روابط جنسی پرخطر که منجر به آسیب‌های مختلف و رنج و ناراحتی برای او می‌شوند به عنوان اختلال شناخته می‌شوند. 
برخی تحقیقات پیشنهاد می‌کنند که هر رفتاری که باعث افزایش میزان یک سری از مواد شیمیایی خاص مانند آدرنالین و یا دوپامین در بدن بشوند، به دلیل احساس لذتی که این مواد تولید می‌کنند باعث گرایش فرد به تکرار آن رفتارها می‌شود. خاصیت پاداشی افزایش این مواد شیمیایی از یک طرف و از طرف دیگر وجود احساسات منفی و شرمساری ناخودآگاه یک همجنس‌گرا، اعتمادبه‌نفس پایین، تصور بد نسبت به بدن خود (مردان همجنسگرا خیلی نسبت به داشتن یک بدن عالی حساس هستند)، فرد را در معرض خطر ابتلا به اعتیاد جنسی قرار می‌دهد. رابطه جنسی تبدیل به یک راهی برای مقابله با استرس و پرت کردن حواس فرد از مشکلاتش می‌شود. مردان همجنسگرا باید به احساسات منفی خیلی زیادی غلبه کنند تا اینکه با آنچه هستند کنار بیایند. آن‌ها سال‌ها از سوی اطرافیان و جامعه در معرض پیام‌های غیر مستقیمی بوده‌اند که همجنسگرایی را یک عمل ناپسند یا گناه معرفی می‌کرده‌اند. مردانگی آن‌ها زیر سؤال برده شده و آزارهای مختلفی را تحمل کرده‌اند. به آن‌ها گفته‌شده که ارتباط جنسی‌شان غیر طبیعی است. در جوامع مختلف یک اجماع قوی بر محکوم کردن روابط همجنسگرایانه وجود دارد که همین ابراز انزجار جامعه در فرد درونی می‌شود و ممکن است به صورت یک ندای وجدان از درون فرد همجنسگرا باعث احساس شرمساری او شده و هنگامی که خودش را با افراد دگرجنسگرا مقایسه می‌کند احساس حقارت کند. گویی که جایگاه اجتماعی همجنسگرایان پایین‌تر از دگرجنس‌گرایان است. فرد همجنسگرایی که چنین کوله‌بار سنگینی از احساسات منفی را با خود حمل می‌کند، هنگامی که در برقراری رابطه عاطفی هم شکست می‌خورد و نمی‌تواند ارضا عاطفی را تجربه کند، ممکن است شروع به برقراری روابط جنسی نه باهدف لذت بردن از آن‌ها، بلکه با هدف التیام بخشیدن به احساس پوچی، ناامیدی و بی‌هدفی‌اش بکند. هنگامی که فرد به دلیل خشم سرکوب‌شده و تنفر از خود تمایلات مازوخیستی یا همان خودآزاری داشته باشد، این رفتار شکل خود تخریبی به خود می‌گیرد؛ بنابراین دست به برقراری رابطه جنسی با افرادی می‌زند که هیچ علاقه‌ای به آن‌ها ندارد و یا تحت شرایطی رابطه جنسی برقرار می‌کند که برایش آزار‌دهنده است. هنگامی که این رفتار از کنترل او خارج شود، ارتباطات اجتماعی او را دچار مشکلات اساسی کند، سلامت او را در معرض خطر قرار دهد و به جایی برسد که خود فرد دچار بحران شده، از وضعیتی که دچارش شده شکایت کند و خواستار تغییر باشد، می‌توان گفت که او یک معتاد جنسی شده است. البته همان طور که گفته شد برخی ادعا می‌کنند که چیزی به نام اعتیاد جنسی وجود ندارد و برخی دیگر هم مخالف چسباندن چنین برچسبی به افراد هستند؛ اما با توجه به وجود افراد که خود را دچار این مشکل می‌دانند و خودشان خواستار درمان هستند، نیاز هست که از یک مفهومی برای توصیف وضعیت ایشان استفاده شود. 
در پایان باید یادآوری شود که روابط جنسی بین همجنس‌گرایان همانند خود همجنس‌گرایی از نظر روانشناسی به رسمیت شناخته شده است. مقوله‌ای که اینجا مورد بحث قرار گرفت اعتیاد جنسی بود که هیچ ربطی به رابطه جنسی که با هدف کسب لذت صورت می‌گیرد ندارد. بلکه منظور از اعتیاد جنسی اقدام مکرر فرد به برقراری رابطه‌های جنسی آسیب‌رسان با هدف التیام استرس، اضطراب، افسردگی، خودکم‌بینی و یا تعارض‌های عاطفی-درونی وی می‌باشد.

روان‌شناس بالینی
هوداد


۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۴, یکشنبه

اعتیاد جنسی؛ آیا من یک معتاد جنسی هستم؟

زندگی اقلیتی: اعتیاد جنسی (شماره هفتم، شهریور و مهر 92)



چشمهایم را می‌بندم و پاکی کودکانه‌ام را به یاد می‌آورم، آنگاه که به گمان خویش پاکترین کودک روی زمین من بودم و بس و باز هم به گمانم اگر پیامبر دیگری در حال برانگیختن می‌بود من بودم و بس و چه روزها در این فکر و تصویر می‌زیستم که من آخرین پیامبرم!... و حال امروز، آن آخرین پیامبر، آن کودک و نوجوان پاک دیروز در باتلاقی از شهوت فرو رفته است. می‌خواهم صادقانه بنویسیم از تمام هرزه‌گری‌هایم بگویم ولی چه کنم که شرم و حیای مردانه مرا شدیدا دچار خودسانسوری میکند تا نگویم، از دانشجو و ولی عصر سخن نگویم، از حمام عمومی... چیزی نگویم، از خانه‌های خالی و هرزه‌گری‌های مردانه‌ام سخن نگویم، از شب‌های به صبح شده و تن‌فروشی‌ام چیزی نگویم، از هرزه‌گری‌های پیامکی و مسنجری‌ام چیزی نگویم و به جای تمامی آنها چند قطره اشک و حسی شبیه خودکشی حال درونم را ویران می‌کند.
من، پسرکی! 25 ساله و در آستانه جدال میان خودکشی و زندگی به تمامی نبایدهایی که باید کردم می‌اندیشم و در اندیشیدن به تصمیمی بزرگ؛ آری خودکشی و رهایی از حکم‌رانی شهوت درونی‌ام؟!
سردرد همیشگی‌ام شروع شده است کیبورد لپ تاپم را درست نمی‌بینم و فکر خودکشی مرا رها نمی‌کند، گویا دیگر خود نیز پذیرفته‌ام که خود را هر چه زودتر آماده نمایم، آماده شدن برای رهایی از زندگی‌ای که تنها دغدغه‌ام شهوت است و بس.
آهنگ عاشقانه (آه عشق) تلفن همراهم مرا از تفکرات همیشگی‌ام بیرون می‌آورد و حال بدون شرم و حیا می‌گویم آنچه را که باید گفته شود و صدای عجز و بغض و ناله من است که بجای سلام روانه دوست عزیزم شده است، 20 دقیقه مکالمه و پسرکی که متکلم وحده است و دوست عزیزی که تنها گوش می‌دهد و جمله‌ی آخرش ذهن ویرانم را با خاک یکسان می‌کند: معتاد جنسی، انجمن sa، گیج و مبهوتم هر چند که مدتهاست که بدین گیجی خو گرفته‌ام.
به ناگه تصویر پدر معتادم (مواد مخدر) در ذهنم طراحی میشود و به خود می‌لرزم نه من یک معتاد نیستم، دچار لرزش شدیدی شده‌ام بار دگر به تمام تجربیات گذشته‌ام می‌نگرم، به چک‌پول‌های پنجاه تومانی، به سینما و صندلی‌های آخر، به مترو و... و تجربیاتی که منشا تمامی آنان شهوت محض بوده است و بس. آری باید پذیرفت اگر پدرم در برابر مواد مخدر زانو می‌زد من مدتهاست که در برابر شهوت زانو زده‌ام، آری من يك معتاد واقعي شده ام: خود ارضايي‌ها، بي‌بند و باري جنسي، تن‌فروشی، رابطه جنسی گروهی، ارتباط‌هاي همراه با وابستگي و خيا‌ل‌پردازي مداوم، تجربه هر گونه رابطه جنسی با هر محدوده سنی، من اين‌ها را به وضوح ديده‌ام؛ خريدمش، فروختمش، با آن تجارت كردم و در برابرش تسليم شدم. من به فريب دادن و نقشه كشيدن، آزار دادن و به نهي شده‌ها اعتياد پيدا كرده‌ام و تنها راهي كه براي نجات از شهوت مي‌دانستيم انجام دادن آن كار بود. 
شهوت درونی‌ام عشقم را ویران کرد (آه عشق) و چه جسورانه دست در دست عشقم به مرد 60 ساله کناری‌ام شماره دادم و قرار یک حمام عمومی و چک‌پولی پنجاه تومانی بدون هر گونه نیاز مالی؛ شهوت عشقم را فلج کرد ولی من هنوز او را دوست دارم، هنوز قلبم تنها برای او می‌تپد ولی چه فایده او مرا رها کرد و من ماندم و...
 به مرور و تدریجا زندگی‌ام را باخته بودم و حال تنها راه روبه‌روی من به پیشنهاد دوست عزیزم انجمن معتادان جنسی گمنام (sa) میباشد، هنوز پذیرش معتاد بودنم برایم سخت است و باورناپذیر (شاید این بار نیز در حال خودفریبی باشم) و اصولا آیا انجمن گره‌گشا خواهد بود و اصلا معتاد کیست و انجمن چیست؟
او معتاد جنسی را اینگونه شرح می‌دهد:
 فردی که كنترل خود را از دست داده و ديگر قدرت انتخاب ندارد و آزادي خود را براي متوقف شدن از دست داده است. شهوت برای او يك عادت شده است. موقعيت او مانند يك انسان الكُلي مي‌باشد كه نمي تواند بيش از اين الكل را تحمل كند و بايد نوشيدن را متوقف كند ولي گرفتار است و قدرت متوقف كردن آن را ندارد. اين موضوع در مورد معتاد جنسي هم صدق مي‌كند كه نه می‌تواند شهوت را تحمل كند و نه می‌تواند آن را متوقف كند.
و به عبارت دیگر:
معتاد جنسی کسی می‌باشد که شهوت نيروي محرك در فعاليتهاي او می‌باشد.
و در بیان انجمن معتادان جنسی گمنام نیز ادامه می‌دهد:
این انجمن برای کسانی است که خواهان متوقف کردن رفتارهای مخرب جنسی میباشند. منظور از ترک شهوت در انجمن معتادان جنسی گمنام ترک کلیه‌ی روابط جنسی خارج از زندگی زناشویی و روابط متعهدانه و همچنین خودارضایی و حتی رابطه‌های افراطی خودخواهانه و مخرب در زندگی زناشویی میباشد. انجمن SA متشکل از زنان و مردانی است که تجربه، توانایی و امید خود را با یکدیگر تقسیم میکنند. مفهوم ترک شهوت در انجمن SA سرکوب غریزه‌ی جنسی نیست، بلکه پاک کردن غریزه‌ی جنسی از رفتارهای خودخواهانه و مخرب است.
نمی دانم در بیان توضیحات او چه بگویم و جز فکر کردن کار دیگری از دستم برنمی‌آید باید کمی اندیشید و با خود خلوت کرد و به درونم رَوَم ببینم آنجا چه خبر است، هر چند در پی اصرار و توضیحات او قانع می‌شوم حداقل برای یکبار به انجمن روانه شوم و قرارمان فردا ساعت 5 بعد از ظهر. 
با ترس و لرز فراوانی که نمی‌دانم ناشی از چیست در انتظار فردا می‌مانم، معتاد جنسی، شهوت و انجمن ذهنم را رها نمی‌کند به‌راستی فردا چه می‌شود، در انجمن چه خبر است؟
پاهایم نای رفتن به داخل را ندارد، می‌خواهم برگردم ولی...، نه می‌توان داخل شد نه می‌توان برگشت، حس و حال عجیبی دارم، حسی که هیچ‌گاه تجربه نکرده‌ام و در نهایت پس از یک ساعت و نیم خارج می‌شوم، یک ساعت و نیم گذشته را نمی‌توانم شرح دهم از سویی تعهدی داده‌ام (تعهد! راستی من به عشقم نیز تعهد داشتم ولی اکنون...) و از سویی چیزی است که دوستان خود باید تجربه کنند برای اطلاعات بیشتر می‌توان به این سایت مراجعه کرد:
http://www.sa-iran.org 
ولی حس و حال خوبی دارم آن قدر خوب که از استقلال تا ولی‌عصر را پیاده می‌روم و لبخندی کوچک بر لبانم نقش می‌بند و امروز من پسرکی! 26 ساله‌ام که یک سالی می‌شود که پاک است. (پاک؟! پاکی دیگر چیست؟ من نمی‌گویم خودتان خواهید دانست.)
فهیم


۱۳۹۲ دی ۱۷, سه‌شنبه

مصاحبه با شهلا؛ ترنس‌سکشوال تهرانی

زندگی اقلیتی (شماره پنجم، اردیبهشت و خرداد92)


به راستی از کجا شروع شد؟ وقتی با شهلا صحبت می‌کردم، چند جا نتونستم احساسات خودم رو کنترل کنم؛ مشکلات ترنس‌سکشوال‌ها در جامعه امروز ایران کم نیست. واقعا تبعیض زیادی در رفتارهای جامعه با این قشر از اقلیت وجود داره؛ از محیط تحصیل  و تفریح گرفته تا خانواده و محیط کار. برای آدم‌های معمولی هم بعضی اوقات زندگی خیلی سخت میشه اما چیزی که کیفیت زندگی ترنس‌سکشوال ها رو تحت‌الشعاع قرار میده، فرهنگ ِ نادرست ِ جا افتاده در جامعه است. باید از کجا شروع کنیم؟ باید مثلا به ترنس‌سکشوالها احترام بزاریم که مشکل حل بشه؟ یا نه بیایم یه قدم جلوتر بریم و کلا همه به هم احترام بزاریم؟ شهلا تنها بیست سالشه و برای تحمل این مشکلات خیلی جوونه و من نمیدونم که چطور یک ترنس بیست ساله تونسته به همه‌ی مشکلاتش فائق بیاد. شهلا یک ترنس مرد به زن به سوال‌های ما درباره زندگی ترنس سکشوال‌ها جواب میده.
آرشِ سعدی

تراجنسی یا ترنسکشوالی از نظر تو چه مفهومی داره و ترنسکشوال به چه کسایی گفته میشه؟
کسی که لطیف باشه و احساسش زنانه است، دوست داره با پسرها باشه و آرایش کنه البته این مربوط به ترنس‌های مرد به زنه، در مورد ترنس‌های زن به مرد مطمئنا تمایلات هم برعکسه. به طور کلی کسی که از نظر جنسیت با جسم خودش نمیتونه کنار بیاد به نظر من ترنسکشواله، مثل مردی که میخواد زن باشه. خود من شاید تیپ مردونه داشته باشم ولی در مهمونی‌ها و جاهایی که خود ِ واقعیم هستم، لباس زنونه می‌پوشم یعنی لباسی که برازنده‌ی من هست رو می‌پوشم.

چه زمان متوجه شدی که رفتار متفاوتی نسبت به بقیه داری؟ 
من از بچگی کلا با برادر و خواهرم فرق داشتم، لباس دخترونه می‌پوشیدم، عاشق بازی‌های دخترونه بودم و آرایش می‌کردم، از اول هم صدای نازکی داشتم و سینه هام برای پسر بودن کمی برجسته بود. البته برادرم گاهی مثل من لباس دخترونه می‌پوشید اما الان می‌دونم که هر پسری توی بچگی‌اش ممکنه این کار رو برای شیطنت یا بازی یا تجربه یا هرچیز دیگه‌ای انجام بده ولی من واقعا اینطوری راحت تر بودم و بهم آرامش می‌داد. اما وقتی 9 سالم بود، خونه‌ی مادربزرگم یه جلسه‌ای برگذار شده بود که یه پسر 17 یا 18 ساله‌ای هم میومد، من از همون اول خیلی خوشم میومد ازش ولی نمیدونستم که یه پسر نباید دلباخته‌ی یه پسر بشه...
اما من از بچگی احساس می‌کردم که یه دخترم، هیچ فرقی بین خودم و دخترای دیگه نمی‌دیدم، همیشه موهای بلندی داشتم و رفتار دخترونه از خودم بروز می‌دادم تا اینکه یک روز متوجه شدم که اندام جنسی من با دختر‌ها فرق داره. توی همون عالم بچگی دچار یه بحران شدم که اگر من یه دخترم، پس چرا اندام جنسی پسرونه دارم؟ و اگر یه پسرم چرا این موضوع رو در خودم حس نمیکنم؟ برای من این بحران ادامه داشت تا وقتی که وارد لایف ِ دگرباش‌ها شدم تا فهمیدم که من یک ترنس هستم.

چطور متوجه شدی اندام جنسی تو با بقیه دختر‌ها متفاوته؟
من توی 10 یا 11 سالگی شاهد رابطه‌ی جنسی پسرخاله‌ام با دوست دخترش بودم، هفته‌ها توی شوک بودم و دلنگرانی خانواده‌ام رو حس می‌کردم. به هر حال یه بچه نباید در معرض دیدن چنین افعالی قرار بگیره، مقایسه بدن خودم با اون دختر و پسر به من فهموند که جسم من، جسم یک دختر نیست.
اما من همچنان خودمو یه دختر می‌دونستم، وقتی به سن تکلیف رسیدم یعنی در 15 سالگی که بین پسرها مرسومه، همسایه مون بهم تبریک گفت، اما من در جواب گفتم که توی 9 سالگیم به سن تکلیف رسیدم چون من یه دخترم. در عوض او هم بهم کتاب معرفی کرد و منم برای حل مشکلاتم به اعمال مذهبی روی آوردم.

توی خونه مشکلی داشتی؟
مشکل؟ اینقدر کتک خوردم، اینقدر پدرم منو با کابل زده که فکر نمیکنم هیچ دستگاهی اینقدر مجرم‌هاشو شکنجه داده باشه که من شکنجه شدم. یه بار تمام پشتم تیکه تیکه شده بود وقتی رفتم بیمارستان، دکتر بهم می‌گفت که شکایت کنم، ولی پدرم بود، هیچ کس طرف ِ منو نمی‌گرفت. زیاد پیش اومده که لباسای دخترونمو پاره کردند، یا آرایشمو پاک کردند.
ولی مادرم اغلب هوای منو داشت و به خاطر نوع ِ رفتارم هیچ وقت یادش نرفت که من فرزندشم. بزرگتر که شدم دعواهای مادر و پدرم زیاد شد منم توی آتیش دعوای اونها اغلب قربانی می‌شدم. پدرم رفتار منو نتیجه‌ی تربیت بد مادرم می‌دونست. مادرم نمیزاشت لباس تنگ بپوشم. دایی و مادر بزرگم ادای منو درمی‌آوردن، مثلا دایی‌ام می‌گفت ابرو برداشتن کار اواخواهرا و هرزه‌هاست، پسر که ابرو برنمیداره، یا مادربزرگم تا می‌رسید به من با حالت تمسخر آمیز می‌گفت: «اوا خواهر! چی شده؟!» و ازین جور چیزا.

بیرون از خونه چطور ؟ فکر میکنم مشکلات بیشتری نسبت به خونه داشتی چون به نظر میرسه رفتار مردم عادی با ترنس‌ها زیاد جالب نیست
کسی که ناهنجاری از خودش بروز نده، مردم باهاش کاری ندارن. برعکس من خیلی در جامعه راحت تر بودم شاید البته این به خاطر وضعیت وخیم من توی خونه باشه. مردم مسخره می‌کنن و میرن مثلا میگن دو جنسه، اواخواهر یا چیزای بدتر کم پیش میاد که کسی گیر بده البته منم چند وقتی هست که هر کس مسخره‌ام کنه چه فامیل چه غریبه جوابشو میدم. توی مدرسه همه‌ی بچه‌ها با من دوست بودند، گاهی اوقات هم البته با بعضی هاشون دعوام میشد ولی دوران مدرسه‌ام از اول ابتدایی تا آخر دبیرستان خیلی خوب بود، ناظم‌ها با درک وضعیتی که داشتم اغلب از من دفاع می‌کردند و منو دوست داشتند چون منضبط و مظلوم بودم. اینم بگم که رفتار بچه‌های مدرسه وقتی مدرسمو عوض می‌کردم اول هر سال خیلی بد بود، همه‌اش مسخره می‌کردند منو ولی وقتی منو میشناختند خیلی بهم محبت می‌کردند.
وقتی وارد محیط کار شدم، زمانی بود که یه اصطلاح پوستم کلفت شده بود، دیگه حرف مردم برام اهمیتی نداشت، عادت کرده بودم، ادامو در می‌آوردند و مسخره‌ام می‌کردند، خیلی هاشون هم البته پیشنهاد رابطه جنسی می‌دادند ولی من هیچ وقت توی محیط کارم نلغزیدم، چون به شدت نیاز دارم که از نظر مالی مستقل باشم.
کلا اعتقاد دارم در دروازه رو میشه بست دهن مردم رو ولی نه. من چون ساده‌پوش هستم کسی تا حرف نزنم چیزی نمی‌فهمه، ولی وقتی که با دوستانم بیرون میرم، همه‌ی مردم بهمون اشاره می‌کنن و بهمون عنگ هرزگی می‌زنند.

رابطه‌ی جنسی هم داشتی توی مدرسه ؟
بله. یه نفر بود که بهم می‌گفت خاله، اون با اغلب بچه‌های مدرسه رابطه‌ی جنسی داشت و برای من تعریف می‌کرد، تا اینکه یه روز خودم تجربه کردم. کلا در طول دوران تحصیل در مدرسه دو سه بار رابطه‌ی جنسی داشتم.

رابطه‌ی عاطفی چطور؟
بله. با یک نفر 7 سال رابطه‌ی عمیق جنسی و عاطفی داشتم، همون پسری که وقتی بچه بودم به جلسات خونه‌ی مادر بزرگم میومد ولی وقتی بزرگتر شدیم، تصمیم گرفت برای ادامه زندگی به خارج از ایران بره و من تنها شدم. بعد از اون، با چند نفر دیگه هم ترای کردم. این آخری هم با یکی آشنا شدم که خیلی دوسش داشتم آخر سر معلوم شد بایسکشوال بوده.

با بایسکشوال‌ها مشکل داری؟
نه، به من میگفت که همجنسگراست ولی بعدا متوجه شدم غیر از من یه دوست دختر هم داره. با دروغ گفتن مشکل دارم.

با همجنسگراها چطور؟ کلا همجنسگرایی رو چطور می‌بینی؟
همجنسگرایی یک گرایش طبیعیه ولی همجنس بازی ناشی از عقده‌های جنسیه که من اصلا تاییدش نمیکنم. البته همه جا خوب و بد هست ولی من بیشترین آسیب رو از طرف همجنس گراها دیدم. استریت‌ها رفتار خیلی بهتری باهام داشتند تا همجنسگراها. از نظر من جامعه‌ی همجنسگراهای ایرانی، دچار یه سرگشتگی و بلاتکلیفیه.
البته منظورم از اینها، فقط گی‌ها هستند، در مورد لزبین‌ها باید بگم که دخترای خوبی هستند و من کلا با دختر‌ها راحت‌ترم تا پسرها.

پیش پزشک هم رفتی برای تغییر جنسیت؟
بله، خیلی زیاد! پیش انواع و اقسام پزشک‌ها رفتم؛ متخصص اعصاب و روان، پزشک بالینی، دکتر تغییر جنسیت، روان شناس و...
پیش آخرین روان شناسی که رفتم بهم گفت چون ساده پوش هستم، میتونم تا مدتی به همین زندگی برزخی ادامه بدم ولی هر وقت که احساساتم رو دیگه نتونستم کنترل کنم بهتره که به تغییر جنسیت فکر کنم.

توی جامعه با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم کردی تا حالا؟
من آدم ِ خیلی اجتماعی‌ای هستم و منظورم از اجتماعی یعنی کسی که بلد باشه هر چیزی رو سر جای خودش قرار بده، هر کاری رو به موقع انجام بده، هر حرفی رو هر جایی نزنه و... به قول معرف هر عمل جایی و هر نکته زمانی دارد. به همین دلیل ترسی از رویارویی با مشکلات ندارم. با آدمهای زیادی در ارتباط هستم و میدونم که هر کس ظرفیت و جنبه‌ی خاصی داره پس با این شناخت می‌تونم بگم مسخره کردن و ادا درآوردن مشکلاتی نیست که حل نشوند. خیلی وقت‌ها با گذشت زمان کسانی که مسخره‌ام می‌کردند ازم عذرخواهی کردند. رفتار درست توی همین جامعه‌ی پر از مشکل باعث میشه که اطرافیانت در شرایط سخت ازت حمایت کنن.

برنامه‌ای داری برای آینده‌ات؟
اگر بتونم با کسی رابطه بگیرم که باهام بمونه که عالی میشه... ولی اگر نشد و سنم رفت بالاتر و مستقلا زندگی کردم حتما عمل جراحی تغییر جنسیت رو انجام میدم و ازدواج می‌کنم.

وضعیت ترنس‌ها در ایران چطوره؟
در مورد مشکلات ترنس سکشوال‌ها اغلب خیلی سیاه‌نمایی میشه اما وضعیت ترنس‌ها خیلی هم بد نیست. اول و آخر اینه که عمل جراحی می‌کنیم من فکر می‌کنم که گی‌ها وضعیت بدتری نسبت به ترنس‌ها دارند. حداقل مارو به خاطر چیزی که هستیم، اعدام نمیکنند.
ترنس‌ها خودشون رو در معرض خطر قرار میدن، با رفتار‌های فوق زنانه شون. ما چون فکر میکنیم که زن هستیم برای اثبات این موضوع به هر طریق مردانگی درونمون رو می‌پوشونیم، برای همین احساس میشه که ما زیادی زنیم. در صورتی که بیشتر رفتار‌های ما عکس العملی نسبت به شرایط بسته‌ی جامعه است.

نظرت نسبت به عمل تغییر جنسیت چیه؟
خب یه کم مراحلش طولانیه، اولش با هورمون درمانی شروع میشه، برای از بین بردن موهای زاید بدن هم باید لیزر کرد. بعد دیگه وارد چند مرحله عمل جراحی میشه ولی همین پروسه خیلی طول میکشه و هزینه برداره.
اگر دکتر حاذق باشه، مشکلی پیش نمیاد، ولی اغلب جراح‌ها مثل دکتر میر جلالی کارشون خیلی بده، یه دکتر توی مشهد هست که میگن توانایی فوق العاده‌ای درین زمینه داره.
یه موقع‌هایی فکر میکنم برم عمل کنم بهتره، لااقل ازین بلاتکلیفی بیرون می‌آم. ولی فعلا به دلایل مالی، خانوادگی و اینکه توی جامعه برام مشکل پیش نیاد نمیخوام عمل کنم.
مادرم گاهی وقت‌ها که طاقتش تموم میشه میگه وقت دکتر بگیریم که عمل کنم ولی پدرم به شدت مخالفه، اون هنوز منو یه پسر میبینه که دچار انحرافات غربی شدم.

جامعه باید برای ترنس‌ها چی کار کنه؟
جامعه رفتارش با ترنس‌ها خیلی بده، من واقعا دلگیرم از دست مردمم. باید برای ما یک دپارتمان درست کنن در مراکز بهداشتی و آموزشی و مشاوره بدن. سیاست‌ها باید در جهت آگاهی مردم باشند تا با ما بد برخورد نکنند. من برای امام حسین سینه میزنم، منم آدمم منم مسلمونم، حداقل ما ترنس‌ها ریاکار نیستیم.

من شنیدم که دولت و بهزیستی وام میدن برای این عمل و حتی قسمتی از هزینه‌ی عمل رو می‌بخشند. درسته؟
بله درسته ولی در قبال این پول از ما یه تعهد نامه میگیرن که اگر در حال مرگ بودیم تمام اعضای قابل پیوندمون، به افراد دیگه اهدا بشه، این چه عدالتیه؟

خود ترنس‌ها برای بهتر شدن وضعیت چی کار کردند؟
هیچ کار. اگر خیلی بخوام بگم به تعداد انگشت هم نمیرسه، فقط حدود سی سال پیش خانم مریم ملک آرا تونست نظر روحانیت رو عوض کنه نسبت به ترنس سکشوالیسم. بعضی وقتا هم یه سری مستند ساختن که مایه‌ی آبرو ریزی هر چی مستند ساز و ترنس سکشواله. اخیرا هم البته فیلم آینه‌های روبرو رو ساختند که مربوط میشه به یک ترنس مرد به زن. وضعیت ترنس‌های زن به مرد خیلی بدتره، فکر نمیکنم هیچ وقت اجازه داده بشه در مورد ما یه فیلم رسمی درست کنن. ترنس‌های هم سن و سال من فقط با رفتارهاشون، باعث بدنامی ترنس سکشوال‌ها شدند و تنها وضع رو بدتر کردند. اما به جرات میتونم بگم برآیند رفتار مردم نسبت به گذشته با ترنس‌ها بهتر شده.

و سوالم آخرم اینکه خودت و همسرت رو به چه شکل می‌بینی؟
من یه زنم. گناه بی لذت برای خودم نمی‌خرم. واقعا متعهدم و دوست دارم خانه داری و بچه داری کنم. به عنوان یه زن دلم میخواد همه‌ی زنان جامعه ترقی کنند. مرد من باید منو به خاطر خودم بخواد، هم کف من باشه و متعهد باشه. مثل منی که اون برام در اولویت اولمه، منم براش در اولویت باشم.

حرف آخر؟
حرف آخرم با خدای خودمه. خدایا من که تقصیری ندارم، خودت منو اینجوری کردی، من که دلم نمیخواست اینجوری باشم نجاتم بده...

اگر به شریک و دوام رابطه‌ی خود علاقمندید، بد نیست این نکات را به خاطر بسپارید

زندگی اقلیتی (شماره پنجم، اردیبهشت و خرداد92)


کم توقع باشیم؛ از شریکمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات ما پاسخ دهد.
گذشت کنید؛ مطمئنا روابط بدون خطا نیست و هر کدام از ما دچار اشتباهاتی می‌شویم و با گذشت می‌شود رابطه شیرین‌تری داشت.
این را قبول کنید که او با یکسری عادات و خوی‌ها بزرگ شده است و راحت نمی‌تواند آنها را کنار بگذارد. به او فرصت دهید.
به خاطر شریک خود کمی از مطالب مفید و روانشناسی استفاده کنید؛ چرا که ما تجربه کافی را در اوایل رابطه نداریم.
قدر حال را بدانید شاید فردا دیگر دیر باشد.
این را خوب درک کنید که می‌توانید بهترین لحظات رو با شریک خود داشته باشید؛ هیچ کس نمی‌تواند جای شریک شما رو بگیرد.
صبور باشیم؛ اگر رفتار شریک‌مان خوشایند نیست بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم. 
منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح رابطه‌مان را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت نکنیم.
مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرینی که با یکدیگر گذرانده‌ایم، بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب شریکمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب وی را فراموش نکنیم.
یکدل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.
ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با شریک خود درباره‌ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات وی می‌باشد.
با یکدیگر مهربان باشیم؛ شریکمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به وی تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه‌ی گرم و صمیمی برقرار کنیم.
محبت پذیر و قهر گریز باشیم؛ تلاش کنیم که آیینه‌ی رابطه‌مان شفاف و بدون غبار کدورت باشد.
سعی کنیم همدیگر را در کارهایی که درست انجام می‌دهیم تشویق کنیم؛ چراکه هیچ کس مثل دو نفری که یکدیگر را دوست دارند، نمی‌توانند مشوق هم باشند.
راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های رابطه موفق است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های رابطه‌مان را سست می‌کند.
به نیازهای شریکمان توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.
بهداشت روانی شریک عاطفی‌مان را تأمین کنیم؛ در سایه‌ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودی‌اش جلوگیری کنیم.
با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از طرفین رابطه باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به خوشبختی کوتاه‌تر می‌شود.
سعی کنید حرمت هم را همیشه رعایت کنید. حتی موقع دعوا
خوش قول باشیم؛ برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسئول بدانیم خوش قولی نشانه‌ی احترام به خود و شریکمان است.
سلایق و علایق او را بدانید تا با این کار به بگوئید که چقدر برای شما مهم است؛ در بسیاری از موارد شریک زندگی از همسرش توقع دارد که او را خوب بشناسد و بداند که او چی دوست دارد.
خود را به جای شریکمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه‌ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم: «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»
به شریک خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه‌ی سختی های رابطه‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.
همدیگر را آرام کنید؛ روزها همیشه بدون مشکل نیست. اگر یک روز شریکتان عصبانی بود شما سعی کنید او را آرام کنید و بر عصبانیت او نیافزاید.
با جملات زیبا از شریک خود دلجویی کنیم؛ یک جمله‌ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم و غضب و نفرت را خاموش کند و بنای رابطه را از خطرات گوناگون دور سازد.
برای سخن و پیشنهاد شریکمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.
روی نقاط ضعف شریک خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن شریکمان استفاده کنیم.
مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی‌جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.
مقایسه نکنید؛ با مقایسه، هم شریک خود را از خود ناراحت می‌کنید و هم زندگی را برخود سخت می‌گیرید و بدانید تمام انسان ها نمی‌توانند شبیه هم باشند.
سعی کنید در هر جایی جویای حال شریک خود باشید؛ این امر باعث می‌شود تا حس اهمیت برای هم بیشتر شود.
روزهای خوب با هم بودن رو به یاد هم بیاریم؛ این امر باعث می‌شود تا روز های با خاطرات تلخ راحت‎تر فراموش شود.
شنونده‌ی خوبی باشیم؛ هنگامی که شریکمان با ما صحبت می‌کند حتی الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سر تکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.
امیدواریم احساس خوشبختی همیشه همراه شما باشد.

 فاطیما



۱۳۹۲ مهر ۱۵, دوشنبه

نامه‌ای به عشق خاموشم

زندگی اقلیتی (شماره چهارم، اسفند91، فروردین92)

 

مدت‌ها بود که می‌خواستم از تو بنویسم. از وقتی رفتی زندگیم خیلی بهتر شده. با آدما دیگه بدرفتاری نمیکنم که هیچ؛ خیلی هم به اطرافیانم کمک میکنم اونها هم خیلی از دستم راضی و خوشحالند هرچند که هنوز نمیدونن من ایدز دارم.
امیدوار بودم که برگردی، حالا که منم آلوده کردی. حالا که هر دو راز همو میدونیم ولی رفتی و از تو حالا همین یه هدیه واسم مونده که تا آخرین روز عمرم توی وجودم همراه من می‌مونه. وقتی «اقلیت» خواست تا در مورد ایدز یه نفرو پیدا کنم که آلوده باشه، بهترین فرصت رو دیدم که از خودم بنویسم. حالا یه عالمه صفحه‌ی خالی دارم که یه روز آرزوم بود توش حرفامو بگم. حرفایی که بعد از رفتن تو، به بغض تبدیل شدن و مثل خوره تمام وجودمو داشتن میخوردن.
هنوز صحنه‌ی گریه کردنت توی ذهنمه وقتی داشتی از طرز آلوده شدنت توسط دوست‌دخترِ برادرت صحبت می‌کردی. همون دختره که به قول خودت تهرانو آباد کرده. خیلی سعی کردم پیداش کنم و ببینمش تا انتقام خودمو و خودت رو ازش بگیرم ولی بعد از یه مدت بی خیالش شدم و دیدم اون هم یه بدبختیه مثل ما و خودش تقصیری نداره. تا اینکه خیلی اتفاقی توی یه جمع دیدمش با برادرت. باهاش طرح دوستی ریختم تا بهش کمک کنم. تا بهش بفهمونم که نباید با جون آدما بازی کنه.
وقتی با سحر صمیمی‌تر شدم، دعوتش کردم خونمون، هنوز منو کامل نمیشناخت و نمیدونست که دوست دخترم بودی. نشستم باهاش به صحبت کردن و مشروب خوردن و همه‌ی جریاناتی که واسمون اتفاق افتاد موبه‌مو بهش گفتم. از آلوده شدن من، از خودکشی تو...
باور نمی‌کرد که به خاطر آلوده شدن من خودت رو از بین برده باشی. می‌گفت اینها همه‌اش قصه است که از خودم درآوردم، حقم داره شبیه قصه‌هاست...
وقتی از سحر پرسیدم خودش چه جوری به ایدز گرفتار شده، داستانشو واسم تعریف کرد:
«مجبور شدم از خونه فرار کنم، یکی بود که خیلی خاطرمو می‌خواست به خاطرش لگد زدم به همه‌چی. پسره خیلی جیگر بود و همه چی داشت. نامرد خیلی هم بهم عشق و عاشقیشو نشون میداد ولی ولم کرد و رفت. سواد که نداشتم، پول و خانواده هم که نداشتم مجبور شدم یه دوره‌ای تن فروشی کنم، نمیدونم از کدوم بی پدر مادری ایدز گرفتم ولی از وقتی فهمیدم حال خیلیا رو گرفتم. یه بار خواستم توبه کنم رفتم مشهد اونجا با یه پسره آشنا شدم که خیلی مایه‌دار بود گفت اگه بهش خوب سرویس بدم واسم خوب خرج می‌کنه. منم بدم نمیومد ازش ولی نامرد نگفت که با باباشم باید بخوابم. خلاصه توی یه روز، یه پدر و پسرو با هم آلوده کردم. ولی بعدش خیلی پشیمون شدم و از اون روز تا حالا دیگه اگرم با کسی بودم یا بهش گفتم اچ‌ای‌وی مثبتم یا اینکه خیلی مراقبت کردم تا آلوده نشه...»
ازش پرسیدم چرا با سمیه خوابیدی؟ مگه به مردا علاقه نداری؟ ازش اینارو پرسیدم ، چیزایی که تو هیچ وقت جوابشو بهم ندادی ولی سحر همه رو بهم گفت:
«من تو عمرم فقط با یه دختر بودم اونم سمیه بود. اونم تازه من دلم نمی‌خواست. یه روز امیر با موتورش اومد دنبالم گفت بریم خونشون، فکر می‌کرد کسی نیست. آخه مادرشینا رفته بودن مسافرت، اونم گفته بود خودش برنامه سفر داره و قبل از رفتن اونا رفت خونه‌ی دوستش تا مثلا بگه رفته مسافرت. وقتی رفتند، امیر زنگ زد خونه تا مطمئن شه کسی خونه نیست، کسی هم جواب تلفونو نداد. ولی اون روز سمیه نرفته بود با مادرشینا مسافرت، قرار شده بود فرداش بره تا یه سری کارارو انجام بده. من و امیر راه افتادیم رفتیم خونه. امیر کلید انداخت درو باز کرد دید سمیه لخت از حموم درومده توی هال داره خودشو خشک می‌کنه من یه کم خجالت کشیدم وقتی دیدم این صحنه رو، خب سمیه و امیر خواهر برادرند. ولی امیر خیلی بی چشم و رویی کرد و سر سمیه داد زد که این چه وضعیه و اینا. سمیه بنده خدا هم حوله اش کوچیک بود به همه جاش نمی‌رسید تا خودشو بپوشونه، امیرم نمیزاشت بره تو اتاقش. اون روز امیر حال منو از خودش به هم زد ولی خب چی کار کنم خرجمو میده و من کسی رو جز اون ندارم. مجبورمون کرد با هم رابطه جنسی داشته باشیم و خودشم از دور مارو نگاه میکرد. بعدا به سمیه گفتم که ایدز داشتم و اصلا ممکن نیست از من آلوده شده باشه آخه مگه زن به زن هم آلوده میشه؟ سمیه خیلی ترسید چند وقتی صبر کرد رفت آزمایش داد، بهم زنگ زد گفت که آلوده شده. من نمیدونم چه جوری ممکنه سمیه از من ایدز گرفته باشه ولی اون روز واقعا دلم میخواست بمیرم. سمیه با هر کلمه‌ای که می‌گفت بغضش می‌ترکید...»
سمیه‌ی عزیزم ای کاش همون موقع بهم می‌گفتی تا بتونم ازت حمایت کنم، اون روزای سختو که مدام منو شاد می‌کردی و هدیه می‌خریدی واسم تا غصه‌هامو فراموش کنم خودت پر از غم بودی.
نباید تنهام میزاشتی. نباید وقتی می فهمیدی که منم آلوده شدم خودتو میکشتی. از وقتی که دیگه نیستی هفت سال می‌گذره. دیگه نمیتونم با کسی رابطه بگیرم بعد از تو. یعنی بخوامم کسی نیست. فقط اینو بهت بگم که تو مرکزی که دارم کار میکنم واسه‌ی اچ‌ای‌وی مثبتا، هر زنی که اسمش سمیه باشه، خبر آلودگیش نابودم میکنه. ای کاش نمی رفتی...

دوست‌دار تو بهار