نمایش پستها با برچسب شماره دهم. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب شماره دهم. نمایش همه پستها
۱۳۹۳ بهمن ۱۳, دوشنبه
۱۳۹۳ بهمن ۱۲, یکشنبه
سالنامه 92: اقلیت 9
سالنامه 92: اقلیت 9 (شماره دهم، اسفند 92)
سرمقاله: باید بفهمی چه قدر سخت است؛ عیسی مرد!
در رثای عیسی چاخمارلی
درد این زندگی را تنها آنانی میتوانند حمل کنند که در تک تک لحظاتی که میگذرد و طاقتشان به طاق میرسد، دلبرانی در گوشه و کنار دلشان میشناسند تا رویای روز و آوازهای خفتهی شب را با امیدواری نگاه دارند. آری عیسی مرد. گویا طاقتش از طاق گذشته بود.
صبح همیشه وقت بیداری نیست؛ کسانی هستند که همیشه بیدارند چون میدانند چشمانی که بر هم قرار میگیرند، آنان را به دنیای واقعیاتی میبرد که چشمان خورشید زدهی ماتم روزگار، هرگز یارای آن را ندارد که قدم بدان بگذارد...
دفتر ترجمه: اعتماد به خاطرات خود از آزار جنسی
مقالهای برای نجاتیافتگان از تجاوز جنسی
پذیرفتن و اعتراف کردن به مورد آزار جنسی واقع شدن، خود زمان زیادی طلب میکند تا نجاتیافتگان از این آزار، قادر باشند با قطعیت و اطمینان بگویند که مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند. اعتراف به اینکه این آزار اتفاق افتاده است خود قدمی مهم در درمان و رهایی از این آزارهاست. گروه بزرگی از نجاتیافتگان، سالها در این موضوع سرگردان و مرددند، حتی بعد از اینکه آنها اذعان میکنند که سابق بر این آزار جنسی دیدهاند. البته این یک واکنش طبیعی و برای حفاظت از خود است، طبیعتا بعد از تحمل همه این سختیها وقتی یک فرد بالغ و معتمد، راز شما را فاش کند و از این طریق به شما آسیب بزند، بسیار دردناک خواهد بود. این است که به طور اجتنابناپذیری...
پرونده ویژه: تجاوز
• دیگر خجالت نمیکشم
• کلیشه تجاوز
• کودکآزاری، همجنسگرایی و آنچه که در جامعه ایران اتفاق میافتد
• چه بیرحمانه حریم تن را شکستند
• لطفا به ما تجاوز کنید!
• تن خالی، گفتگو با سارا
• سکوتم از رضایت نیست، گفتگو با مانی
• تجاوز
• تاوان، خاطره یک تجاوز
• هیس!
• فرار بزرگ
• گفتگو با نویسنده داستان فرار بزرگ
• فرار از خود، نقد داستان فرار بزرگ
۱۳۹۳ بهمن ۱۱, شنبه
سالنامه 92: اقلیت 8
یاد اقلیتی: مجلهای از ما برای ما
• دربارهی ماها
«تا کنون هیچگاه به اندازه امروز، درباره دستیابی ما همجنسگرایان به حقوق و...
• فهرست ده ويژهنامهي مجله «ماها»
یک: همجنسگرایی و خانواده (انتشار همراه با شماره پنجم)...
• گفتگو با واراند
میگوید 37 سال و اندی دارد. تحصیلات خود را در هنر نیمه کاره رها کرده اما به قول خودش قلمو و نقاشی را هیچ وقت ترک نکرده...
زندگی اقلیتی: هک؛ ویژه دگرباشان جنسی
مقدمه
در این مقاله روشهای هک شدن و راههای پیشگیری از آن گفته خواهد شد فقط برای اینکه بدانید چقدر راحت میتوانید هک شوید و پیامها و ایمیلهایی که برای شما میآید و سایتهایی که در آن عضو میشوید دقت بیشتر داشته باشید و به هر کسی اجازه ندهید که پشت کامپیوتر شما بنشیند چون بیشتر مطالب گفته شده مربوط به هک حضوری (نشتن پست سیستم قربانی) میباشد.
هک چیست؟
هک در دنیای فناوری از چند معنی مختلف برخوردار است که البته این معانی با یکدیگر در ارتباط هستند...
پرونده ویژه: خودکشی
• ضد و نقيضهاي جامعهاي که ناگزير ميکند...
• خودکشي؛ علل و انواع آن در اقليتهاي جنسي
• بودن يا نبودن، آرامش در کدام يکي است؟
• ميخواهم زنده نمانم
• ميخواهم خودکشي نکرده، خودم را بکشم
• هر ثانيهاي که خودم رو انکار کردهام، خودکشي کردهام
• اتانازي
• خودکشي، جنون آني
• بازگشت از مرگ، فرصتي دوباره
• جسمم را شايد اما خودم را نمىکشم
• آخرين انتخاب
• ليوان بعدي، قرصهاي حل شده در سم
• من، مادرم و خواهرم، هر سه خودکشي کرديم
۱۳۹۳ بهمن ۱۰, جمعه
سالنامه 92: اقلیت 7
یاد اقلیتی: به نام پدر؛ یادی از ساویز شفائی
• ساویز، پدر دفاع از حقوق اقلیتهای جنسی در ایران
• زندگی ساویز به نقل از gaytoday
• مصاحبه با مهین شقاقی، مادر ساویز شفائی
• ضیافت زندگی؛ معرفی شعر ساویز شفائی
• اخلاق چیست و تفاوت اخلاق فرمایشی با اخلاق پویا کدام است؟
همآغوشی با رنگینکمان
درنگ مزدک زندیک در رمان «پیرهن رنگرزان»
اول با خودت فکر میکنی که کی حال دارد بخواند این دویست و خردهای صفحه را! اما اگر به هر دلیل و علتی شروعش کردی، آرزو میکنی که کاش زودتر به دستت میافتاد.
یک رمان کامل با توصیفاتی زنده و داستانی پر تعلیق و آغاز و پایانی گشاده و دو پهلو و شخصیتهای باورپذیر و پر از سوالات و تاملات جدی و تیزبینانه و سرشار از نگاه تازه و واکاوانه. پیرهن رنگرزان چنین رمانی است. جدی، پر مساله و کِشنده که خواننده را مدام به بازنگری مبانی فکریاش و نگریستن از زوایای تازه وا میدارد و به همین دلیل هم مخاطبش باید جدی باشد. باید جدی بگیردش.
پیرهن رنگرزان داستان سپهر است. سپهر زندهرودی...
پردهنشینی زنان همجنسگرا
قسمت اول، فرم:
لزبین، زنان همجنسگرا، طبقزن، زنانی که به همجنس خود میل عاطفی و جسمانی دارند، زنان مردنما، فاحشگان سیر شده از مردان، باکره هایی که هرگز جسم مرد را دریافت نکرده اند و به همجنسان خود اکتفا کردهاند.
اینها چه کسانی هستند؟ کجایند پیشینگان همجنسگرای ما، مادران طبیعت ما در تاریخ همجنسگرایی؟ چرا حتی تابوشکنانی همچون لزبینها باز هم در تاریخ بعد از مردان همجنسگرا قرار میگیرند؟
هر فردی با یک بار نوشتن واژه همجنسگرا در گوگل به انبوه اطلاعات فراوان...
پرونده ویژه: اقلیت اینترنتی
• اقلیت مدرن
• تجربههای من از ماهواره و شبکههای اجتماعی اینترنتی
• سلام... سن، وزن، قد
• در جستوجوی حقیقتی مجازی
• گفتگو با یک لزبین
۱۳۹۳ بهمن ۹, پنجشنبه
سالنامه 92: اقلیت 6
سالنامه 92: اقلیت 6 (شماره دهم، اسفند 92)
یاد اقلیتی: داستان یک همکاری
• من مثل تو
میخواهم نقطه آغاز مطلبم را در جایی بگذارم که برمیگردد به سه سال پیش...
• گفتگو با حسین غریبه؛ بنیانگذار مجله «من مثل تو»
حسین غریبه، یکی از وبلاگنویسان دگرباش، تصمیم میگیرد که در پایان هر سال، به تنهایی مجلهای به صورت سالنامه منتشر کُند که به موضوعاتی...
• سخن سردبیر؛ قسمتی از سرمقاله شماره اول «من مثل تو»
راست گفتی، عاشقی پیداست از زاری دل؛ ناله دلمان آمدهایم بازگوییم!...
راز اقلیت: ده نکته طلایی که نباید به هنگام آشکارسازی فراموش کنید
در زندگی همهی ما وقتهایی بوده که احساس کردهایم «حالا دیگر باید بگویم!» موقعیتهایی در ارتباط نزدیک با یک دوست، یک همکلاسی، یک همکار یا حتی عضوی از خانواده. این موقعیتها معمولاً اتفاقی پیش میآیند. از قبل پیشبینی شده نیستند و هیجان زیادی را بر ما تحمیل میکنند. لحظههایی که من اسمشان را میگذارم لحظههای فوران! حس میکنی این هویت پنهانی دارد از زیر آن ماسک بیرون میزند و دیگر نمیتوانی یا حتی نمیخواهی پنهانش کنی. توی این جور لحظهها آشکارسازی کردن احساس فوق العادهای به شما میدهد. احساس آزادی. سبکی و فراغ بال. اما باید مراقب باشید زود تسلیم این حس آرامش گذرا نشوید !...
کوششي براي پردهبرداري از درهاي ظاهرا بسته
نقد و بررسي داستان «قهوهخانه» نوشته خشايار خسته
قسمت اول، فرم:
با یک داستان تقریبا کوتاه مواجهیم که اندکی بیش از بیست صفحه است و با دو عکس از قهوهخانهای شروع میشود. ده قسمت دارد با یک صفحه مطلب آغازین از حمید پرنیان که به درآمدی میماند اگرچه چنین عنوانی ندارد.
داستان از زبان راوی که خودش نقشی محوری در ماجرا دارد بیان میشود. اگرچه کمتر تصویری از او بدست داده میشود. یعنی جز با تخیل نمیتوان چهرهای از او در ذهن ساخت. بله؛ میگوید که خوشکل نیست (در قیاس با دیگری) یا بوها برایش خیلی مهمند و... ولی چیزی بیش از اینها نداری که بتوانی خطوط رخسارش را بخوانی...
پرونده ویژه: جمعه سیاه
• روایتی از شکلگیری روز ملی
• بیانیه جمعی از دگرباشان
• حکایتی از روزهای رفته
• روز اقلیتهای جنسی ایران و حرفهای من
• روز ملی
• روزی برای یادآوری...
• روزی برای ملی شدن صنعت همیاری!
• روزی برای ما
۱۳۹۳ بهمن ۸, چهارشنبه
سالنامه 92: اقلیت 5
سالنامه 92: اقلیت 5 (شماره دهم، اسفند 92)
یاد اقلیتی: بانوی اردیبهشتی؛ مریم خاتون ملکآرا
• تغییر بزرگ
درسال 1354 مريم ملک آرا که درآن موقع نامش فريدون بود، در اولين نامه...
• وقتی فتوا صادر شد
«من دوست ندارم فقط درباره خودم و زندگی شخصی ام حرف بزنم یا فقط از آن روزی که خدمت امام رسیدم بگویم یا از...
• بانو مریم
سلام مادر؛ سلام بانو؛ سلام به پاکی مریم و صلابت فریدون چقدر بی معرفتم که تا...
تفاوت و تحمل؛ تا کجا باید رفت؟
شاید یکی از جالبترین چیزها در ذات بشر تفاوتهای فراوانی باشد که در همه عناصر دنیا به چشم میخورد، اما در عین حال برای اعصار طولانی و حتی در همین عصر حاضر تبدیل به چالش بزرگی برای بشریت شده تا آنجا که گاهی بنظر میرسد پاسخی ذاتی در نهاد بشر برای مقابله وجود ندارد؛ اما یقینا تحمل پاسخ ذاتی و حلقه فراموش شده، یا به فراموشی رانده شده این تقابل همیشگیست، تحملی که در ذات بشر موجود است اما مانند تمام استعدادهای ذاتی بشر نیاز به پرورش دارد تا به موقع مورد استفاده قرار بگیرد. در اینجا بنا نیست که با دیدی فلسفی به این موضوع پرداخته شود و یا شعارگونه تکیه بر مسند معلم زده شود؛ نگارنده نیک آگاه است که بحث در این باره بسیار تکراریست و شاید کمی شعاری بنظر برسد، اما حقیقتا نمیداند سرّ کار در کجاست...
مصاحبه با شهلا؛ ترنسسشکوال تهرانی
تراجنسی یا ترنسکشوالی از نظر تو چه مفهومی داره و ترنسکشوال به چه کسایی گفته میشه؟
کسی که لطیف باشه و احساسش زنانه است، دوست داره با پسرها باشه و آرایش کنه البته این مربوط به ترنسهای مرد به زنه، در مورد ترنسهای زن به مرد مطمئنا تمایلات هم برعکسه. به طور کلی کسی که از نظر جنسیت با جسم خودش نمیتونه کنار بیاد به نظر من ترنسکشواله، مثل مردی که میخواد زن باشه. خود من شاید تیپ مردونه داشته باشم ولی در مهمونیها و جاهایی که خود ِ واقعیم هستم، لباس زنونه میپوشم یعنی لباسی که برازندهی من هست رو میپوشم...
پرونده ویژه: اقلیت توالتی
• از کنار هم میگذریم
• بررسی آسیبشناسانه شیوع لزبینیسم میان زنان دگرجنسگرا در ایران
• رابطه در مدرسه
• جستجو برای او، از دیروز تا امروز
• بررسی موردی روابط همجنسخواهانه در اشکال سنتی آن
• توالتنویس شهر تنهاست
• نتایج آمارگیری
۱۳۹۳ بهمن ۷, سهشنبه
سالنامه 92: اقلیت 4
سالنامه 92: اقلیت 4 (شماره دهم، اسفند 92)
راز اقلیت: آشکارسازی؛ بایدها و نبایدها (قسمت سوم)
همانگونه که در شماره پیشین ذکر شد، پژوهشهای زیادی حاکی از آن است که آشکارسازی، برای افراد همجنسگرا و روابط آنها بسیار مناسب است. بررسیها نشان میدهند كه 60 الی 77 درصد افراد همجنسگرا مایلند كه همجنسگرایی خویش را برای والدینشان آشكار سازند (برگر، 1990، برایان و دمیان ،1994). بسیاری از افراد همجنسگرا كه دست به آشكارسازی میزنند، امید دارند كه این اقدام آنها، صمیمت و صداقت روابط آنها با والدینشان را افزایش دهد (بن آری ،1995، برزون، 1992، تنر، 1978). به طور كلی، از نظر روانشناختی، آشكارسازی برای بالا بردن عزت نفس مفید است (گانزایورك و رودولف 1991). به نظر میرسد كه روابط رضایتمندانه با آشكارسازی همجنسگرایی چه از سوی مردان همجنسگرا و چه از سوی زنان همجنسگرا در ارتباط باشد...
بهداشت جنسی لزبینها
چرا لزبینها باید به داشتن رابطهی جنسی ایمن فکر کنند؟
به طور کلی لزبینها در خطر پایینی برای ابتلا به بیماری ایدز و حاملگی ناخواسته قرار دارند اگرچه رابطهی جنسی بین زنها همیشه ایمن نیست و لزبینها هم درست به اندازه زنانی که با مردان رابطهی جنسی دارند در خطر ابتلا به بیماریهای مقاربتی هستند بنابراین زنان نیاز دارند تا این خطرها را بشناسند و بدانند چطور از خودشان محافظت کنند.
ایمنی جنسی برای لزبینها چیست؟
ایمنی جنسی به هرعملی که باعث شود شما در خطر ابتلا به ایدز یا دیگر بیماریهای مقاربتی قرار نگیرید گفته میشود رابطه جنسی امنتر به رابطهی جنسیای اشاره میکند که خطر ابتلا به ویروس ایدز و دیگر بیماریهای مقاربتی به کمترین حد ممکن برسد....
دفتر مقالات: فوکو و جنسیت
میشل فوکو، مورخ روشنفکر فرانسوی، آنچه را در کتاب «تاریخ جنسیت» خود بررسی میکند، «فرضیهی سرکوب» مینامد. این فرضیه، باور عامه به این مطلب است که جنسیت، به خصوص در قرن نوزدهم، سرکوب شد و در عصر مدرن، برای آزادی آن تلاش شده است. فوکو میگوید نه تنها «جنسیت» چیزی طبیعی است که سرکوب شده، بلکه «جنسیت»، ایدهای پیچیده است که طیفی از فعالیتهای اجتماعی، تحقیقات، سخنان و نوشتهها -خلاصه «گفتمان» و «کنشهای گفتمانی»- گرد هم آمده در قرن نوزدهم، تولیدش کردهاند. تمام انواع سخن، مانند سخنان پزشکان، کشیشان، رماننویسان، روانشناسان، اخلاقیون، مددکاران اجتماعی و سیاستمداران که ما آنها را با ایدهی سرکوب جنسیت مرتبط میکنیم، در واقع راههاییاند برای به وجود آوردن آنچه «جنسیت» مینامیم....
پرونده ویژه: ازدواج اجباری
• ازدواج دگرباشها از دید جامعهشناختی
• چرا برخی لزبینها با یک مرد ازدواج میکنند؟
• مردان همجنسگرایی که با زنان ازدواج میکنند
• وهم؛ مصاحبه با یک ترنس
• قربانی
• ما تنها نیستیم و تنها ما نیستیم!
۱۳۹۳ بهمن ۶, دوشنبه
سالنامه اقلیت
سالنامه 92 (شماره دهم، اسفند 92)
اقلیت در این سرویس، گزیدهای از خلاصه مقالات شمارههای منتشر شده خود در سال 92 را بازنشر میدهد تا این مقالات یکجا در اختیار خوانندگان محترم، قرار گیرد.
همچنین مقالات هر شماره به آدرس دانلود همان شماره لینک شده است تا در صورت تمایل، شمارههای مورد نظر از مجله دانلود شوند.
گروه سردبیری
۱۳۹۳ بهمن ۵, یکشنبه
۱۳۹۳ بهمن ۴, شنبه
۱۳۹۳ بهمن ۳, جمعه
چگونه مسائل دگرباشان جنسی را پوشش دهیم
فرهنگسرای اقلیت: معرفی کتاب (شماره دهم، اسفند 92)
راهنمای آموزشی ویژه روزنامهنگاران و رسانههای فارسی
در آوریل ۲۰۱۳ کمیسیون بینالمللی حقوق زنان و مردان همجنسگرا (ایگلهِرک) پس از یک سال تحقیق و مطالعه انجام گرفته توسط تیمی از متخصصین، جزوهای ۷۲ صفحهای منتشر کرد. در این جزوه، راهنمایی توضیحی برای رسانههای فارسیزبان عرضه شد تا آنان بتوانند به مسائل افراد با هویت و گرایش جنسی متفاوت در جامعه فارسیزبان بپردازند. عنوان جزوه چنین است: «چگونه مسائل دگرباشان جنسی را پوشش دهیم». این اولین اثر منتشر شده توسط کمیسیون به زبان فارسی است و در این جزوه تلاش شده است تا نیازمندیهای حرفهایهای رسانههای ایران، برای گزارش مسائل مرتبط به دگرباشان جنسی (الجیبیتی) ایرانی، رفع شود.
این جزوه راهنما، ۱۲ فصل دارد و موضوعات گستردهای را پوشش میدهد، شامل بر گرایش جنسی، هویت جنسی (SOGI)؛ واژهها و اصطلاحات مورد نیاز در حوزه جنسیت و گرایش جنسی؛ سکسیّت، جنسیّت و جنسگونگی دگرباشان جنسی؛ نمادها و تاریخهای مهم ایرانی در ارتباط با جامعه دگرباشان جنسی؛ سازمان ملل متحد و حقوق دگرباشان جنسی؛ تاریخچه «درمان» دگرباشان جنسی؛ تاریخچه جنبش دگرباشان جنسی؛ قانون مجازات اسلامی جمهوری اسلامی ایران و موضوع همجنسگرایی، مذهب و همجنسگرایی و اخلاق حرفهای روزنامهنگاری در رابطه با دگرباشان جنسی.
کمیسیون هماکنون از این جزوه بهعنوان اولین اثر جامع در این زمینه به زبان فارسی استفاده میکند تا ارتباط لازم را با سردبیرها و روزنامهنگارها پیدا کند، این جزوه را بهدست رسانههای فارسی برساند و آن را در دسترس جامعه اینترنتی قرار دهد. با این روش، رسانههای گوناگون فارسی و روزنامهنگاران میتوانند به بدنامسازی افراد جامعه دگرباشان جنسی خاتمه دهند و مرزهای همجنسگراهراس (هموفوبیا) در ایران را محدود سازند. این جزوه هماکنون با موفقیت در چندین رسانه مطرح بینالمللی استفاده میشود و در کمتر از یک ماه، ۳۵ روزنامهنگار و سردبیر کارگاه آموزشی کمیسیون را طی کردهاند و در این کارگاه، این جزوه را آموختهاند.
برای دانلود این راهنما کلیک کنید
۱۳۹۳ بهمن ۲, پنجشنبه
Deux
فرهنگسرای اقلیت: معرفی ترانه (شماره دهم، اسفند 92)
ترانه «Deux» یا به زبان انگلیسی two «he»; two she» که به زبان فرانسه توسط خواننده بلژیکی-ایتالیایی لارا فابین که به خاطر توانایی آوازی و تکنیک بالایش زبانزد است در سال 2013 خوانده شده است. اسم این ترانه در زبانه فرانسه به معنای «درباره آنها» و یا «دو» معنی میدهد. این ترانه در یوتیوب تاکنون 947,915 بار مشاهده شده است. این آهنگ زیبا مضمون و محتوای برابری جنسی و عشق دارد و 11امین آهنگ در آلبوم Le secret فابین میباشد. در بخشی از ترانه خواننده به زیبایی بیان میکند:
واضح است که عشق،
این بار، همه چیز را تغییر میدهد
ارواح دوقلو جاودانه هستند،
فراتر از «مرد» یا «زن[1]» بودن.
قسمتی از متن انگلیسی و ترجمه شده از متن فرانسوی:
Just like a winter sky
To its clear nights and gives in
Just like a great thunder
Dies as soon as it rings out
Just like a clear spring[2]
Opens itself to the sea and then merges with it
Just like a piece of flesh
Makes men out of us
When two ‹he› touch one another
All our senses remember
That a kiss turns two beings
Into two souls bound together, almost eternal
When two ‹she› touch one another
So beautiful and tender
It obvious that love
This time, changes everything
As if inseparable
They are roots in those trees
Great winds and storms
Taunting, persisting
The caravans go by
The dogs are barking, weary
To deliver the secret
And the hate moves around
When two ‹he› touch one another
All our senses remember
That a kiss turns two beings
Into two souls bound together, almost eternal
When two ‹she› touch one another
...So beautiful and tender
[1] در زبان فرانسه و انگلیسی ضمیر سوم شخص برای جنس مرد و زن متفاوت است در داخل شعر شاعر با به کار بردن ضمیر سوم شخص زنانه و مردانه مقصود خود را نشان داده از آنجایی که در زبان پارسی ضمیرسوم شخص برای زن و مرد یکی است برای فهم راحتتر متن، از کلمات مرد و زن به جای «او» استفاده شده است.
۱۳۹۳ بهمن ۱, چهارشنبه
باشگاه خریداران دالاس
فرهنگسرای اقلیت: معرفی فیلم (شماره دهم، اسفند 92)
فیلمDallas Buyers Club محصول ۲۰۱۳ آمریکا در مراسم اسکار برنده جایزه بهترین هنرپیشه نقش اصلی مرد و بهترین هنرپیشه نقش مکمل مرد شد. متیو مککانگی برای بازی در نقش مرد همجنسگرایی مبتلا به بیماری ایدز و جیرد لتو برای بازی در نقش صمیمیترین دوست او که تراجنسی است. این فیلم با مدت زمان 117 دقیقه و رتبهبندی 8 از 10 در سایت IDM مورد استقبال فراوان تماشاگران واقع شد.
این فیلم بر اساس زندگی واقعی ران وودروف ساخته شده است که در سازمانی جهت کمک به بیماران مبتلا به ایدز فعالیت میکند و بعد از اینکه خودش مبتلا به ایدز میشود در سال 1985 بعد از استفاده از یک داروی تایید نشده و احساس بهبودی، تصمیم میگیرد آن دارو را به تگزاس قاچاق کند.
علاوه بر جایزه اسکار این فیلم بُرد دو جایزه گلدن گلوب برای متیو مککانهی وجرد لتو را به ارمغان آورد همچنین نامزدی شش جایزه اسکار در بخشهایی مانند بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد برای مککانهی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای لتو. ژانمارک ولی و مارتین پِنسا هم نامزد بهترین تدوین شدند؛ نام ولی در تیتراژ فیلم با اسم مستعار «John Mac McMurphy» آمده است.
این قسمت ممکن است داستان فیلم را لو دهد، لذا توصیه میکنیم اگر میخواهید فیلم را تماشا کنید این قسمت را نخوانید:
در سال ۱۹۸۵ در شهر دالاس یک تکنسین برق کار ران وودروف (متیو مککانهی) گاوچرانی که مبتلا به تخیلات هوموفوبیایی است در مییابد که به بیماری ایدز مبتلا است و تنها ۳۰ روز تا پایان زندگی فرصت دارد. او در ابتدا از پذیرش واقعیت ابتلا به بیماری سر باز میزند، اما با به یاد آوردن رابطه جنسی با یک معتاد به مواد مخدر سر انجام تسلیم واقیت میشود. او به سرعت از طرف خانواده و دوستانش طرد میشود. در بیمارستان او در مییابد که تنها داروی موثر بر روی ایدز زیدوودین (ایزیتی) میباشد که برای آزمایش بر روی انسان از سازمان غذا و دارو مجوز دارد. او توسط یکی از دکترهای بیمارستان به نام دکتر ایو سک، جنیفر گارنر، مطلع میشود که برای بررسی اثرگذاری این دارو تنها برای نیمی از بیماران تجویز شده است.
ران با رشوه دادن به یکی از کارکنان بیمارستان موفق میشود مقداری ایزیتی بدست آورد. با شروع استعمال دارو وضعیت سلامتی ران بدتر و بدتر میشود. در مراجعه به بیمارستان با رایان جرد یک بیمار اچآیوی دیگر که ران با وی مشکل دارد مواجه میشود. با بدتر شدن وضع سلامتی ران او برای دریافت ای زی تی به بیمارستانی مکزیکی مراجعه میکند. دکتر وس که لیسانس پزشکی خود را در امریکا ملغی کرده است به ران میگوید که ایزیتی در واقع سمی است که به تمامی سلولهای بدن حمله میکند و اصرار میکند تا ران از دارو دیدیسی و پروتین تیاس استفاده کند که این داروها در امریکا تایید نشدهاند. بعد از سه ماه وضعیت سلامتی ران به طور ملموسی بهبود مییابد. او به این فکر میافتد تا با واردات و فروش داروی جدید به مبتلایان اچآیوی میتواند پول قابل توجهی به جیب بزند. همزمان دکتر ساک به اثرات منفی ایزیتی پی میبرد ولی سرپرست وی دکتر سوارد بر ادامه تجویز ایزیتی اصرار میورزد.
ران شروع به فروش داروی جدید در خیابان میکند. او همزمان با رایان تماس برقرار میکند تا توسط وی مبتلایان بیشتر پیدا کند. آنها با هم کلوپی به نام باشگاه خریداران دالاس راهاندازی میکنند که برای اعضای خود پروتین تی و دیدیسی تهیه میکند. آنها بابت داروها پولی از اعضا دریافت نمیکنند ولی اعضا باشگاه میبایست ماهانه ۴۰۰ دلار حق عضویت پرداخت کنند. این باشگاه به سرعت طرفداران زیادی در بین بیماران مبتلا به ایدز پیدا میکند. ران کمکم به رایان به عنوان یک دوست احترام میگذارد. وقتی ران دچار حمله قلبی میشود دکتر سوارد از وجود باشگاه آگاهی مییابد و از اینکه پروسه تجویز و مصرف ایزیتی قطع شده به شدت عصبانی میشود. او توسط سازمان دارو و غذا ترتیب دستگیری ران را میدهد. دکتر ساک با وجود اینکه به بهبود وضعیت باشگاه خریداران بهتر شده ولی خود را ناتوان از انجام تغییر در شرایط مییابد. ماموران سازمان غذا و دارو به محل باشگاه حمله میکنند ولی تنها به جریمه ران بسنده میکنند. به مرور پیدا کردن راهی برای قانونی کردن پپتاید تی و پروتین به عنوان دغدغه اصلی ران در میآید و او دیگر تنها به جنبه مادی ماجرا فکر نمیکند. داروی جدید به مرور کمیاب و کمیاب تر میشود تا اینکه ران از اینکه با وجود اثبات بی ضرر بودن پپتاید تی و پروتین هنوز ممنوع میباشد از سازمان دارو و غذا شکایت میکند. هر چند وی در دادگاه پیروز میشود ولی به خاطر عدم وجود ساز و کارهای مناسب نمیتواند بطور رسمی دارو تهیه کند. در نهایت سازمان نظارت بر غذا و دارو به ران اجازه میدهد تا ران بتواند به طور رسمی پپتاید تی و پروتین برای مصارف شخصی خودش تهیه کند. او در سال ۱۹۹۲ هفت سال پس از مهلتی که به وی گفته شده بود، میمیرد. داستان با ادامه مبارزه او برای بدست آوردن دارو ادامه مییابد.
۱۳۹۳ دی ۳۰, سهشنبه
الن تورینگ
فرهنگسرای اقلیت: من وجود دارم (شماره دهم، اسفند 92)
در پی انتشار موزیک ویدیوی "بهشت" از خانم گوگوش، بحثهایی
بین جامعهی الجیبیتی و همجنسگراستیزان و همجنسگراهراسان (هموفوبها) شکل گرفت،
به غیر از موارد بدیهی (مانند بیماری نبودن، قابل ترویج و تبلیغ نبودن همجنسگرایی
و همچنین مشاهده و ثبت شدن رفتار همجنسگرایانه در طبیعت) بحثی نسبتا جدید و جالب
توجه شکل گرفت که در آن همجنسگراستیزان از بیارزش بودن افراد همجنسگرا در اجتماع و
به اصطلاح "قشر لاابالی" جامعه بودن آنها سخن میگفتند. نیازی به صحبت
پیرامون بی پایه و اساس بودن این گفتهها که صرفا از سر تنفر بیان میشوند و هیچ
پشتوانهی تاریخی ندارند نیست، اما ما را بر آن داشت که به معرفی برخی شخصیتهای
مهم، تاثیرگذار و دانشمند همجنسگرا نیز بپردازیم.
پرهاما
بنیانگذار علوم کامپیوتر، ریاضیدان، فیلسوف، رمزنگار، پدر علم نوین
و هوش مصنوعی، دارای نشان ویژهی سلطنتی انگلستان، عضو پیوستهی کالج سلطنتی و
نامگذاری معتبرترین جایزه در علم کامپیوتر به نام وی: "الن تورینگ[1]"
زندگی شخصی
پدر علم کامپیوتر بیش از صد سال پیش (1912) در لندن متولد شد و در
همان بریتانیا زندگی کرد. پدر و مادر الن به علت شغل خود در هند زندگی میکردند
اما به جهت اینکه آنها مایل بودند فرزندشان در انگلستان متولد و بزرگ شود، به
انگلستان بازگشتند. البته به علت موقعیت شغلی پدر، والدین او دایما به هند سفر میکردند
و فرزندان خود (الن یک برادر بزرگتر به نام جان داشت) را به یک سرگرد بازنشسته و
همسرش که از دوستان خانوادگی آنها بودند میسپردند. در آن دوران رها کردن فرزندان
توسط والدین محترم انگلیسی چیز غیر معمولی نبود.
زندگی علمی
در همان دوران نوجوانی علایم نبوغ در الن آشکار بود. چنانچه یکی از
معلمهای او هم این را تشخیص داده بود، هرچند که آن طور که باید و شاید به آن توجه
نکرد. الن در سن 13 سالگی به ریاضی و علوم علاقمند شد. در 14 سالگی به مدرسهی
شربورن[2]
رفت و روز اول شروع کلاسهایش با اعتصاب عمومی در انگلستان همزمان شد، اما او کسی
نبود که اولین روز را به این راحتی از دست بدهد! پس به تنهایی حدود 97 کیلومتر را
با دوچرخه طی کرد و شب را در یک مسافرخانه گذراند تا خود را به مدرسه برساند. پس
از پایان دوران مدرسه در کالج سلطنتی دانشگاه کمبریج ثبت نام کرد و در پایاننامهی
خود قضیهی حد مرکزی[3]
را ارایه و ثابت نمود. و از این رو به عضویت در این کالج دعوت شد.
با مرگ یکی از دوستان دانشجوی الن به علت نوشیدن شیر آلوده به سل
گاوی، ایمان مذهبی الن در هم شکست و به یک بیدین[4] تبدیل شد و او
نیز به جمع معتقدان به مادی بودن همهی پدیدهها از جمله کارکرد مغز انسان، در
کنار آلبرت انیشتین[5]،
برتراند راسل[6]،
چارلز داروین[7]
و ... پیوست.
در سال 1936 میلادی، تورینگ مفهوم "ماشین تورینگ" را ارایه کرد،
ماشین تورینگ یک کامپیوتر تئوریک بود، تورینگ تئوری کامپیوترها را پیش از آنکه "حتی
یک کامپیوتر ساخته شده باشد" پایهگذاری کرده بود. الن در مقالهای که به
معرفی این ماشین پرداخته بود، ثابت نمود که محاسبات ریاضی را یک ماشین به تنهایی،
هر چند محاسبات پیچیده هم باشد، می تواند انجام دهد. الن در طول جنگ جهانی دوم
مشغول به شکستن رمزنگاریهای آلمانیها شد.
آشکار شدن همجنسگرایی
الن در خانهی خود متوجه سرقتی شد و به پلیس گزارش سرقت را داد. هنگام
تحقیق کارآگاهان پلیس در خانهی وی، به صورت اتفاقی متوجه همجنسگرایی او شدند. الن
دستگیر شد (در آن سالها همجنسگرایی در بریتانیا جرم و بیماری روانی شناخته می شد)
در دادگاه به او اختیار داده شد که بین اختگی شیمیایی، درمان(!) دارویی با هورمون
و یا زندان، یکی را انتخاب کند. الن اختگی شیمیایی را برگزید.
به دنبال این حادثه تمام تضمینهای حفاظتی که وی داشت لغو گردید و از ادامه
کار وی بر روی پروژههای رمزنگاری ممانعت به عمل آمد. تزریق مواد شیمیایی برای یک سال
ادامه یافت و عوارض جنبی بسیاری از جمله رویش پستانها برجای گذاشت. گفته میشود که
این دوره درمانی، در ابتلای آلن تورینگ به افسردگی شدید نیز موثر بود.
در آن زمان تصور میشد که اینگونه ترجیحات {همجنسگرایی} را میتوان با
هورمون درمانی استروژنی، "شفا" داد.
مرگ
در ششم ژوئن 1954، الن ناامید و افسرده، فشار تغییرات و اثرات جانبی
داروهایی را که برایش تجویز شده بود برنتابید و با خوردن سیبی آغشته به سیانید[8]
به زندگی زجرآور خود پایان داد. اختلافهایی در علت مرگ وی در جریان بوده و هست،
چنانچه مادر الن اعتقاد داشت که مرگ او حادثهای بوده که به علت بیدقتی در نگهداری
مواد شیمیایی رخ داده است! عدهی بسیاری نیز بر این باورند که مرگ الن یک قتل بوده است.
اما پس از کالبد شکافی و اعلام پلیس، علت مرگ الن خودکشی با مسمومیت سیانور عنوان
شد و مشخص گردید که نابغهی 41 ساله، خودش به علت فشارهای روحی بسیار، به زندگی پر
ثمر خود پایان داده است و علم ریاضیات و کامپیوتر از ایدههای نابش محروم شد...
حتی تصور اینکه همجنسگرایی در جامعهای آشکار شود که از برخی جامعههای
سنتی، متعصب و جهان سومی امروزه هم متحجرتر بودهاند، برای ما وحشتناک است. تنها
با تصور قرار گرفتن در جای او پس از تاثیر 1 سالهی مواد هورمونیشیمیایی بر بدن و
طرد شدن از اجتماع پس از آن همه افتخاراتی که کسب کرده بود، میتوان درک کرد چرا
خودکشی را به ادامهی زندگی خود ترجیح داد.
شاید بد نباشد اشاره کنیم سیستمی که هم اکنون به وسیلهی آن در حال
مطالعهی این مقاله هستید، مرهون الن و ماشین تورینگ است. تمامی سیستمهای
کامپیوتری، لپتاپها، تلبتها و تمام ماشینهایی که به تنهایی و بدون کمک انسانی
به محاسبه میپردازند. در صورتی که الن تورینگ به دنیا نمیآمد، هم اکنون وجود
نداشتند.
افتخاراتی که الن در 41 سال به دست آورد، بیشتر دانشمندان و افراد
تاثیرگذار در علم، در طی زندگی کامل خود که به طور معمول 2 برابر عمر الن بود، به
دست آوردند.
نوش دارو پس از مرگ سهراب!
در آگوست سال 2009 جان گراهام کامینگ[9] گرداوری امضا برای درخواست بخشودگی الن را که
در سال 1952 به جرم همجنسگرایی محکوم شده بود آغاز کرد. امضاکنندگان به هزاران نفر
رسیدند و گوردون براون[10]،
نخست وزیر وقت، با نظر بر امضاهای جمع شده با بیانیهای در دهم سپتامبر 2009 ضمن
عذرخواهی رسمی درمان تورینگ را "وحشتناک" توصیف نمود.
اما همچنان بر عفو رسمی الن تاکید شد تا آن که در سال 2012 طرح عفو
الن در مجلس اعیان به جریان افتاد. همزمان شماری از شخصیتهای علمی بریتانیا در
نامهای به دیوید کمرون[11]
خواستار حمایت دولت از این طرح شدند. سرانجام در 24 دسامبر سال گذشته (2013) پس از
تصویب در مجلس اعیان و با امضای ملکهی بریتانیا این طرح به قانون تبدیل شد و پس
از 60 سال، الن تورینگ که به جرم همجنسگرایی محکوم شده بود، عفو گردید.
نام تورینگ به خاطر کارهای بزرگی که در زمینه رمزگشایی، هوش مصنوعی و مسئله
شکلزایی کرد، همیشه جاودان ماند.
از سال 1966 جایزهی تورینگ به صورت سالانه توسط انجمن دستگاه
محاسباتی به کسی داده میشود که سهم درخوری در جامعهی محاسباتی داشته است. این
جایزه به عنوان پر افتخارترین جایزه و "نوبل دنیای محاسبات" شناخته میشود.
یادبودهای بسیاری از تورینگ در منچستر ساخته شده، شهری که او تا پایان
عمر در آنجا مشغول به کار بود. در 1994 خیابان بزرگی به نام وی در منچستر نامگذاری
شد. مجسمه یادبود آلن تورینگ در سکویل پارک مجسمه تورینگ در 23 جون 2001 در منچستر
رو نمایی شد. در سکویل پارک در نزدیکی دانشگاه منچستر جشن زندگی او در 5 ژوئن 2004
در دانشگاه منچستر برگزار شد و در تابستان آن سال موسسه آلن تورینگ شروع به کار کرد.
ساختمان شامل دانشکده ریاضی، موسسه علم فوتون و "مرکز جودرل بانک" اختر فیزیک
ساختمان آلن تورینگ نامگذاری شده است.
در 23 جون 1998، در هشتاد و ششمین سال تولد تورینگ، "اندرو هودجس"
زندگینامهنویس او، پلاک آبی خانه دوران کودکی وی در "وارینگتون کرسنت"
لندن-هتل کولونید امروزه- را رونمایی کرد. به یاد پنجاهمین سالگرد مرگ او پلاکی در
7 جون 2004 در محل زندگی سابقش در ویلمسلو رونمایی شد.
به دلیل موفقیتهایش در رشته کامپیوتر دانشگاههای زیادی یادمانهایی
از او ایجاد کردهاند، مجسمه برنزی تورینگ در دانشگاه سوری که یادآور پنجاهمین سال
مرگ وی است، که او را در حال حمل کتابهایش در محوطه دانشگاه به تصویر می کشد.
مجسمهای 1.5 تنی به ابعاد واقعی در بلچلی پارک در 19 ژوئن 2007 رونمایی
شد، که توسط "استیفن کتل" و به دستور میلیاردری به نام "سیدنی فرانک"
تراشیده شد.
حتی امروزه نیز یافتههای علمی الن تورینگ که بیش از صد سال پیش به آنها
دست یافته بود، در دانشگاهها تدریس می شود. مردی که نه به خاطر جنایت، بزهکاری و
یا سواستفادههای جنسی، بلکه تنها به علت گرایش جنسیاش، محاکمه شد و از جامعه طرد
گردید و در نهایت تنهایی و افسردگی از رفتار جامعهی همجنسگراستیز آن زمان، به
زندگی پر بار خود، در 41 سالگی پایان داد.
رفتاری که امروزه (پس از بیش از صد سال) هنوز در جوامع سنتی و جهان
سومی (و حتی بعضا در جوامع پیشرفته) با آن مواجهیم.
در مورد الن
نام کامل: الن مدیسون تورینگ[12]
تاریخ تولد: 23 ژوئن 1912 (مطابق با 2 تیر 1291) در میده ویل[13]،
لندن، انگلستان
شغل: ریاضیدان، منطقدان و رمزنگار
مذهب: بیدین
ملیت: بریتانیایی
منابع
استراترن / پل / 1391 / 6 نظریه ای که جهان را تغییر داد / انتشارات
مازیار / تهران / ایران
[1]
Alan Turing
[2]
Sherborne School
[3]
Central limit theorem
[4]
Atheist
[5]
Albert Einstein
[6]
Bertrand Russell
[7]
Charles Darwin
[8]
Cyanide
[9]
John Graham-Cumming
[10]
Gordon Brown
[11]
David Cameron
[12]
Alan Mathison Turing
[13]
Maida Vale
[14]
Wilmslow
اشتراک در:
پستها (Atom)