آرشیو شماره‌های مجله

آرشیو شماره‌های مجله
لطفا برای دریافت شماره‌های مجله روی عکس کلیک کنید
‏نمایش پست‌ها با برچسب پرونده ویژه: مرثیه‌ای برای یاهو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پرونده ویژه: مرثیه‌ای برای یاهو. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ مرداد ۲, چهارشنبه

مرثیه‌ای برای یاهو

پرونده ویژه: مرثیه‌ای برای یاهو
برسی بسته شدن چت‌روم‌های یاهو 
 
 

برگی از تاریخ؛ اتاق‌ها را بستند
شایان.میم

آینده‌ی هر جایی جز یاهو
آرش ِ سعدی

پاسخ به ابهامات
گفتگو اختصای اقلیت با یکی از کارمندان یاهو


فرزند ال‌جی‌بی‌وان
گفتگوی با سالی، یکی از کاربران چت روم یاهو

یاداشت‌هایی برای یاهو
درد دلی درباره ی حذف روم های یاهو
کیارش لاماژور

یاهو؛ تلخ ولی دوست داشتنی
رایان

راضی نیستم!
کاوه اهورایی

مُبدِّل
فرزانه

هویت مخفی
متین محمدی


یاداشت‌هایی برای یاهو

پرونده ویژه: مرثیه‌ای برای یاهو (شماره سوم، دی و بهمن91)

 
 
درد دلی درباره ی حذف روم های یاهو
کیارش لاماژور

نمیدونم از کجا باید شروع کنم؟! از زمانی که تو ام‌جی (یک سایت دوستیابی گی‌ها) عضو شدم سال 88 روزهای اول خیلی خوشحال بودم که وارد یک جامعه ی مجازی شدم که میتونستم با هم حس هام ارتباط برقرار کنم و از هم صحبتی و هم نشینی با اونا لذت ببرم،دوستانی پیدا کردم، دورهمی ها و مهمونی هایی دعوت میشدم خیلی خوب بود. با آدم‌های خیلی جورواجور و مختلفی آشنا شدم. تا اینکه همین چند وقت پیش یه اتفاق خیلی بد افتاد، خیلی خیلی بد! نمیدونم چی شد که یاهو روم هاشو به صورت ناگهانی مسدود کرد و بدجوری دست کسایی رو که هر از گاهی هوس می کردند که وارد روم های ال جی بی بشن تو حنا گذاشت؛ منظورم همون آقایونیه که وقتی زناشون باهاشون قهر میکردند می‌اومدند یاهو... .
این اتفاق شوم همش تو یه ساعت افتاد: بعدم که همتون بهتر از من میدونین چی شد دیگه! کافیه سری به صفحه ی افراد تازه وارد این سایت ام‌جی بزنید و افراد جدیدی که تازه عضو شدن رو نگاه کنید! اونم نه به خودشون که به هد لاینشون(متنی که کنار آی‌دی‌شون نوشته شده) یادمه قدیما هدلاین همه این بود که دنبال بی‌اف یا پارتنر یا دوست هستند،حالا هم اگه یه بنده خدا میخواست صرفا دنبال رابطه جنسی باشه توی خفای خودش میکرد اما وضعیت هدلاینای الان: «رابطه ی گروهی»، «رابطه ی خشن»، «زیر بیست سانت نیا تو»، «پولی ام» و... .
در آخر هم میخوام یکی از خاطره های خودمو بگم که اخیرا اتفاق افتاد :پیام اومد واسم که من خیلی دوست دارم با شما هم صحبت شم و چند کلام با هم حرف بزنیم. گفتم باشه، اینم شمارم. گفت: هماهنگ کن همو ببینیم. گفتم بفرما اینم هماهنگ! رفتیم دیدیم همو،دیدم یه پراید مشکی وایستاده و یکی هم عقب نشسته. از ماشین اومد پایین سلام علیک کردیم گفت این آژانسه بشین بریم یه چرخی بزنیم. نشستیم و راه افتاد ماشین، یخورده که ماشین حرکت کرد دیدم دستشو گذاشت رو پاهام. منم معذب و شوکه شدم و دستشو از رو پام برداشتم، بعد به طور غیر منتظره ای بهم گفت نترس آقای راننده هم از خودمونه آیدی اش فلانه! من خیلی تعجب کردم و (بعد کلی فحش و بد و بیراه که اینجا گفتن سانسورش کن!) اومدم بیرون از ماشین.میدونم که دوستانی هم هستند که مثل من ازین تجربیات داشتند و فکر نمیکنم البته از روم های عمومی سابق یاهو چیزی از این بیشتر در بیاد.

یاهو؛ تلخ ولی دوست داشتنی
رایان

کسی نیست که با یاهو آشنایی نداشته باشه یا یه بار به روم های یاهو سر نزده باشه. برای خیلی ها روم یاهو جاییه که میتونن اونجا اون بخش از وجودشون که تو جامعه مخفیش میکنن، نشون بدن. برای ما گی ها هم که جایگاه خاص خودشو داره. ما که گی کلاب نداریم بریم. باید تو همین یاهو انرژی و احساسات خودمون رو خالی کنیم. علی رغم همه ی خوبی هاش من یه تجربه بدی از یاهو دارم.
دو سال پیش بود که تو یاهو با یه نفر دوست شدم. خودش رو رها 20 ساله ساکن تهران و گی معرفی کرد. طبق معمول اون چند تا عکس داد و من چند تا عکس و با هم دوست شدیم... . اولش زیاد با هم صمیمی نبودیم. اونم یکم از چت کردن باهام اجتناب میکرد. خودشو مغرور نشون داد تا شاید نظر منو به خودش جلب کنه. منم که یه آدم احساساتی و ساده، زود بهش دل باختم. چند باری که فرصت شد و رفتم تهران، سعی کردم ببینمش. ولی هر دفعه تهران رفتن های من مصادف میشد با غیبت های طولانی رها تو یاهو.
هر وقت هم ازش میخاستم وب یا وویس بدیم میکروفنِ خراب و وبِ خراب رو بهانه میکرد. یه بار بهم گفت از رابطه ی جنسیش با یکی دیگه فیلم گرفته. حاضره اون فیلم رو در ازای عکسای خیلی شخصی من مبادله کنه. منم که اصن این عکس گرفتن‌های عجیب که بعضی ها از خوشون میگیرن انگار که مدل فیلم پورن هستن، برام تعریف نشده، جواب رد دادم و اونم دلخور شد و یه مدتی باهام حرف نزد.
تقریبا یه سال از دوستی اینترنتیمون میگذشت و تو این یه سال شاید هفته ای دو یا سه بار با هم چت میکردیم. از همه چی حرف میزدیم. این حرف زدن ها باعث میشد علاقه من به رها بیشتر و بیشتر بشه. میگفت یه سال ازم بزرگتره ولی انگار خیلی بیشتر از یه سال بود. یه جورایی حرف زدن باهاش بهم احساس امنیت میداد.
بعد از یک غیبت خیلی طولانی چند ماهه که برگشت بهم گفت: از ایران رفتم. با خونواده اومدیم مالزی پناهنده شدیم تا از اینجا بریم کانادا.
از اون به بعد خیلی بیشتر با هم حرف میزدیم. تقریبا هر شب و اونم بهم علاقه‌مند شده بود. نمیدونم از طریق اینترنت میشه عاشق شد یا نه! حالا اسمشو بزاریم احساس. کلی احساس داشتیم به هم دیگه. هر شب با هم حرف میزدیم یا بهتر بگم هر شب خودمو مینداختم تو آغوش کسی که فقط چند عکس ازش دیده بودم ولی کلی کلمه ازش شنیده بودم. اون به مالزی پناهنده شده بود و من به آغوش اون.
روزا همین طور میگذشت و کارمون فقط یه چیز شده بود؛ من تو اتاقم و اونم تو اتاقش میلیون ها کیلومتر دورتر از هم، یه آهنگ رو همزمان پلی کنیم و گوش کنیم و خودمونو تو آغوش همدیگه تصور کنیم. کلی اشک، لبخند، دوستت دارم، عشق و خیلی چیزای دیگه رو تو آغوش مجازیش تجربه کردم.
دوباره یه غیبت طولانی دیگه شروع شد. بهش پیام میدادم ولی جوابی نمیداد. تو یه سایت دوستیابی که هر دو عضو بودیم بهش پیام میدادم و میدیدم که پیامم رو خونده ولی همه بدون جواب. خیلی بهم ریختم، نگران بودم. نمیدونستم که چرا اینطوری شده. حدس زدم شاید میخواد به این رابطه مجازی پایان بده. بهش پیام دادم که ما فقط دوست اینترنتی هستیم. هیچ تعهدی نداریم به هم. نمیدونم شاید اینجا داریم خودمونو خالی میکنیم. اگه میخوای تمومش کنی، تمومش کن ولی سکوت نکن، سکوتت اذیتم میکنه.
به حرفای خودم که فکر میکردم می‌دیدم چقدر احمقم. این رابطه کجا میخواد بره. دنبال چی هستم تو یه رابطه ی مجازی. چرا دنیای واقعی رو ول کردم اومدم اینجا، چند روزی گذشت و بالاخره بهم پیام داد: عزیزم، میدونم من مثل تو نمیتونم قشنگ بنویسم، تو قشنگ مینویسی چون دلت پاکه. هیچی تو دلت نیست. برو ایمیلتو چک کن، یه نامه برات نوشتم.
از کنجکاوی داشتم میمردم. میخواستم بدونم چی باعث این رفتارش شده. چی باعث همه ی این پس زدن ها شده. نامه رو خوندم، چند بار خوندم، کلمه هاش تو سرم میچرخیدن. شوکه شدم و البته خیلی گیج. نمیتونستم اتفاقی که پیش اومده بود رو درک کنم. یعنی چی؟؟؟ این همه مدت؟؟؟ مگه میشه؟؟؟
جمله آخر نامه خوب تو ذهنم موند. هنوز هم جلو چشمامه : من هیچ وقت تو عشقم بهت دروغ نگفتم. تو این مدت واقعا عاشقت شدم. دوستدارت علی 30 ساله دانشجوی دکترا ساکن مالزی. این جمله آخر رو چند بار خوندم تا بفهمم جریان چیه، واقعا شوکه شده بودم.
تو نامه از زندگیش نوشته بود که چطور به اصرار مادرش و به خاطر اینکه دل مادرشو نشکنه، با یه دختر که هیچ حسی بهش نداشته ازدواج کرده بود و اینکه چطور یه بچه ناخواسته شرایط زندگیشو بدتر کرده بود. با اینکه خیلی ناراحت و عصبانی بودم ولی دلم به حالش سوخت.
همیشه ازم میپرسد اگه یه گی مجبور بشه با یه دختر ازدواج کنه، بعد اگه بچه دار هم بشن، اگه پسره دختره رو اصن دوستش نداشته باشه چیکار باید بکنه؟ منم جواب دادم : باید طلاقش بده. بچه رو هم میتونه از دور مراقبش باشه. اونم گفت : « نه. تو نمیفهمی. به همین راحتیا نیست.» الان میفهمم چرا اون حرفارو میزد.
اون کلمه های آخرش « علی 30 ساله دانشجو...» مثل آب یخی بود که ریخت روم. فک کردم به حرفاش. به عکساش، دیدم همش میتونه دروغ باشه. چند روز دیگه بهم پیام داد که میام ایران، میام پیشت. ولی من خیلی شوکه شده بودم، نمیتونستم بهش اعتماد کنم. از اون روز به بعد دیگه باهاش حرف نزدم.
بعد از اون اتفاق، اعتمادم به همه ی آدمایی که تو یاهو میشناختم از بین رفت. اگر طرف وب نداشت یا تو یه شهر نبودیم جوابشو نمیدادم. که این باعث شد خیلیا از دستم دلخور بشن. ولی خب این من بودم 2 سال باهام بازی شده بود نه اونا. بعد از اون جریان تو برقراری رابطه مشکل پیدا کردم. احساس میکردم همه ی احساساتم جا مونده پیش یه مرد 30 ساله. خیلی وقته دارم تلاش میکنم که عاشق یکی بشم ولی انگار اون تجربه مثل یه زخم روی احساساتم مونده.
چرا دنیای واقعی رو ول کردم و رفتم سراغ یاهو؟ چرا خیلی ها این کارو میکنن؟ دلیل های زیادی داره. شاید چون رابطه بیرون دنیای مجازی به خاطر فاصله زیاد سخت باشه. یه چیز مهم که در مورد یاهو هست اینه که تو یاهو ما آدم ایده آل خودمونو میسازیم، شاید یه جور عقده گشایی. با همه این تفاسیر، یاهو منو بهتر از هر کس دیگه میشناسه، چون از خیلی از لحظات مهم زندگیم خبر داره.

راضی نیستم!
کاوه اهورایی

از ورودم داخل چت‌روم‌های یاهو، لذت می‌بردم. برای اینکه بتونم وارد روم ال‌جی‌بی‌وان بشم بعضی‌وقتا تا ده دقیقه توی صف انتظار صبر می‌کردم. همین که داخل می‌شدم، ربات‌ها رو ایگنور می‌کردم. یه نگاه به آی‌دی‌ها می‌انداختم تا ببینم کسی از دوستام هست توی روم یا نه؛ بعدش منتظر می‌موندم تا ظاهرم و خصوصیاتم با مشخصات دلخواه آدمایی که توی روم چیزی می‌نوشتن، مطابقت کنه، تا پیام بدم. با بعضی‌ها که گرم می‌گرفتم حسابی با هم دوست می‌شدیم، با بعضی‌ها هم همون اول نمی‌ساختم. نه دنبال بی‌اف بودم نه دنبال کسی برای رابطه‌ی جنسی، همین که می‌تونستم با یکی صحبت کنم درباره‌ی هرچی که به ذهنم می‌رسید، آرومم می‌کرد. حوصله‌ام که سر می‌رفت هیچ جایی مثل روم نمی‌تونست وقتمو پر کنه. ساعتها توی روم می‌موندم و به حرف کسایی که می‌رفتن روی تاک گوش می‌دادم.
برای تنوع، گاهی توی روم‌های دیگه هم می‌رفتم. توی روم استریت‌ها، توی روم اروپایی‌ها، توی روم هنر و ... خلاصه همه جا سرک می‌کشیدم و با هر کی که می‌دیدم مثل من نیاز به هم‌صحبت داره، چت می‌کردم. بعضی وقتا خودمو دختر جا می‌زدم برای استریت‌ها و کلی می‌خندیدم، نقش پسر استریت رو بازی می‌کردم واسه پسرای گی یا دخترا و ترنس‌ها، خب سرمو یه جوری گرم می‌کردم دیگه، تنهایی خیلی بهم فشار می‌آورد.
اولین قرارمو هم از طریق همین چت روم‌ها گذاشتم، اصلا هم راضی‌کننده نبود... . یکی از بی‌اف‌هامم از توی چت‌روم پیدا کردم، خیلی هم خوب نبودیم با هم. با این حال من وقتی بی‌اف هم داشتم باز توی چت‌روم زیاد میومدم. یه جورایی بهش معتاد شده بودم. برام اهمیت نداشت که توش قاچاق انسان می‌کردند یا ربات‌ها و بوترها کاربرا رو اذیت می‌کردند. دستمم به شرکت یاهو نمی‌رسه ولی میدونم که هیچ وقت دیگه نمیتونم یه جایِ دنج، مثل چت‌روم‌های ال‌جی‌بی پیدا کنم.

مُبدِّل
فرزانه

راستش من خیلی هم موافقم که چت‌روم‌های یاهو بسته شدند.چند وقتی بود که احساس می کردم چت‌روم‌های فارسی یاهو مسنجر تبدیل شده به دستگاهی که دخترا رو لزبین می‌کنه! مثل یه پردازنده که از این ور دخترای استریت رو به عنوان ورودی می‌گرفت و از اون‌ور بعد از یه چند وقتی یه دختر لزبین تحویل می‌داد، می‌دونید چرا؟ چون وقتی که یه مشت پسرِ خودباخته که اعتماد به‌نفس کافی ندارند برای رابطه با دخترها میان داخل روم و چشم‌چرونی می‌کنند، اینقدر پیام می‌دن تا جواب بدی، بعد از یه مدت احساس می‌کنی از هرچی پسره بدت میاد و نیاز به یه همصحبت داری و می‌ری طرف دخترای چت‌روم. با دخترا که آشنا میشی و چت می‌کنی تا میای باهاشون دوست شی، میفهمی که پسره و تو باز از پسرا بیشتر بدت میاد تا اینکه دلت فقط میخواد یه دختر واقعی توی چت‌روم پیدا کنی، یعنی تازه شدی مثل همون پسرا که دربه‌در دنبال یه دختر بودند و حالا بعد از چند وقت تبدیل شدی به یک لزبین.!
البته این حرفا رو یکی از دوستام بهم می‌زد و به نظرم جالب میومد،برای همین اینجا نوشتمشون، یه سری از دخترای استریت فکر میکنند اگه بگن لزبین هستند، باعث میشه از خودشون یه شخصیت روشن‌فکر و مدرن بسازن، واقعا متاسفم. به هر حال ما لزبین‌ها کافی بود که وارد چت‌روم‌ها بشیم، اصلا گرایش ما اهمیت نداشت، پسر و دختر، گی و استریت پیام می‌دادند. متوجه نمی‌شدند و یا نمی‌خواستند متوجه بشن که من لزبین هستم، همین که دختر بودم کافی بود. هیچ کس رو توی این چت‌روم‌ها پیدا نکردم و فقط مایوس‌تر می‌شدم، یاهو خیلی زودتر از اینها باید این چت‌روم‌ها رو می‌بست.

هویت مخفی
متین محمدی

روم جای آشناییِ عاطفی نبود. این رو بعدها فهمیدم. وقتی در یک فضای بسته، گروهی که هرگز جرات بیان خواسته‌های جنسی خودشون رو ندارند، با این طور موقعیتی روبرو می‌شوند، براشون یک دغدغه بزرگ ایجاد میشه: رابطه جنسی! من از روز اول به خاطر نیازهای عاطفی‌ای که داشتم حاضر نبودم جز با کسی که از ته قلبم دوستش دارم رابطه‌ای برقرار کنم. هرگز قراری برای رابطه جنسی نگذاشتم تا وقتی که رابطه جنسی آزاد رو پذیرفتم. منظورم از رابطه جنسی آزاد Free Sex هست. یعنی فرد بدون احساس و عشق و صرفا برای تخلیه میل جنسی خودش با یک نفر (دوست یا ناشناس) رابطه جنسی برقرار میکنه.
بعد از مدتی که نسبت به جامعه همجنسگرایان مرد ایرانی شناخت پیدا کردم، با خودم خلوت کردم و دیدیم ایده‌آل‌های زندگی من با واقعیت افراد جامعه دگرباش ایرانی بسیار متفاوت و دور از دسترسه. افراد بیشماری دم از عاطفه و رابطه میزنند اما اولویت‌هایی دارند که بیشتر مورد توجه کسانی است که صرفا به دنبال دوستی جنسی یا همون (Sex Freind) بودند ویا کسانی که رابطه جنسی اولویت برقراری رابطه‌های اونهاست. عدم برقراری رابطه و میل ناگزیر جنسی‌ام خیلی بهم فشار آورد و خودم رو از نظر جنسی بسیار نیازمند دیدم. لازم بود بعد از تجربه شکست خورده‌ام با بی‌اف سابقم بعد از چهارده پانزده ماه، رابطه جنسی برقرار می‌کردم. این شد که موضوع رابطه آزاد جنسی رو پذیرفتم اما دوست نداشتم با کسانی باشم که من رو می‌شناختند.
بهترین راه برای برقراری چنین رابطه‌ای یاهو بود. در روم با رنگ‌های شاد و فونت‌های جذاب که اندازه‌ی بزرگی داشتند از اندامم اطلاعات می‌دادم و برای یک شب، همخوابی رو جستجو می‌کردم. مهمترین و بهترین مزیت یاهو شناسه یا همان آی‌دی‌ من بود که کسی آن را نمی‌شناخت. فکر می‌کنم کمترین زمان ثبت‌نام در سایت یاهو باشد. به راحتی می‌تونید ایمیل و آی‌دی برای چت با امکانات زیادی رو در این سرویس تجربه کنید. البته تجربه می‌کردید!
با این که هر روم بیش از 30نفر ظرفیت داشت و همیشه به جز این اواخر تا روم سوم تعداد کاربران قابل توجه‌ای در اون بودن، اما نسبتا افرادی که به دنبال رابطه عاطفی می‌گشتند بسیار کم و مشخص بودند. به خصوص برای من که سال‌ها در این روم به دنبال یک فرد ایده‌آل بودم بیشترِ کاربران، تکراری می‌شدند. افرادی که اگر آرشیو قوی‌ای از تاریخچه گفتگو‌ها دسترس باشد، می‌توان فهمید که بعد از چندماه رابطه دوباره برگشته‌اند و یا در حال خیانت به بی‌اف خود هستند. برای این که کسی من رو ردیابی نکند برای هر آی‌دی یک ماموریت ویژه طراحی کرده بودم. با یک آی‌دی فقط به دنبال رابطه جنسی بودم و با یک آی‌دی دیگر به دنبال رابطه عاطفی و البته یک آی‌دی دیگری هم بود که برای وقت گذرونی از آن استفاده می‌کردم. گاهی در روم موزیک پخش می‌کردم و از این کار لذت می‌بردم. احساس این که بیست تا سی نفر با من به یک موزیک گوش می‌دهند و پس از آن از من تشکر می‌کنند و یا درخواست پخش ترانه‌ای دارند، واقعا جذاب و شادی بخش بود.
بنا بر این برای تخلیه نیازهای جنسی و دوری از توضیح این که بیش از یک سال است با کسی نبوده‌ام و من هم یک انسانم و نیازهایی دارم که حاضر نیستم برای آن عاطفه‌ی فردی را فریب بدهم، اقدام به جستجوی افرادی با خصوصیت‌های جنسی که دوست می‌داشتم کردم. نکته جالبی که هرگز یادم نمی‌رود، دیدن افرادی بود که آنها نیز دغدغه و ادعای رابطه عاطفی داشتند اما با آی‌دی‌های دیگری به من پیام می‌دادند تا فقط برای یک شب همبستر بشوند. این حس مشترک واقعا یک درد مشترک بود. از منظر اخلاقی نمیگویم، منظورم ویژگی جنسی مشترک است. برعکس کسانی که مدعی دروغین عشق هستند و به خاطر نداشتن شناخت از رابطه، عشق و امیال جنسی خودشون، صرفا باتوجه به مشخصات ظاهری رابطه ای را شروع می‌کنند که پس از چند روز تمام می‌شود.
به هر حال یاهو در ایران جای خالی یک کلوب یا یک سایت معرفی بزرگ را پر می‌کرد و بدون شک امروز باید خواسته‌های جنسی به جای اصلی خود یعنی سایت‌های دوست یابی جنسی برگردد. یادمان نرود که سایت‌هایی مانند ام‌جی جای پیدا کردن عشق نیست. ام‌جی برای آشنایی گی‌ها و سایر اقلیت‌های جنسی است. کسی نمی‌تواند در این شبکه اجتماعی جنسی دغدغه‌ی صرفا عاطفی داشته باشد و آن را به سایرین تعمیم و تحمیل نماید. اگر از عشق و انسان شناخت داشته باشیم درمیابیم که در گذر زمان احساسات قوی شکل می‌گیرند که ضامن بقای رابطه عاطفی ما میشوند. گرفتن رابطه از طریق یاهو یا ام‌جی یا ابزارهایی مانند اینها مانند خواستگاری رفتن است و گفتن این حرف سنتی که «بین زن و مرد به مرور عشق به وجود میاد» و با این خیال باطل یک رابطه باطل شکل میگیره.

فرزند ال‌جی‌بی‌وان

پرونده ویژه: مرثیه‌ای برای یاهو (شماره سوم، دی و بهمن91)

گفتگوی با سالی، یکی از کاربران چت روم یاهو
به خاطر علاقه اش به سالوادور دالی، اسم مستعار سالی رو انتخاب کرده. 22سالشه و تهران زندگی می کنه. دوازده ساله بوده که با برادرش به روم میره و یک سال بعد اولین تجربه‌ی خودش رو در اتاق‌های گفتگوی یاهو داشته. او از جمله کسانی بود که روی تاک روم ال‌جی‌بی وان صحبت می‌کرد. افرادی که روی تاک می‌رفتند یک خانواده تشکیل دادن و سالی فرزند خانم رسولی شده بود! توضیحات بیشتر رو در مصاحبه با سالی بخونید.
شایان.میم

 
 
یادته اولین روم که رفتی اسمش چی بود؟
هوم، آره. داداشم اولین بار منو برد توی روم. اون موقع آی دی نداشتم. شاید وقتی 12سالم بود. رفتیم تو یک روم هایی که یوزر ها خودشون باز می کردن. اسمش دقیقا یادم نیست ولی توش تهران داشت.

اولین رومی که خودت تنهایی رفتی چی؟

اولین رومی که خودم تنهایی رفتم یکی از همین روم ها بود. اون موقع زیاد اطلاعات نداشتم اولا. نزدیک 13سالم بود. فکر می کردم هموسکشوالیتی یک حس موازی با زندگیه که قراره با همسرم که جنس مخالفه داشته باشم. برای همین نمی دونستم که می تونه رومی برای این منظور باشه. رفتم تو یکی از روم هایی که به اسم تهران بود. اول تا یک مدت نشستم و نگاه کردم.

یعنی اولین روم ویژه همجنسگرایان رو بعد از شناختن خودت رفتی؟
اولین رومی که مختص به اقلیت های جنسی باشه حدودا 15سالم بود که پسر خالم به من معرفی کرد. همون ال جی بی وان خودمون.

اون موقع خودتو شناخته بودی؟ یا ال جی بی وان توی این مسیر به تو کمک کرد که بشناسی؟
آره، حسمو کامل درک کرده بودم. یعنی می دونستم من این رو دارم. و قرار نیست کنده بشه. اما اون تبلیغ هایی که از طرف همه ی رسانه‌هایی که باهاش رو به رویی برای دگرجنس گرایی بود همش. من همیشه به این موضوع فکر می کردم که وقتی بزرگ شدم چی میشه؟ مجبورم ازدواج کنم؟ مجبورم حسم رو قایم کنم؟ ولی اون موقع فهمیده بودم که هویتم این طوریه. کششی ندارم نسبت به جنس مخالف. ولی از این که در آینده مجبورم کنند که عوض بشم می ترسیدم.
قسمت دوم سوالت رو یک جور دیگه جواب میدم تا نتیجه بخش‌تر باشه. من دو سال فقط به صورت صامت توی روم بودم. و برای همین توی این دو سال روم به خودی خود روی فضای ذهنیم تاثیر نذاشت. ولی خوب کسایی بود که باهاشون آشنا می‌شدم و چیزهایی یاد می‌گرفتم. روم بیشترینکمک رو بهم وقتی کرد که 17سالم بود. اون دوران خیلی بهم بد می‌گذشت. یک بار اتفاقی صدای روم رو روشن کردم و باورت نمیشه چقدر حیجان زده شدم. روم کمکی به این که خودمو بشناسم نکرد، بعد اون هم ولی کمک بزرگی بود. چون واقعا به هم نوعانی که مثل خودم بودم نیاز داشتم که بتونم باهاشون صحبت کنم. اونجا فکر می‌کردم که یک جای امن هست که هیچ کسی به من آسیبی نمی‌رسونه.

برگردیم به 13سالگی. گفتی تنهایی روم های قدیمی یاهو می رفتی که ادمین ها ایجاد می کردن و هنوز اون شکل رو به خودش نگرفته بود. اونجا با کیا ارتباط می گرفتی؟ دنبال چی بودی؟
اونجا هم دنبال خواسته‌های جنسیم بودم، خواسته‌های جنسی نه صرفا رابطه جنسی، دوستی هم بود، ولی می‌خواستم با پسر ارتباط داشته باشم. اولین پسری هم که باهاش ارتباط داشتم از توی همون روم پیدا کردم. دنبال چیزهایی بودم که یک هوموسکشوال هست. ولی معمولا اولین کسایی که باهاشون بودم بایسکشوال بودن. اون موقع هنوز نفهمیده بودم رابطه جنسی یا عاطفی یا هرچیز دیگه‌ای رو بدون حاشیه و به آسونی داشته باشم. برای همین اون موقع به دنبال کسایی به نام «گی» نبودم. دنبال کسایی بودم که بتونه با پسرها هم باشه.

اون زمان خودت رو نشناخته بودی. یعنی بعد از شناخت خودت و اومدن توی روم ال جی بی وان فقط دنبال افراد گی بودی؟
اون موقع هویتم رو شناخته بودم ولی به طبیعی بودن هوستم پی نبرده بودم. دوست هم نداشتم تغییرش بدم و احساس بدی نداشتم. فقط فکر می‌کردم این حسم منحصر به خودم و شاید افراد خیلی کمی هست.
ولی خوب بعد از این که برای اولین بار ال‌جی‌بی اومدم، کلا دنبال گرایش خاصی نبودم. حال نمیده زیاد لیبل بزنی، برا فقط مهم بود طرفم بفهمه من پسرم. تا وقتی که اینو می‌فهمید من پسرم و می‌تونست با یک پسر رفتار کنه برام فرقی نداشت چه گرایشی داره. ضاتا ما آدم ها گرایش 100درصد نداریم. مرز بندی این موضوع منو اذیت می‌کنه.

خوب تو صدای روم رو اتفاقی باز کردی. از اون لحظه بگو، چی شنیدی، چه حسی داشتی؟
بعد از 2سال که میشه 15-17سالگیم، صدای روم رو اتفاقی باز کردم و اولین صدایی که شنیدم، صدای مامان رسولی بود. بعد صدای چندتا از بچه ها رو شنیدم که باهم خیلی خوب بودن. همش می خندیدن و من حسی که در اون لحظه داشتم دقیقا مثل این بود که وارد کشوری شدم که توش همجنسگرایی آزاده و همه کسایی که دور و برم‌اند همجنسگرا هستند و آزادن و دارن از خودشون و حسشون و روزگارشون میگن. اون لحظه اونقدر توی بدنم آدرنالین ترشح شد که لرز گرفتم.

دوست نداشتی همون لحظه بری روی تاک و حرف بزنی؟
همین کار رو کردم. با این که داشتم از هیجان به خودم می پیچیدم و خیلی خجالت میکشیدم و تو فضای خیلی عجیب و حس عجیبی بودم به طور تاک رو میگرفتم و چند کلمه صحبت میکردم. همن توی دقیقه های اول بود که رسولی منو به عنوان بچه اش پذیرفت.

جو روم بین افرادی که روی تاک می اومدن و صحبت می کردن با افرادی که فقط توی رم تایپ می کردن یکی بود؟ منظورم کسایی که بیشتر به دنبال رابطه های خودشون بودند.
نه به هیچ عنوان فکرش رو هم نکن. من دو سال تو فضای تایپ و خواسته های خودم بودم. هیچ وقت این حسی که گفتم رو نداشتم. به نظرم چون اون روابط فامیلی الکی که بینمون به وجود اومده بود، همه‌ی حرف‌ها، توهم‌ها، و همه‌ی چیزهایی که می‌گفتیم یک حس خیلی خوب به همه‌ی ما می‌داد. حس پذیرفته شدن. کسی نمی‌ترسید که حسش برای کسی عجیب باشه. حتی خیلی‌ها چند نوع شخصیت داشتن. شاید حتی داشتن شخصیت پنهان درونشون رو اینطوری به شوخی و خنده ارضا می‌کردند. رابطه مثل رابطه‌ی جمعیت‌های دوستی بود ولی توی تایپ هر کسی دنبال کار خودش بود.
البته من بهترین دوستامو توی همین روم پیدا کردم. دوستانی که بیرون از اینترنت هم باهاشون رابطه داشتم و دارم و واقعا دوسشون دارم.

تو خواسته های خودت مثل رابطه یا ارتباط جنسی رو روی تاک مطرح می کردی؟
مطرح می‌کردم ولی شاید توی رتبه‌ی سوم یا چهارم بود روی تاک. چون همهمون دوست داشتیم تو خلسیه حضور تو اون فضای توهمی از این که پذیرفته شدیم، از این که قدرت داریم، ارضا میشدیم.

از خانواده ای که تشکیل شده بود بگو. چطور این خانواده شکل گرفت؟
یک کم بیشتر می‌گم شاید از بنیاد تشکیل این خانواده و بعد از خودش. چه لزومی داشت خانواده تشکیل بشه؟ چون 99درصد کسایی که اونجا بودیم، افرادی بودیم که از طرف خانواده هامون پذیرفته شده بودیم ولی به شرطه این که هیچ وقت نمی‌فهمیدن ما چی هستیم. شاید این موضوع این نیاز رو ایجاد کرده بود که ما خانواده و فامیل ایجاد کنیم. برای این که ما نزدیکانی داریم که خیلی ما رو قبول دارند و واقعا هم لذت بخش بود. وقتی اولین بار رفتم اونجا تا حدی روابط ایجاد شده بود و من هم که وارد شدم بچه‌ی کوچیک خانواده هستم.

یادمه یک شجره نامه از خانواده ال جی بی وان تهیه شد. این خانواده چقدر بزرگ بود؟ الان که روم بسته شده هنوز با هم در ارتباط هستند؟
شجره‌نامه‌ی اسچیزوفرنیک رو هم من نوشته بودم ولی خوب بر اساس آدم‌های واقعی با شخصیت های توهمی. تو راس روم مموش به عنوان مادربزرگ همه بود و بعد به ترتیب می‌اومد پایین. خانم قاشوق، خاله‌ها و بعد هم خاله زاده‌ها. من با بعضی هاشون هم هنوز رابطه دارم. حتی رابطه بیرون اینترنت. قبلا هم گفتم چندتا دوست خوب هم از بین بچه ها بینمون بودن.
البته به جز این خاله‌ها یک عمو هم داشتم (خنده)

بله عمو شایان(خنده)! روم های یاهو باز بودن و ادمین خاصی نداشت. افراد دگرجنسگرا و یا هوموفوب هم توی روم می اومدن. اونا چه تاثیری روی روم میزاشتن؟ واکنش ها چطور بود؟
ما چندتا دوست خوب هم از دگرجنسگراها داشتیم. دختر و پسر، ولی این وسط کسایی بودن که به هر دلیلی حال نمی‌کردن با ما و می اومدن بد و بیراه میگفتن و سعی میکردن فضا رو متشنج کننند و میشد. این جور موقع ها روم بهم می‌ریخت و دعوا می‌شد چون حس امنیت یک هو از بین میرفت.

کسی رو میشناسی که احساسات هوموفوب داشت اما با حرف زدن توی روم این حسش از بین رفته باشه و حامی همجنسگرایان شده باشه؟
نه، چون اصولا کسایی می‌اومدن که نیومده بودن چیزی بفهمند صرفا میخواستند اذیت کنند. چه همجنسگرا و چه غیر همجنسگرایان، دنبال جایی بودن که بتونند اذیت کنند. چون روم ما به نظرم آروم ترین روم ایرانی یاهو بود. نه بوتری بود نه هکری نه کسی تاک کشی می‌کرد، واقعا همه اومده بودن صحبت کنند. برای همین اذیت کردن راحت تر بود.

روزی که متوجه شدی یاهو قصد داره روم های خودش رو ببینده چه حسی پیدا کردی؟
این اواخر حسی که من به روم داشتم این بود که مثل یک خونه مادربزرگ قدیمی بود. همه‌ی آشنا ها ازش رفته بودن. جوش عوض شده بود. بوتر و هکر بهش اضافه شد بود و دیگه کسی هم باهم خوب نبودن. برای همین هم دلم برای قبلناش تنگ بود. واقعا وقتی بسته شد انگار اون خونه قدیمی تخریب شد.

آخرین روز روم‌های یاهو به ال‌جی‌بی‌وان رفتی؟
نه، کلا غصه‌ام گرفته بود و نمی‌خواستم بیشتر بشه.

الان از سرویس های دیگه چت که روم های باز و عمومی دارن استفاده می کنی؟ دنبال یک جایگزین نبودی؟
چرا دنبال یک جایگزین امن بودم. چون این اواخر دیگه روم بیشتر از بچه ها پر از اسپم و بوتر بود.

اگر در پایان حرفی داری بگو؟
روم وقتی توی زندگی من اومد که واقعا بهش نیاز داشتم. شاید یک جواب کاذب به نیازم بود. ولی هر چی بود تو اون شرایط یک آرام‌بخش خوبی بود. واقعا خوشحال میشدم که همون فضا ادامه پیدا می‌کرد بدون اسپم و مزاحم ولی فضاش و بسترش بد شد و از دست رفت.

پاسخ به ابهامات

پرونده ویژه: مرثیه‌ای برای یاهو (شماره سوم، دی و بهمن91)

گفتگو اختصای اقلیت با یکی از کارمندان یاهو
سوالات بسیاری در مورد بسته شدن اتاق‌های گفتگوی یاهو وجود دارد که قسمتی از آنها را شاید بتوان در فضای اینترنت جواب گرفت. اما ابهاماتی وجود دارند که با تلاش فراوان بلاخره موفق شدم با یکی از کارمندان یاهو، ارتباط برقرار کنم و مصاحبه ای کوتاه که در ادامه ، برگردان آن را به فارسی میبینید، انجام دهم و برای رفع این ابهامات قدمی برداشته باشم. «او» با شرط مخفی ماندن هویتش حاضر به همکاری با اقلیت شد. اما پیش از آن مایلم به قسمتی از متنی که یاهو در این باره، در وبلاگ خود منتشر کرده نگاهی بیاندازیم.
مهران
«جو تغییر می‌کند! به روزشدگی‌هایی از ویژگی‌های یاهو مسنجر
اینجا در وبسایت یاهو، امید داریم که بتوانیم زندگی روزمره را امیدبخش و سرگرم‌کننده کنیم. بیش از هر وقت دیگر، توجه ما به محصولات ساختاری‌ای که بسیار زیبا هستند و به زندگی ما معنا می‌بخشند، جلب شده‌است. بعضی اوقات این بدان معناست که ما باید تصمیمات اساسی و قاطع بگیریم. به عنوان مثال حذف مواردی که احساس می‌کنیم ارزش زیادی برای شما ندارند. این موضوع به ما کمک می‌کند که انرژش بیشتری را صرف خلق تجارب و اطلاعاتی کنیم که یاهو را به سرگرم‌کننده ترین و مفرح‌ترین وسیله برای گذران وقت تبدیل می‌کند.
با در نظر گرفتن این موضوع، ما تصمیم گرفته ایم که بعضی از تولیدات یاهو را متوقف کنیم. این تصمیم ما را قادر خواهد ساخت که مجددا بر روی به روز کردن محصولات یاهو و البته ایجاد محصولات جدید تمرکز کنیم. شما می‌توانید جزئیات بیشتری را که شامل موارد حذف شده از وب سایت یاهو می‌شود در موارد زیر مشاهده کنید.

تالارهای گفتگوی عمومی یاهو مسنجر[1]
تالارهای گفتگوی عمومی یاهو مسنجر در 14 دسامبر 2012 بسته خواهند شد.

پینگ‌باکس یاهومسنجر[2]
از آنجایی که از 14 دسامبر 2012، پینگ‌باکس دیگر در یاهو مسنجر قابل دسترس نخواهد بود اگر آن را بر روی وبلاگ یا شبکه‌های اجتماعی خود نصب کرده‌اید، لطفا این قسمت را کلیک کنید تا چگونگی حذف آن را یاد بگیرید.[3]

توانایی رد و بدل کردن اطلاعات از طریق مسنجر زنده ویندوز مایکروسافت[4]
یاهومسنجر از تاریخ 14 دسامبر 2012 دیگر قادر به تبادل اطلاعات نخواهد بود. علائم و سازه های Microsoft Windows Live Messenger ، همچنان بر روی لیست دوستان شما ظاهر می‌شوند اما فعال نمی‌باشند و اگر شما سعی کنید که پیغام‌های فوری به دوستانتان بفرستید، پیغام‌ها ارسال نخواهند شد.»


آیا یاهو قصد دارد چت روم های عمومی خود را بازگرداند؟
در واقع یاهو هیچ تصمیمی برای بازگشت تالارهای گفتگوی خود ندارد. سرویس هایی چون پالتاک ، آی سی کیو ، زامبل ، چت‌زی و اسکایپ[5] برای گفتگو میان کاربران اینترنتی وجود دارد اما یاهو هیچ کدام از اینها را تایید نمی‌کند. به نظر می‌رسد حتی با این تغییرات کلی، یاهو دیگر حتی شانس برگرداندن تالارهای گفتگوی خود راهم ندارد، شاید در این بین به نظر برسد که یاهو غروری دارد که باعث می‌شود به حرف مشتریان خود گوش ندهد. با این حال افراد می توانند به سرویس های دیگر رجوع کنند و از یاهو مسنجر برای اطلاع رسانی به دوستان خود استفاده کنند.

چگونه می توان در مورد بسته شدن این چت روم ها با یاهو بحث کرد؟ عده ای معتقدند، دیگر لزومی ندارد که یاهو مسنجر را در لپ تاپ های خود داشته باشند چرا که روزانه با صدها نفر در تالارهای مختلف بیشتر از یک دهه هم صحبت بوده اند و یاهو حالا این امکان را از آنها گرفته‌است.
با وجود این حقیقت که سوءاستفاده های فراوانی از تالارهای گفتگوی یاهو می‌شد و ربات های زیادی برای تبلیغات به آن هجوم می‌آوردند، چت روم‌های یاهو، محلی برای کاربران زیادی بود که با یکدیگر گفتگو می کردند، دوستان جدیدی پیدا می کردند و با افراد با زمینه های مختلف ارتباط می گرفتند. حداکثر ظرفیت اتاق های گفتگو 50 کاربر بود و ما می‌دیدیم که خیلی از این اتاق ها همه ساعت، پر بودند، به این معنا که مردم هنوز از این تالارها استفاده می کردند. به هر حال، یاهو در فروم‌های خود فضایی را برای بحث و تبادل نظر ایجاد کرد و همچنین کاربران زیادی از طریق ایمیل با یاهو درین زمینه ارتباط گرفتند.

یاهو برای کاربرانی که 15 سال از چت روم‌های عمومی آن استفاده کردند آیا برنامه ای دارد؟ عده ای از آنها معتقدند که گوگل هم موتور جستجوی قوی‌تری نسبت به یاهو دارد، هم سرویس ایمیلی بهتر، اسکایپ تجربه‌ی تماس تصویری با کیفیت‌تری را ارائه می‌دهد، دانشنامه آزاد ویکی پیدیا اطلاعات جامع تری دارد و فیسبوک ایده های اجتماعی بهتری را ارائه می‌دهد، حتی بلینگ[6] نقشه‌های بهتری را فراهم آورده است.
شاید همه‌ی اینها درست باشند، عده‌ای از کارشناسان همچنین معتقدند که شاید تنها دلیلی که باعث می‌شد در این فضای رقابتی شدید، یاهو همچنان زنده بماند، تالارهای گفتگوی آن بود. اما مدیران یاهو برنامه‌های دیگری برای کاربران خود ارائه خواهند داد.

آیا یاهو در بروز رسانی تالارهای گفتگوی خود مشکل داشت؟

در موارد زیادی گزارش شده بود که نسل جدید وسایل الکترونیکی مانند آی‌پد توانایی دسترسی به این تالارها را نداشتند. همچنین زمزمه‌هایی از ویندوز 9 شنیده می‌شد! یاهو می‌بایست یا این تالارها را حذف می‌کرد یا اینکه برای بروز رسانی آنها با تک تک سیستم عامل‌های موجود در دنیا که هر روز تغییر می‌کنند، کاربران خود را مدام با قعطی و تعطیلی روم‌ها روبرو می‌کرد.

آیا دلیل اصلی بسته شدن تالارهای گفتگوی یاهو، مشکلات مالی بود؟
نه لزوما! یاهو سالها تلاش می‌کرد با ربات‌هایی که به آن هجوم می‌آوردند مقابله کند که هر بار شکست می‌خورد، با بسته شدن این تالارها، بسیاری از این سوءاستفاده‌هایی که توسط رباتها انجام می‌شد از بین رفت.

آیا یاهو به قطع ارتباط افرادی که از این طریق، روزانه با یکدیگر در تماس بودند، فکر کرد؟
بله، ولی یاهو بارها به دلیل سوءاستفاده‌های جنسی و قاچاق و تبلیغات‌های دروغینی که در چت روم‌هایش اتفاق می‌افتاد، مورد سوال قرار می‌گرفت. قطع ارتباط افراد یا جلوگیری از استفاده‌های خلاف وجدان اخلاقی، کدام یک باید انتخاب شود؟ ما مطمئن هستیم، افرادی که یکدیگر را به خاطر بسته شدن این تالارها از دست داده اند، اگر در روابط دوستی خود مصرّ باشند، می‌توانند باز یکدیگر را در تالارهای گفتگوی دیگر پیدا کنند.

یاهو برای رفع این مشکلات چرا از برنامه نویسان و متخصصین مجرب بهره نگرفت؟
یاهو بارها و بارها، قدرت خود را در این زمینه محک زد و نهایت تلاش خود را تا آخرین روزها قبل از تصمیم گیری درباره حذف چت رومها، به کار گرفت، نباید اینطور فکر کرد که یاهو از این تصمیم خوشحال است به هر حال ما یکی از امکانات تفریحی یاهو را حالا دیگر نداریم.

بستن تالارهای گفتگو به نفع شرکت‌های رقیب نیست؟
شاید در کوتاه مدت اینطور به نظر برسد ولی سرویس یاهو سابقه‌ی طولانی خود را درین مسیر رها نخواهد کرد. هرچند که طبق برآوردهای شده در واحد آمارگیری یاهو، تنها حدود 20 درصد از کاربران یاهو، از تالارهای گفتگوی عمومی آن، استفاده می‌کردند. شما همچنین در گزارشی که سال2007 انتشار یافت، دیدید که 75 درصد استفاده کنندگان از این تالارها، رباتها بودند.

یاهو برای دگرباشان نیز، تالارهایی را اختصاص داده بود، کشورهای دگرباش ستیز اغلب، مکان امنی برای دوستیابی دگرباش‌ها فراهم نمیکنند، این تالارها فضای مناسبی برای آنها بود، بهتر نبود که دستِ کم یاهو تالارهای ِ با این ضرورت را حذف نمی‌کرد؟
باید این را در نظر گرفت که یاهو مسئول رفتار نظام‌های حاکم بر کشورهای دنیا نیست، ما امیدواریم که وضع بهتر شود، اما این امکان وجود داشت که تالارهای باقی مانده به شدت از طرف کاربران شلوغ شوند و افراد زیادی پشت درهای بسته منتظر بمانند، همچنین احتمال سوءاستفاده های دیگر نیز وجود داشت.



[1] Paltalk.com
[2] Icq.com
[3] Zumbl.com
[4] Chatzy.com
[5] Skype.com
[6] Bling

۱۳۹۲ تیر ۲۳, یکشنبه

برگی از تاریخ؛ اتاق‌ها را بستند

پرونده ویژه: مرثیه‌ای برای یاهو شماره سوم (دی و بهمن91)

بدون شک تا به امروز محبوب ترین، مهمترین و معروف ترین سیستم پیام رسان در ایران یاهوست. این اهمیت و معروف بودن تا آنجاست که بسیاری پس از شنیدن کلمه «چت» فقط محیط چت یاهو را تصور می‌کنند و یا این که به جز یاهو هیچ جای دیگری را برای گفتگو و چت کردن امتحان نکرده‌اند. پیشینه این موتور جستجو، استمرار فعالیت‌ها و امکانات مختلف این گروه اینترنتی سبب شده تا در ایران با گسترش اینترنت، استفاده از سرویس‌های یاهو بخصوص سرویس چت، معروف و محبوب شود.
اما گروه یاهو در گذشته نشان داده قاتل سرویس‌های محبوب و مهم خود است. آنها چند سال پیش با بستن یاهو360درجه شوک بزرگی به هواداران خود و این سرویس محبوب وارد کردند. شاید در همان زمان با گسترش شبکه‌های اجتماعی، بخش بزرگی از کاربران خود را از دست دادند. همان طور که می‌دانید به تازگی نیز در تصمیمی بحث برانگیز، سرویس‌های اتاق گفتگو معروف به چت‌روم‌های خود را حذف کرده‌اند. در باره این تصمیم و دلایل آن در مصاحبه کاوه اهورایی با یکی از کارکنان یاهو بیشتر می‌خوانید اما آنچیزی که بیشتر تامل برانگیز است، تاثیر این حذف و قطع بر روی اقلیت‌های جنسی ایرانی است.

چت‌روم‌های یاهو و اقلیت‌های ایرانی
گسترش اینترنت در ایران با اتصال روش دایال‌آپ[1] که سرعت بسیار پایینی داشت صورت گرفت. اگرچه باید زمان زیادی برای بالا آمدن صفحه‌های وب و دریافت اطلاعات هزینه می‌شد اما با کمترین تاخیر پیام‌های طرفین گفتگو به هم میرسید. از طرف دیگر فضای گفتگو و خواست امیال جوانان به دلیل محدودیت‌های مختلف در دل آنها می‌ماند و چت کردن در فضای نسبتا امن مجازی یکی از بهترین راه‌های بیان حداقلی خواست‌های آنها بود. از این رو چت روم‌های یاهو، این سرویس پیام رسان را در محبوبیت و کاربرد فراوان در بین ایرانیان تبدیل کرد. ابتدا اتاق‌های گفتگو توسط کاربران ایجاد می‌شد. یکی از معروف‌ترین چت‌روم‌های دوران به اصطلاح ادمینی، «تهران گی روم» بود. اما بعدها این شرکت اینترنتی تصمیم گرفت با دسته بندی خاص روم‌هایش نظم و ترتیبی به آن بدهد و روم‌های خود را بدون مدیر در دسترس همگان قرار بدهد. بیشتر ایرانیان در روم‌های گروه آسیا که در پوشه‌ی رجینال[2] قرار داشت می‌رفتند. در آنجا اگرچه گروه‌ی از همجنسگرایان کنار دگرجنسگرایان حضور داشتند اما روم مختص به آنها جای دیگری بود. در بخش دیگر یک روم به نام Gay, Lesbian and Bisexual LGB وجود داشت. در دسته‌ی آسیا این روم هفت اتاق گفتگو موجود بود که با افزایش کاربران این هفت روم تا یازده و حتی سیزده اتاق گفتگو افزایش پیدا می‌کرد. مهمترین روم، اولین آن معروف به ال‌جی‌بی‌وان[3] بود. آنجا افراد زیادی به وصیله‌ی امکان صحبت کردن (Talk) با هم گفتگو می‌کردند. البته بعدها به دلیل ترفندهای هک و مخرب اینترنتی مشکلات زیادی برای روی «تاک» آمدن به وجود آمد اما این امکان فرصت شنیده شدن صدای دگرباشان را به یکدیگر می‌داد. یک رادیو آزاد با کاربرانی تمام اقلیت که بدون سانسور از روزگاران خویش می‌گفتند. درواقع دکمه‌ی سبز رنگ تاک فرصتی برای شنیده شدن صدای گروهی از همجنسگرایان بود که هیچ رسانه‌ی صوتی در دست نداشتند.

در جستجوی خوشبختی
پیشنهاد به همجنس برای برقراری ارتباط در جامعه هزینه‌های بسیاری دارد. ترس از واکنش منفی، احتما گرفتاری‌های قانونی، رسوایی و افشای شخصیترین روابط و... تنها برخی از این مشکلات است. اما نشستن پشت یک سیستم در حالی که کسی آن کاربر را نمی‌بیند و یا از او دور است و تنها منبع دست رسی به او آی‌دی[4] است که به راحتی ایجاد و یا از بین میرود، حاشیه امنی برای بیان خواسته‌های کاربران ایرانی یاهو به خصوص دگرباشان جنسی به وجود آورده بود. در روم‌های یاهو افراد بر اساس تایپ[5] خود به دنبال رابطه‌ای میگشتند که در واقعیت هرگز نمی‌توانستند به دنبالش باشند. آنها پیش شرط هایی همچون وفاداری، استقلال، اخلاق مداری، دوری از نگاه صرفا جنسی و... را ملاک های اخلاقی و فرم‌های ظاهری ماننده قد، وزن، رنگ پوست، مو، چشم و... را برای نزدیک کردن ظاهر یار آینده خود به تصویر درون ِ فانتزی‌های ذهنشان بیان می‌کردند و به دنبال شروع رابطه بودند. بسیاری از افراد به خصوص نسل جوان از این راه به روابط عاطفی حتی محکمی رسیدند. افرادی که اگرچه کسی از زندگی آنها خبر ندارد اما سال‌هاست کنارهم زندگی مشترک براساس عشق و علاقه را شروع کرده‌اند و ادامه می‌دهند. به عبارت دیگر یاهو تبدل به میعادگاه عاشقان و افراد عاطفی تبدیل شده بود که وصال کاربران دگرباش ایرانی خود را فراهم می‌کرد و حالا خلا آن این میعادگاه یا به نوعی پاتوق را از آنها گرفته.

جستجوی جنسی، ارضا جنسی
این تنها خواسته کاربران روم‌های یاهو به خصوص روم‌های اقلیتی نبود. نوع دیگری از نگاه به زندگی اقلیتی که بر اساس میزان گرایش به همجنس در دوجنسگرایان یا افرادی که رابطه جنسی آزاد[6] را دوست داشتند باعث می‌شد تا افرادی برای ارضا جنسی خود به دنبال گزینه مورد نظر بگردند. این گروه از افراد برای برقراری رابطه با توجه به امکانات خود در فراهم آوردن شرایط برقراری رابطه جنسی اقدام میکردند. دیگر ملاک‌های اخلاقی در این شرایط حاکم نبود بلکه شرط داشتن محلی امن برای ارتباط جنسی و یا داشتن مشخصات ظاهری که عموما تاکید بیشتری بر اندام جنسی داشت، اولویت رابطه می‌شد. به نوعی اتاق‌های گفتگوی یاهو درکنار جستجوی گروهی برای داشتن یک رابطه ایده‌آل، به جایی برای رسیدن به نیازهای جنسی گروه دیگری نیز تبدیل شده بود. بسیاری از کاربران وقتی فشار جنسی زیادی تحمل می‌کردند و مدت زمان زیادی از تنهایی خود را پشت سر می‌گذاشتند، به دنبال رابطه جنسی می‌رفتند و آن را جستجو می‌کردند. از سوی دیگر افرادی که صرفا دنبال رابطه جنسی بودند، گاهی متوجه احساس خود می‌شدند و در بین گروه‌های به اصطلاح عاشق پیشه، به دنبال رابطه می‌شتند. از آنجایی که هیچ کدام از آنها شیوه‌ی مطبوع از زندگی را دنبال نمی‌کردند و گاه به دلیل فشارهای احساسی و یا جنسی و گاه به دلیل تجربه‌ی شیوه‌ی دیگری از زندگی، در این تجربه‌ها شکست می‌خوردند و خاطرات بدی برای خود و طرف مقابل می‌ساختند.

اتاق‌های مجازی، رابطه‌های مجازی
گاهی شرایط کاربران را به ارضا شدن‌های آنلاین در غیاب کاربر واقعی سوق می‌داد. شرایطی مانند عدم پذیرش خود به عنوان یک اقلیت جنسی، دگرباش‌هراسی درونی، ترس از رابطه جنسی و... باعث میشد تا گروهی از کاربران هرگز از لاک مجازی خود بیرون نیایند و برای خالی شدن از فشارهای ناگزیر از این غریزه‌ی انسانی به دنبال گفتگوی جنسی[7] بروند. اینها تنها دلیل گفتگوی جنسی نبود و برخی برای محک زدن جنسی طرف مقابل و ارزیابی جدی‌تر او دست به گفتگوی جنسی می‌زدند. چت‌های جنسی و رد و بدل کردن تصاویر آنلاین معروف به سی تو سی[8] آنقدر جذابیت دارد که بزرگترین بنگاه‌های پورنوگرافی را به ورشکستی سوق می‌دهد. ارتباط دو طرفه بین دو کاربر یاهو که تصاویر آنلاین خود را به اشتراک گذاشته‌اند باعث تحریک بیشر افراد می‌شد. همچنین این کار به جسارت جنسی و تلاش افراد برای برقراری رابطه جنسی کمک می‌کرد. اما بیرون نیامدن فرد از آن لاک مجازی در مواقعی مشکل ساز می‌شد.
گروهی از دگرباشان به دلایل مختلف مانند نارضایتی از ظاهر خود یا اختلاف سنی بین خود و تایپ مورد نظرشان و... که همگی از عدم اعتماد به نفس افراد برای جستجو کردن فرد بود باعث میشد تا افراد در یک حریم مجازی به معرفی چهره‌ای ایده‌آل اقدام کند و قصد دلربایی برای فردی را داشته باشد. با عکس‌های جعلی فردی را وابسته خود می‌ساخت و در نهایت کار به جایی می‌رسید که یا باید راهایش می‌کرد و یا باید واقعیت را به طرفش می‌گفت. به طور کلی این گروه از افراد از چنین رابطه‌ای نیز لذت می‌بردند. آنها زندگی خود را دور تر از واقعیت رسیدن به رابطه ایده‌آل خود می‌دیدند و از این زندگی عاطفی در فضای مجازی لذت می‌بردند در حالی که فرد وابسته در آن سوی ارتباط اینترنتی در آتش دوری و عشق مجازی می‌سوخت.

خطرات و مخاطرات
فقط کاربران به اصطلاح سرکاری از دردسرهای روم نبود. از آنجایی که هیچ مدیری برای روم وجود نداشت خواسته‌ها از قالب موضوع روم یعنی اقلیت‌های جنسی فراتر می‌رفت و همین باعث آزار و اذیت برخی از کاربران می‌شد. ال‌جی‌بی تبدیل به یک قطعه از بهشت آزاد و آرمانی دگرباشان شده بود که دیدن هر فرد همجنسگرا‌هراس و یا حتی منحرف از نظر خود، باعث گرفتن این رویای نزدیک به واقعیت می‌شد. تبلیغ برای رفتارهای ساد و مازیخیست و زنای با محارم در قالب روم‌های ال‌جی‌بی برای برخی از دگرباشان ناراحت کننده بود. آن دسته از افراد معترض عقیده داشتند با دوری از چنین رفتارهای جنسی که منحرف می‌پنداشتند، می‌توانستند در بین نسل جوان به معرفی خود و گرایش خود برای پذیرش اقدام کنند.
از جمله رفتارهایی که همجنسگرایان نسبت به آن بسیار حساس بوده‌اند، سوء استفاده جنسی از کودکان بوده. حساسیت آنها نسبت به افرادی که به اصطلاح بچه‌باز[9] می‌نامند به دلیل نگاه سنتی‌های جامعه به مردان همجنسگرای فاعل با این برچسب انحرافی است. به دلیل گسترش اینترنت و آگاهی‌های فناوری همراه با حس کنجکاوی نوجوانان برای کشف هویت، شخصیت و احساسات عاطفی و جنسی خود، آنها خیلی زود به روم‌های ال‌جی‌بی می‌رسیدند و ممکن بود در تور افراد به اصطلاح بچه‌باز بافتند. دگرباش نوجوانی که از چنین رفتاری آسیب می‌دید در آینده دچار اختلالات شدیدتری از آن خاطره‌ی بد زندگی می‌گردید.
سو استفاده‌های عاطفی تنها بخشی از این مخاطرات بود. افراد ساده‌ای ممکن بود در دام گروه‌های مخرب اقتصادی بافتند که با فریب قصد بهربرداری مالی خود بودند. به طور کلی فضای مجازی به دلیل ندانستن مشخصات واقعی افراد و مهمتر از آن سخت بودن توضیح چگونگی و دلایل ارتباط برای یک دگرباش، شرایط دشواری برای اعتماد را به وجود می‌آورد.

زندگی بدون یاهو
یاهو به دگرباشان ایرانی کمک می‌کرد تا برای رسیدن به آرزوهای خود امیدوار باشند و اگر به آنها نمی‌رسند اما حداقل به آن نزدیک بشوند. افراد زیادی در یاهو خودشان را شناختند و یا برای پیداکردن احساسات خود راهنمایی شدند. افرادی که در یاهو از این گوشه و کنار درباره گرایش و هویت جنسی خود اطلاعاتی می‌شنیدند و به جستجوی آن می‌رفتند. یاهو به درستی یک چالشگر بزرگ در دنیای مجازی ایرانیان به خصوص اقلیتی‌ها بود. یاهو فرکاستن را محیا می‌کرد. آنجایی که فرد در تنهایی و یا دلتنگی از رابطه گذشته بدون امید به پنجره‌ی روم پناه می‌برد و آخر سر هم می‌دانست کسی یا چیزی جز تنهایی نصیبش نمی‌شود. یک مسکن کوتاه مدت که دگرباش رنجور و خسته‌ را آرام می‌کرد.
یاهو دوستان جدید اینترنتی را به یکدیگر معرفی می‌کرد که ساعت‌ها باهم گفتگو می‌کردند و شاید به همدیگر علاقه‌مند می‌شدند. یاهو فقط آدمها را به یکدیگر وابسته نمی‌کرد بلکه آنها را به خودش وابسته می‌کرد. آنها را برای حسی که نمی‌توانستند در جامعه آن را بیان کنند به آغوش می‌کشید و در درون جامعه مجازی خود به گوش همه‌گان می‌رساند. پیام‌رسان یاهو برای دگرباشان جنسی ایرانی تبدیل به پیام‌رسانی اجتماعی و فریادی خاموش بود. زیرآبی[10] رفتن‌های کاربران برای رسیدن به آرامش بود. آنها اگر حتی رفتار اجتماعی و همگرایی در صحنه عمومی روم داشتند اما به امید یک رویا و برای تحقق یک فانتزی به زیر آب می‌رفتند.
افرادی کمی هستند که با فضای مجازی و اینترنت آشنایی داردند اما تصمیم گرفته‌اند در واقعیت به دنبال نیاز های عاطفی و جنسی خود باشد. برخی از این افراد پیش از این در چنین فضاهایی بوده اند و با گروهی از هم نوعان خود یک یا چند گروه دوستی[11] تشکیل داده‌اند. افراد جدیدی به این گروه می‌پیوندند که به واسطه‌ی فضای مجازی به آنها مربوط می‌شوند. یاهو در شکل گیری این گروه‌ها نقش بزرگی را ایفا کرده. چت و اتاق‌های چت، بسیاری از این افراد را دور هم جمع کرده تا زندگی بهتری برای خود و گاهی با شروع فعالیتی داوطلبانه، برای دیگران فراهم آورند. نبودن اتاق‌های گفتگو خلا بزرگی برای همه‌ی کسانی است که روزگار خود را در آن می‌گذراندند اما حتما این یک خاطره برای نسل بعد از ماست. کسانی که اکنون نوجوانند و دسترسی آنها به سیستم‌های پیام رسان مشابه مانند نیمبازو بیلوکس به قدرت و شهرت یاهو نیست و اتاق‌های ادمینی این سرویس‌ها فضای خاصی نسبت به روم‌های یاهو ایجاد می‌کند.
با گسترش شبکه‌های اجتماعی و میل بسیار ایرانیان برای عضویت در این شبکه‌ها، دگرباشان جنسی نیز در این شبکه‌های مجازی به دنبال روزمرگی و حتی آرمان‌های بلندی می‌گردند که روزگاری در یاهو آنها را شکل داده‌اند. نمونه‌هایی از گروه‌های جنسی در فیسبوک و صفحه‌هایی با عناوین گفتگوی جنسی باعث کسترش نارضایتی‌ها از سوی قشر اخلاق‌مدار اقلیتی و تشدید فشارها و اتهامات افراد همجنسگرا هراس می‌شود. اما هیچ راهی در این دوران برای کنترل چنین رفتارهای نا بجا وجود ندارد. نابجا از این منظور که شبکه‌های اجتماعی چون فیسبوک برای پیداکردن دوستان است و سایت‌های جنسی و دوست‌یابی جایی بجا برای آن است.
به هرحال اتاق‌های گفتگو یاهو بخش بزرگی از تاریخ دگرباشان جنسی ایرانی بود که با تصمیم مدیران یاهو به تاریخ پیوست. شاید مدیران یاهو هرگز به چنین تاثیری فکر نمی‌کردند. شاید آنها هرگز فکر نمی‌کردند نسل جدید اقلیت‌های جنسی ایرانی به دلیل نبودن چنین فضای مشهور و مهمی رو به شبکه‌های خرد و پراکنده شدن می‌روند. دوری که شاید باعث دوری چند نسل دگرباش در آینده بشود.

3. LGB1
2. regional
1. Dial Up
4. ID یا شناسه کاربری، نشان دهنده نام کاربری از یک حساب کاربری مثل یاهو است.
5. اطلاحی است از استایل یا فرم دلخواه بدن و مشخصات ظاهری یک شخص برای برقراری رابطه.
6. Free Sex یا رابطه جنسی آزاد به نوعی از رابطه جنسی می‌گویند که دو طرف بدون احساس و علاقه صرفا برای ارضا امیال جنسی خود رابطه جنسی برقرار می‌کنند و ممکن است پس از این رابطه دوباره هرگز همدیگر را نبینند.
7. Sex Chat یا گفتگوی جنسی نوعی از چت کردن بود که طرف‌های گفتگو درباره خاطرات جنسی و یا علاقه مندی‌های جنسی خود را بیان می‌کردند.
8. C2C مخفف کلمه‌ی Cam2cam است. کاربران Cameraهای آنلاین خود (دوربین) را روشن می‌کردند و به صورت برابر از خود و بدنشان تصاویر نشان میدادند.
9. Pedophilia یا بچه باز فردی است که با فریب افراد نا بالغ از آنها سو استفاده جنسی میکند.
10. در اصطلاح کاربران یاهو به افرادی که در فضای عمومی روم ساکت و یا غیر فعال می‌شند، اصطلاح زیر آب رفتن می‌گفتند که فرد در حال چت شخصی با یک کاربر است.
11. در اصطلاح مرسوم بین اقلیت‌های جنسی، گروه دوستی خود را لایف می‌نامند. منظور از لایف (Life) همان Life stayle به معنی شیوه‌ی زندگی است. درواقع این اصطلاح نشان دهنده‌ی شیوه زندگی گروهی است که مانند یکدیگر زندگی می‌کنند.