آرشیو شماره‌های مجله

آرشیو شماره‌های مجله
لطفا برای دریافت شماره‌های مجله روی عکس کلیک کنید

۱۳۹۱ اسفند ۱۸, جمعه

خودت باش (قسمت اول)

کتاب اقلیت (شماره یکم، شهریور و مهر91)

مقدمه‌ی مترجم
وقتی در کشوری مثل ایران زندگی می کنی بسیارند پرسش‌هایی که باید به تنهایی پاسخی برایشان بیابی. این پرسش‌ها اگر به هویت جنسی یا گرایش جنسی‌ات مربوط باشد و بدتر از آن اگر جزو اقلیتی چهار، پنج درصدی باشی داستان را پیچیده‌تر هم می‌کند. می‌شوی موجودی آشفته با هزار پرسشِ بی‌پاسخ.
جزوه‌ی حاضر را سازمان PFLAG یکی از شناخته شده‌ترین سازمان‌های حامی حقوق هم‌جنس‌گرایان منتشر کرده. جزوه ساختی ساده دارد، متداول‌ترین پرسش‌ها را گرفته و برایشان پاسخی ساده و کوتاه آورده. بدون شک این جزوه بیش‌تر با شرایط آمریکا متناسب است تا ایران، ولی بخش‌های بزرگی از آن در زندگی همه‌ی ما مصداق دارد. شخصاً، در جای جایِ جزوه (با وجود تفاوت‌های بنیادی در شرایط LGBTهای ایران و آمریکا) تصویر خودم، نگرانی‌ها و مشکلاتم را دیدم و بسیار بود پاسخ‌هایی که در آن یافتم.
با وجود آن‌که مخاطب اصلی، جوانان LGBT هستند، خواندن جزوه برای سایرین هم خالی از لطف نیست، در کمینه‌ترین حالت تلخی‌ها و سردرگمی‌های LGBTها را پیش چشمتان تصویر می‌کند و از کسی، کسی که شاید بسیار به شما نزدیک باشد و او را هنوز به تمامی نشناخته‌اید درکی عمیق‌تر در اختیارتان می‌گذارد.
جزوه‌ی دیگری از مجموعه جزوات PFLAG  (جزوه‌ای به نام دختران و پسرانِ ما: پرسش و پاسخی برای والدین افرادِ گی، لزبیین و بای‌سکسوئل) ترجمه کرده‌ام که در اولین فرصت منتشر خواهم کرد.
در برهوت فرهنگِ فارسی برای LGBTها، امیدوارم ترجمه‌ی این جزوه‌ی نسبتاً کوتاه، کمکی باشد.

دیباچه
گرایش جنسی و هویت جنسی موضوعات پیچیده‌ای هستند و درک آن‌ها می‌تواند برای هرکسی مشکل و سردرگم‌کننده باشد. از پستو بیرون آمدن به عنوان جوانِ گی، لزبیین، بای‌سکسوئل یا ترنس‌جندر (LGBT) به ویژه می‌تواند پیچیده و آکنده از پرسش باشد.
به عنوان یک جوان سردرگم یا LGBT، در دوره‌ای از زندگی‌تان قرار دارید که به جمع بزرگسالان می‌پیوندید، حتی اگر هنوز از حقوق بزرگ‌سالان بهره‌مند نباشید. رابطه‌تان با  والدین، سرپرستان یا خانواده‌تان در حال تغییر است. لحظه به لحظه مستقل‌تر می‌شوید و آن‌ها باید بپذیرند که شما دیگر پسر کوچولو یا دختر کوچولوی‌شان نیستید. این برای هیچ یک از شما آسان نخواهد بود.
و ناگهان به یک باره، چیزی که تا چند سال پیش به آن فکر هم نمی‌کردید- جنسیت و آمیزش- احتمالاً به عنوان مهم‌ترین پدیده در جهان به نظرتان می‌رسد.
اگر یک نوجوان LGBT هستید-یا فکر می‌کنید هستید یا شک دارید- مساله سردرگم‌کننده‌تر می‌شود، زیرا احتملاً تا کنون کسی شما را برای آن آماده نکرده است.
در سنین رشد، دوستان و خانواده‌تان ممکن است درباره‌ی دوست داشتن با دختران اگر پسر هستید و یا دوست داشتن با پسران اگر دختر هستید سربه‌سرتان گذاشته باشند. ممکن است درباره‌ی قرار گذاشتن، عاشق شدن و ازدواج صحبت کرده باشند. ولی شاید هرگز در‌باره‌ی این حرفی نزده‌اند ‌که بزرگ شوید و به پسری دیگر دل ببازید، یا با زنی هم‌چون خودتان ازدواج کنید، یا این احساس که جنسیت ظاهری‌تان با آن‌چه از درون احساس می‌کنید هم‌خوانی نداشته باشد. ممکن است در خانه یا مدرسه واژه‌های چون «گی»، «هم‌جنس‌باز» و ... که به عنوان فحش استفاده شده‌اند به گوشتان خورده باشد، یا به واسطه‌ی گرایش جنسی یا هویت جنسی‌تان مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشید.
تصویر دگرجنس‌گرایان هنوز بر فرهنگ‌ عمومی قالب است. تلوزیون، فیلم‌ها و مجلات زنان و مردان را به عنوان زوج، هم‌راهِ هم نشان می‌دهند. بیش‌تر ترانه‌‌هایی که می‌شنوید درباره‌ی دل‌باختن به جنس مخالف است. اگر پسر هستید، احتمالاً دوستانتان درباره‌ی دخترها حرف می‌زنند و اگر دختر هستید، درباره‌ی پسرها. و هم‌زمان با این امر که عمده‌ی افراد هم‌سن‌تان ترگل و ورگل در قوانین جنسی مورد انتظار جا می‌شوند، شما خلاف آن را احساس می‌کنید یا می‌خواهید.
تمام این‌ها، اگر LGBT هستید یا فکر می‌کنید ممکن است باشید، چون از داده‌های چندانی که به شما مربوط باشد برخوردار نیستید، امور را برایتان سخت می‌کند.
این جزوه برای کمک به شما نوشته شده است، تا برخی از پرسسش‌هایتان را پاسخ گوید، وب‌سایت‌هایی که می‌‌توانید به آن‌ها سر بزنید و افرادی که می‌توانید با آن‌ها حرف بزنید را به شما معرفی کند، تا به شما کمک کند که سه چیز را درک کنید:
یک: این‌که گی، لزبیین، بای‌سکسوئل یا ترنس‌جندر بودن هیچ اشکالی ندارد.
LGBT بودن هم‌سنگِ چپ دست بودن از گوناگونی‌های انسانی است. گرایش جنسی و هویت جنسی شما تنها جزء دیگری از آن‌چه هستید است.
دو: دریافتن آن‌که کیستید، زمان می‌برد.
طبیعی است که سردرگم باشید، طبیعی است که نامطمئن باشید که LGBT هستید یا نه، و طبیعی است که آن‌قدر که نیاز دارید زمان صرف یافتن پاسخ کنید. هیچ نیازی به شتاب کردن نیست.
سه: تنها نیستید.
در هم‌این لحظه ده‌ها هزار جوانِ دیگر، به این‌که LGBT هستند یا ممکن است باشند فکر می‌‌کنند، همه‌شان فکر می‌کنند که ممکن است تنها باشند، به دنبال کسی می‌گردند که در این زمینه با او صحبت کنند. صدها هزار نفر دیگر، باری این راه را پیموده‌اند.
یکی از این افراد یا شخصی یاری‌رسان، آن سوی خط تلفن خواهد بود اگر با هر یک از شماره‌های انتهای این جزوه تماس بگیرید یا وارد هریک از سایت‌های منبعی که در لیست آورده شده‌اند شوید. اینها افرادی هستند که می‌توانید آزادانه با آن‌ها حرف بزنید، یادداشت‌هایشان را بسنجید، یا از آن‌ها راهنمایی بخواهید.
پرسش‌های سایر جوانان در باره‌ی LGBT  بودن، به این جزوه شکل داده است. امیدواریم به شما در یافتن پاسخ‌های‌تان یاری برساند.

فکر می‌کنم، ممکن است گی، لزبیین، بای‌سکسوئل یا ترنس‌جندر باشم، ولی اگر مطمئن نیستم چه؟
پاسخ کوتاه: وقتی زمانش بشود، خواهید دانست. ممکن است مدتی طول بکشد و هیچ نیازی به شتاب کردن نیست.

برخی افراد LGBT می‌گویند، از زمانی که بسیار کوچک بودند-حتی پنج یا شش سالگی- « احساس می‌کردند متفاوتند ». در ماجرهای دل‌باختگی که دوستان‌ دوره‌ی دبستان‌شان از آن‌ها حرف می‌زدند سهیم نیستند، بلکه دل‌باخته‌ی دوست هم‌جنس‌شان بودند، یا در هویت جنسی‌شان تردید می‌کردند-و به نظر نمی‌رسید که ‌کسی از این مسائل حرفی بزند.
اغلب اوقات، این افراد می‌گویند که مدتی طول کشید تا برای آن‌چه حس می‌کردند، نامی بیابند- تا به خودشان به عنوان گی، لزبیین، بای‌سکسوئل یا ترنس‌جندر نگاه کنند. ولی وقتی شروع به فکر کردن در چهارچوب این واژه‌ها کردند، به نظرشان منطقی رسید- به احساساتی که در سن رشد داشتند، می‌خورد.
حال آن‌که بسیاری افراد، گرایش جنسی یا هویت جنسی‌شان را تا دورانِ نوجوانی وحتی بزرگ‌سالی درنمی‌یابند و این می‌تواند گیج‌کننده باشد.
در یک مقطع، تقریباً همه، «خاطرخواه»  کسی از هم‌جنسان خود می‌شویم. و معمولاً در قواعد و توقعات جنسی گوناگون جست‌وجو می‌کنیم یا بنا به آن‌ها خود را معرفی می‌کنیم. ولی هیچ یک از این‌‌ها به این معنی نیست، که شما LGBT هستید.
یک یا دو تجربه‌ی جنسی با هم‌جنس به معنی گی بودن شما نیست، دقیقاً هم‌آن‌طور که یک یا دو تجربه‌ی جنسی با غیرهم‌جنس به معنی استریت بودن شما نیست. بسیاری افراد LGBT تجربه‌های جنسی با جنس مخالف داشته‌اند و بسیاری افراد استریت تجربه‌های جنسی با هم‌جنسان خود. عمده کسانی که هم با هم‌جنسان و هم با جنس‌مخالف رابطه‌ی جنسی دارند معمولاً به عنوان بای‌سکسوئل شناسایی می‌شوند.
هم‌چنین مهم است که بدانید، ممکن است باکره باشید یا از نظر جنسی فعال نباشید ولی با این وجود بدانید که گی، لزبیین، بای‌سکسوئل یا ترنس‌جندر هستید. احساسات و گرایش‌های عاطفی و جسمی‌تان شما را در پیدا کردن آن‌که هستید یاری خواهد کرد. جنسیت ما در طول زمان رشد و توسعه می‌یابد. از این‌که مطمئن نیستید، نگران نباشید. سال‌های مدرسه برای یافتن آن‌چه مناسب‌تان است، زمان خوبی است، و دل‌باختگی‌ها و تجربیات بخشی از آن است. در طول زمان، درمی‌یابید بیش‌تر به کدام گرایش دارید، زنان‌، مردان و یا هر دو و آن‌موقع خواهید دانست. مجبور نیستید که روی خودتان برچسب بزنید.
مانند گرایش جنسی، بسیاری از افراد در سنین پایین می‌دانند، که هویت جنسی‌شان و آن‌گونه که می‌خواهند بروزش دهند با آن‌چه والدین‌شان و دیگران از آن‌ها توقع دارند هم‌خوانی ندارد. برای برخی دیگر، این هم در طول زمان رشد می‌کند و دگرگون می‌شود. اگر احساس می‌کنید هویت جنسیتان با برچسب‌های «پسر یا دختر» که دیگران در باره‌ی شما فرض می‌گیرند جور نمی‌شود، این چیزی است، که باید در باره‌اش بیش‌تر جست و جو کنید و بیاموزید.
اگر فکر می‌کنید گی، لزبیین، بای‌سکسوئل یا ترنس‌جندر هستید، از آن وحشت نکنید، یا احساسات‌تان را از خودتان پنهان نکنید. تنها ثمری که این کار خواهد داشت این است که سدِ راه شما در شناختن گرایش یا هویت جنسی‌تان می‌شود، سد راه شناختن خودتان می‌شود.

هیچ نشانه‌ای دال بر LGBT بودن دیگران نمی‌بینم. آیا تنها هستم؟
پاسخ کوتاه: نه.

در زمینه‌ی گرایش جنسی، دکتر آلفرد کینزی[1]  مشهورترین محقق حوزه‌ی جنسیت در عرصه‌ی جهانی، استنتاج می‌کند که هیچ‌کس مطلقاً استریت یا گی نیست. او دریافته که عمده‌ی مردم کشش‌هایی به سمت هم‌جنس در طول زندگی داشته‌اند، و همان بسیار مردمان، تجربه‌های جنسی‌ای با هم‌جنس یا هر دو جنس داشته‌اند. به گرایش جنسی به عنوان یک طیف یا «زنجیره‌ی جنسی» نگاه کنید. در یک انتهای این طیف مردمان بسیاری هستند که تنها به هم‌جنس گرایش دارند. در انتهای دیگر افراد بسیاری هستند که تنها به جنس مخالف گرایش دارند. و در میانه کسانی هستند که به هر دو جنس گرایش دارند.
همانند گرایش جنسی، می‌توان به هویتی جنسی‌مان هم به عنوان یک طیف نگاه کنیم. گستره‌ی وسیعی از هویت‌ها را می‌توان بر طیف فرا جنسیتی یا «هویت جنسی» یافت. در طول حیات، ممکن است، جنسیتمان را به شویه‌های گوناگون تجربه یا بیان کنیم.
در هر نقطه از این طیف‌ها قرار بگیرد، هم‌راهان بسیاری دارید. عمده‌ی برآورد‌های حاکی بر این است که ۴.۵ تا ۱۰ درصد از جمعیت گی، لزبیین، یا بای‌سکسوئل هستند.
افراد LGBT همه‌جا در اطراف شما هستند، فقط همیشه نمی‌توانید آن‌ها را بشناسید. آن‌ها سفید، سیاه، آسیایی، لاتین‌تبار و آمریکای الاصل هستند. آن‌ها یهودی، کاتولیک، مسلمان، پروتستان و بودایی هستند. پیر و جوان‌اند، فقیر و غنی. دکتر و پرستار، کارگر ساختمانی، معلم و دانش‌آموز، منشی، وزیر و کاردار، خاخام، فروشنده و صندوق‌دار، مکانیک، تاجر، افسر پلیس، سیاست‌مدار و ورزش‌کارند.
و وقتی نوجوان بودند، بیش‌ترشان احتمالاً هم‌این احساسی که شما دارید را داشته‌اند. اگر احساس می‌کنید تنها هستید، به یاد بیاورید که: آنی دی‌فرانکو[2] یِ خواننده هم هم‌این احساس را داشته است، هم‌این‌طور التون جانِ[3]  آهنگساز، و ستاره‌ی تنیس مارتینا ناوراتیلووا[4]، و آلن کامینگِ[5] بازی‌گر و لزلی فاینبرگِ[6] نویسنده و هزاران کس دیگر.

گی، لزبیین، بای‌سکسوئل یا ترنس‌جندر بودن طبیعی است؟
پاسخ کوتاه: بله. گی، لزبیین، بای‌سکسوئل یا ترنس‌جندر بودن ایرادی ندارد و به اندازه‌ی استریت بودن طبیعی است.

هیچ‌کس دقیقاً نمی‌داند، هویت جنسی یا گرایش جنسی انسان (گی یا استریت) چگونه تعیین می‌شود. بیش‌تر محققین بر این باورند که این‌ها اموری وابسته به بایولوژی ژنتیک و شرایط محیطی است و گرایش جنسی و هویت جنسی شخص احتمالاً پیش از تولد یا در سال‌های اولیه، تا دو یا سه سالگی، تثبیت می‌شود.
دکتر ریچارد پیلارد[7]، از روان‌پزشکان دانشگاه پزشکی بوستون می‌گوید، هم‌جنس‌گرایی «درتمام گونه‌های جانوری که به صورت جامع بررسی شده‌اند وجود دارد». هم‌جنس‌گرایی هم‌آن‌قدر بخشی از طبیعت است که دگر‌جنس‌گرایی.
مهم نیست برخی اشخاص ممکن است به شما چه بگویند، گی، لزبیین، بای‌سکسوئل یا ترنس‌جندر بودن، نه تنها طبیعی است، به اندازه‌ی استریت بودن حاکی از سلامت است. جامعه‌ی روان‌پزشکی آمریکا8 در ۱۹۷۳ اعلام کرده است که هم‌جنس‌گرایی یک نابه‌هنجاری یا بیماری روانی نیست، و هم‌چنین تلاش برای تغییر گرایش جنسی اشخاص را غیراخلاقی و خلاف اصول و مقررات حرفه‌ی روان‌پزشکی اعلام کرده است.
ترنس‌جندر بودن یا از نظر جنسی دگرسان[9] بودن هم بیماری نیست، گرچه بی‌قراریِ هویت جنسی[10]  هنوز در فهرست راهنمای تشخیصی و آماری جامعه‌ی روان‌پزشکی آمریکا قرار دارد.
LGBT بودن هم‌سنگ چپ‌دست بودن از گوناگونی‌های انسانی است-گرایش جنسی و هویت جنسی تنها اجزای دیگری از هویت و کیستی فرداند. هیچ ناروایی در باره‌ی LGBT بودن وجود ندارد. در حقیقت، بسیاری چیز‌ها هم برای بزرگ‌داشتن و جشن‌گرفتن دارد.
بی‌شک این جزوه نمی‌تواند پاسخ‌گویِ همه‌ی پرسش‌ها باشد. اما امید داریم، به شما نقطه‌ای برای شروع دهد. لازم نیست وقتی هویت یا گرایش جنسی‌تان را می‌کاوید، تنها باشید. منابعی که در زیر معرفی می‌شوند، جایی برای ادامه راه به شما نشان می‌دهند، تا اطلاعات کسب کنید، پاسخ‌ها و دوستانی بیابید و یاری شوید.
در خواهید یافت که به‌ترین پند این است، خودت باش. اگر LGBT هستید به زودی، این توان را می‌یابید که به هویت‌تان و چه‌گونه‌گی بروزش شکل دهید. هم‌چنین بیرون آمدن از پستو، شما را با موقعیت‌ها و تجارب جدیدی رو برو می‌کند، هم‌چنین سروری شگرف در سفر اکتشافی‌تان خواهید یافت.
وارتان پاکباز

[1]. Alfred Kinsey 
[2]. Anni DiFranko
[3]. Elton John
[4]. Martina Navratilova
[5]. Alan Cumming
[6]. Leslie Feinberg
[7]. Richard Pillard
[8]. American Psychiatric Association (APA)
[9].  Gender variant
[10].  Gender Identity Dysphoria (GID)